مباحث مدیریت علمی(دولتی)اجتماعی....

همواره بشریت درطول حیات خوددرجهت رسیدن به پیشرفت وتکامل وتوسعه عمومی، شاهدتغییرات سریع(ناگهانی)وتدریجی سیستماتیک دررفتارها،نگرشها،سیاستهاازجمله تفکرات ومنطق خود بوده است.طوریکه بشریت اگرامروزسندمدرنیته بودن راگردن آویزخودکرده است مرهون این تغییرات حادث شده درطول21قرن اخیربوده،تا امروز5دوره تکامل خودرادرسایه همنوایی افکاروخواسته هاوگرایشات مشترک،هرچندباشاخصه های نسبتا بالاترطی نموده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط م . ک  | 

نگاهی به شایسته سالاری درنظام اداری ایران

مقدمه : نظام اداری ایران ازبدو شكل گیری با مشكل عدم سلامتی و بروکوراسی زاید رو برو بوده است. تلاش های فراوانی برای مبارزه با عدم سلامت اداری(فسادگسترده اداری) انجام شده است، ویژگی مشترك همه ی این تلاش ها،عدم وجود سیاست های مدون و برنامه های بلند مدت برای پشتیبانی ازآنهابوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 7:13 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

 

اصولا بین اند یشه های اسلامی،شرق وغرب درموردحاکمیت وقدرت ورهبری نظرات متفا وتی وجوددارد.دراسلام حا کمیت وقدرت مطلق خاص خداوند بزرگ(لایموت)است که برهمه چیز درسراسرهستی  تاثیرگذارمیباشددرواقع اراده لایزال اوست که اداره کننده امورات جهان هستی است وتنها اوست عالم وقادربرهمه چیز(علی کل شی ء قدیر).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

واژه دولت ترجمه لغت انگلیسی state ازریشه لاتینی status به معنی وضع پابرجاوپایدارگرفته شده است.درزبان انگلیسیstutusبه معنی لاتینی یعنی شان ومقام وموقعیت بکاربرده میشود بیشتربه چیزی اطلاق میشودکه وضعیتی پایداروپابرجاداردباگذشت زمان این مفهوم ازسطح کاربردی افرادبه سطح وپایه کاربردی نهادهای سیاسی ماننددولت انتقال یافته است.ازاین رواین واژه به معنای دولت باثبات وپابرجااستعمال میگردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 8:27 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

           اگرچه درره هستی هزاردشواریست       چو پرکاه پریدن ز جا سبکساریست

بپات رشته فکندست وروزگاروهنوز     نه آگهی توکه این رشته گرفتاریست

به گرگ مردمی آموزی ونمی دانی     که گرگ راازازل پیشه مردم آزاریست

هرآن مریض که پند طبیب نپذیرد          سزاش تاب  تب و روزگار بیماریست

برخی افراددرجهت رسیدن به مسند قدرت،اتصال به مرکزثقل حکومت واستفاده ازکلیه مزایاوامتیازات آن برای خود،اطرافیان،دوستان،هم حزبیهاو...باشعارهای دینی،عقیدتی،انقلابی که ریشه درفرهنگ وباورهای ارزشی وعمومی بشریت داشته وخاستگاه اصلی نیازها،انگیزه ها،تحریکات،ترغیبات،هیجانات،مطالبات بحق وکلی مردمندبعنوان منجی ومدافعان کشوروحقوق مردم واردمیدان مبارزات سخت ونفس گیرمی شوندوچنین قهرمانه وعابدانه عنوان میدارندکه "خدمت به خلق ،خودکسب سوداست ". البته تا این

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 8:25 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

 

دراندیشه هاوتفکرات ونگرش های سیاسی،حکومتها به سه دسته:حکومت یک تن( استبدادی،سلطنتی،دیکتاتوری)؛حکومت عده ای معدود(ملکوک الطوایفی،متنفذین،اشرافی یاآریستوکراسی)؛حکومت عده ای بی شمار(دموکراسی،آنارشی)باشرایط خاص خودازقبیل:مکانی،زمانی،ابزارهای قدرت،فرهنگها،باورها،نوع طبقات اجتماعی،میزان آگاهی های عمومی و...تقسیم شده اند.که درهمه این اشکال به نوعی،خودکامگی گریبانگیردولتمردان شده است.چراکه مردم درهرحال بنابه دلایلی تابع حکومت بوده وملزم به پذیرش وعمل به دستورات حکومتیند.وعده ای هم دراین میان ازاعتمادوسادگی مردم سوء استفاده کرده ومیکنند.هردولت وحکومتی متاثرازباورهاوخواستهای کلی مردم برای مدت معینی تشکیل میشودکه دوام وبقاء آن درنتیجه مجموعه رفتارها،عملکردها،قوانبن وخدمات ارائه شده منوط به رضایت واقبال عمومی ملت خوداست.نگاهی به تاریخ حکومتها نشان میدهدحکومتی ماندگاراست که دین وملت خودرابه معنای واقعی،قبول وباورکرده،احترامات،کرامت آنها راحفظ نماید.ازحسن اعتمادمردم به صرف چندروزتکیه زدن برمسندقدرت سوء استفاده نکندیاملت رافقط جهت حفظ خودظاهراولی نعمت خودنداند،تنی وناتنی بازی نکندبلکه بایددرانجام کارهاوامورات کشوربه طریقی نظرملت را(ازطریق نمایندگان صالح درمجالس وسندیکاهاو...)جویاشده،بکاربندد.بامردم همنوایی وهمگرایی داشته باشد.رابطه دوستی ومسئولیت پذیری متقابل حکومت ومردم بایدمستحکم ومستمرباشد.قدرت نبایددردست گروه یااشخاص خاصی متمرکزشود،چراکه خودزمینه سازحکومت استبدادی شده،نظرات وخواست آنهاتحت هرشرایطی برجامعه حاکم درنتیجه بی عدالتی وتبعیض انتشار،امنیت روانی جامعه سلب،آسیب هاوناآرامیهای داخلی تاسقوط دولت یاحکومت مرکزی ادامه خواهندیافت.اگربه علل سقوط واضمحلال حکومتهای استبدادی،سلطنتی و...درقرون وسالهای گذشته توجه کنیم بخوبی متوجه میشویم که اولا:قدرت منحصرادردست طبقه حاکم بوده است.ثانیا:دین ومردم دردست آنهاابزاری بیش جهت رسیدن به مقاصدشان نبوده،یاارزش آنچنانی نداشته،باورهاوازرشهای عمومی جامعه موردتوجه واقع نشده اند.ثالثا:حکومت،محصول اراده واقعی مردم نبوده است.(یعنی محصول کودتا،باندبازی،...است.)اگرحکومت/دولتی مسیرخودراازتوده خروشان مردم جداسازد،کارهاراظاهرابه اسم دین ومردم انجام دهدفقط اهداف سودجویانه خودرابااین شیوه دنبال کندیامردم به این نتیجه برسندکه دیگرقدرت دست حکومت بوده،هرکاری میتواندیامیخواهدانجام میدهد،حکومت همه کاره وخودمختار است یادوستی حکومت بامردم ظاهری باشد،حکومت برای عده ای خاص دربرابرقانون تبعیض قائل میشودکه عده ای هم به لحاظ فعالیتهای سیاسی،خواص بودن،داشتن اسم ورسم حاصله ازعناوین سیاسی،دست به انواع جنایتها ومفاسداخلاقی،اقتصادی و...زده وچون اجرای قانون درموردآنهاتقریبامشکل یاغیرممکن بوده،جرم آنهامشمول قائده قضایی مرورزمان شده،نتیجتادرسایه این تبعیضات نامشروع به خاطرسیاسی بازی درحاشیه امنیتند،امری که دردنیای امروزی ماکاملامصداق های بارزداشته،به یک اپیدمی سریع السیرتبدیل شده است.آنگاه دراثرمدیریت های ضعیف،فشارهای نامعقول وتخریبی وتبعیضات طبقه حاکم،مردم ونیروهای وفاداربنابه تمایلات استقلال وحق طلبی شان باهم متحدشده،آنراخلع قدرت وسرنگون میکنند.که این طرزنگرش دولت همه کاره یاخودکاره است بیشتردرموردحکومتهای سنتی وقدیمی صحت داردچیزی که مکرردرطول تاریخ مشاهده میکنیم.حکومت نبایدبه گونه ای عمل کندکه ملتش فکرنمایدحکومتش قدرت بلامنازعه بوده وهمه کارهارافقط مطابق میل وخواست خودانجام داده وتوجهی به ملت ومنافع حاصله ازمجموعه معاملات وتعاملات داخلی وخارجی نمیکندکه این،همان خودکامگی وآفت آشکارحکومتهابوده وخطرناکترین عامل سقوط وافول هرحکومتیست.لذابرای غلبه براین آفت،همه آحادمردم متناسب باشرایط،امکانات،لیاقتها،تخصص،تعهدباحفظ جایگاه هاوحرمتهادراداره کشورونظام مشارکت نمایند.مردم بایددرسایه حکومت خوداحساس امنیت،آرامش،پیشرفت،کمال،عزت وافزایش ثروت نمایند.حضرت علی(ع)درنهج البلاغه،حفظ عزت مردم وتولیدثروت برای آنهارامهمترین وظایف حکومت اسلامی بیان کرده اند.ایشان بااین بیان رسای خودصراحتاحکومت ودولت مردان رابه عنوان خادم مردم معرفی نموده،آنهاراازخودکامگی منع کرده اند.حکومت ودولتمردان بایدهمیشه به این فکرباشندکه ملت آنهارازیرنظرداشته،ازآنهاحساب خواهندگرفت.پس بایدعزم خودراهم برای خدمت وهم برای پاسخگویی،جزم کنند.البته بایدمتذکرشدخودکامگی درحکومتهای قدیمی نسبت به حکومتهای جدیدبرمبنای دموکراسی حادترمیباشد.چراکه اساس دموکراسی:انتشارمساوی قدرت،انجام انتخابات سالم باحضورگسترده توده مردم برای تعیین وانتخاب قانون اساسی،رهبری،رئیس جمهور،نمایندگان مجالسین عادی،سناو...برای دوره های زمانی معین بوده ودراین موارد قدرت تعیین کننده دردست ملتهاست.بعبارت دیگر،زمان مکانیسم اختیاروانتخاب ومحدودیت قدرت(منع انحصارقدرت)بوده وملت حسب خواست واراده خودحکومت/دولت تشکیل داده،خودبرصحت وسقم انجام وظایف وامورات آن ازطریق نمایندگان صالح وبرخاسته ازمتن خویش نظارت مستمرمی کند.     

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 0:51 قبل از ظهر  توسط م . ک  | 

فرازهایی ازدستورات علی (ع) به مالک اشتر:

بی شک امیرمئومنان(ع) درطول تاریخ بشریت یکی ازماندگارترین چهره هادرتثبیت واجرای عدالت اجتماعی اندودراین راه متحمل انواع سختیها شده اندطوریکه بخاطراستقامت درعمل باین امرحکومت اسلامی دوستان هم به دشمن تبدیل شدند.ایشان درتقسیم بیت المال همواره برمساوات وبرابری تاکیدداشته ونافی وناهی رجحان خواص برعوام بودند.دشمنان که دردشمنی باحضرت ثابت قدم بودندامادوستان وی به دلیل بی توجهیش درتقسیم بیت المال وانتخاب امراوفرماندهان صرف خواص بودن به صف دشمنانش پیوستند.حضرت بیت المال راحق قانونی همگان ولومساوی میدانستندواین مسئله باعث پراکنده شدن برخی دوستان ازجمله جنابان طلحه وزبیرگشت.لذاشایسته است به گوشه ای ازفرازهای حکومتی گوهرایشان به مالک اشترازنهج البلاغه اشاره شود:

دستوراول : درباره دولت مردان

براستی که بدترین وزیرانت،کسی است که درحکومت پیشین وزیراشراروشریک گناهان آنان بوده است چنین کسانی محرم رازت نباشندکه اینان یارتبهکاران ویاورستم پیشگانند.گزینش اینان نبایدبراساس هوشیاری،اطمینان،خوش گمانی شخصی باشد.چه شخصیتهاخویش رابه خودآرایی،خوش خدمتی معرفی می کنندامادرپشت پرده اثری ازخیرخواهی وامانت نیست.پس توآنان رابه کارهایی که برای شایستگان پیشین کرده اندبیازمای وبرخوش نامترین ومعروفترین آنهابه امانت درمیان مردم تکیه کن((که این دلیل خیرخواهی تودرراه خداوامامی است که ازسوی اوماموری)).دراس هریک ازکارهایت سرپرستی بگذارکه بزرگی کارناتوانش نکندوبسیاری آن پریشانش نسازدوهرگاه درنویسندگانت عیبی بودوتوازآن غافل ماندی،بازخواستش برتوخواهد بود.

دستوردوم: درباره گزینش فرمانداران

ایشان راازمیان آزمودگان وآزرمیان که ازتباری شایسته وسابقه داردراسلام اندبرگزین که خوش خوتروآبرومندتروبی آزترودوراندیش ترند.درکارکارگزارانت بیندیش وآنهارابه آزمایش برگزین نه به دلخواه وخودسرانه که این دوشاخه ای ازمجموعه ستم وخیانت است.سپس به بررسی کارگزارانت بپردازوبازرسانی راستین وامین برایشان بگمار.چه بازرسی نهانی درکاراینهاعامل وادارکننده ایشان به امانت وخوش رفتاری بامردم وسبب عدم پراکندگی یاوران است.امااگریکی ازاینهادست به خیانت یازیدوگزارش بازرسان درباره اش یکسان بودبه گواهی این گزارشهابسنده کن ونخست اوراتنبیه بدنی کن وبه کیفرکردارش برسان آنگاه باتنزل پایه خوارش داروننگ خیانت رابراوبنشان وبندبدنامی رابرگردنش نه.

مکن با فرومایه مردم  نشست

چو کردی زهیبت  فروشوی دست

به  فتراک پا کان درآویزچنگ

که عارف  ندارد زدریوزه ننگ

دستورسوم : درباره انتخاب قضات

برای داوری درمیان مردم بهترین کسان رابرگزین-کسی که کاربرایش سخت ودشوارنباشدودادخواهان به خشمش نیارند.درلغزش پای نفشردوچون حق راشناخت دربازگشت به حق درنگ نکندبه جان آزمندنباشدوبه فهم اندک-بی آنکه بیندیشدوبفهمد بسنده نکند.درشبهات پردرنگ واستدلال گرباشد.ازمراجعه دادخواهان کمترخسته شودودرکشف امورشکیباتروچون حکمی هویداشدبرنده ترباشد.ازکسانی باشدکه ثناوستایش خودبین ومنحرفش نکند.اینگونه داوررابیشتردریاب وآنقدربه اوببخش که کمبودهایش ازمیان برودونیازش به مردم کم شودواوراازچنان پایگاهی درپیشگاه خویش برخوردارکن که دیگرنزدیکانت بدان طمع نکنندونتوانندناگهان ازارزش اودرپیش توبکاهند.دراین کاردوراندیش باش که این آیین دردست بدکارانی گرفتاربوده است که درآن به هوای وهوس ودنیاجویی کارمی کرده اند.

دستورچهارم:درباره کشاورزان،صنعتگران

کارخراج رابه سودخراج دهندگان بررسی کن که درصلاح خراج وشایستگی ماموران آن آسایش دیگران نیزهست ودیگران به صلاح نمی رسندمگربه آنان.چه همه مردم جیره خوارخراج وپرداخت کنندگان آنند.وبایدبه آبادانی سرزمینهابیش ازگرفتن خراج بیندیشی.چه مالیات جزازراه آبادانی به دست نمی آیدوآن کس که بدون آبادانی درطلب خراج است به ویرانگی شهرهاونابودی بندگان پرداخته وکارش جزاندک زمانی استوارنخواهدماند.اگرخراج دهندگان ازسنگینی مالیات یاعلت وآفت یابی آبی وخشکسالی نالیدندیاازدگرگونی زمینهای معمورخودبه واسطه سیل یاخشکسالی سخن گفتندتاآنجاکه امیدبه اصلاح کارآنان می رودازخرجشان بکاه چه این اندوخته ای است که باآبادکردن بلادوآراستن ولایات به توبرمی گردانندوتونیزموفق شده ای ستایش آنهارابه خودجلب کنی وبه گسترش عدل درمیان آنان خرسندباشی وبرتوان بیشتری که اندوخته تو ازراه رفاه بخشیدن واطمینانی است که ایشان به دادگری وسازگاری توپیداکرده انداعتمادکنی.به دنبال این خدمت چه بساکارهایی به آنهاواگذارکنی وباخوشدلی انجام دهندزیرامملکت آبادهرباری رامی کشدوویرانی سرزمیهابه تنگ دستی مردم آن است.

دستورپنجم:درباره بازرگانان،صنعتگران

سفارش سوداگران وصنعتگران رابپذیروخودنیزآنهارابه نیکی سفارش کن.اینهادوگروه اند:1-بازرگانان داخلی مقیم کشور2-بازرگانان خارجی که دارایی آنهادررفت وآمداست.صنعتگران نیز مردمی هستندکه ازبدن خودمایه می گذارندکه ایشان سرمایه های سودوبه دست آورندگان آن ازراههای دوروگوشه وکنارهای صحراودریاودشتهاوکوههای تهی ازانسانهایی است که کسی جرات رفتن آنجاهاراندارد.پس کاراینان راچه درکشوروچه دربیرون بلادخویش بررسی کن وبدان که باوجودهمه اینهادربسیاری ازاین سوداگران تنگ نظریهای آشکاروطمعهای زشت است که به اندیشه سوداحتکارمیکنندوگران می فروشندوچنین کاری زیانی همگانی داردوبرای زمامداران عیب است بنابراین ازاحتکارجلوگیری کن که رسول الله آن رامنع فرموده است.دادوستدهابایدآسان وبه نرخی باشدکه به فروشنده وخریدارستم نشود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

زمینه های اصلاح مدیریت درجامعه اسلامی:

چوبشنوی سخن اهل دل مگوکه خطاست    سخن شناس نئی جان من خطا اینجاست

 

درهرجامعه ای مدیریتهای فرهنگی-اجرائی یک الگومحسوب شده وهمواره زیرذره بین احادجامعه بویژه چشمان تیزبین ومنتقدان اندروند کلی-جزئی مسئولیت-رفتار-گفتار-کردارانهاموردارزیابی قرارمیگیرد.اگرمحسنات بیشترباشندموردتقدیردرغیراین صورت موردتنقیدونکوهشند.جمله:انسان جایزالخطاست رابارهاشنیده ایم-متاسفانه این باورغلط درکنارقوانین آزمایشی مشکلات زیادی رابرای جامعه بوجودآورده است.حتی برخی ازاین روندسوء استفاده کرده-درکارهاومسئولیت خودقصورودچارانحراف میشوند.مدیریت اسلامی بامدیریت غیراسلامی یک تفاوت اساسی داردوان عبارت ازآموزه های دینی-سیره نبوی وعلوی باالهام ازقران است که مدیریت غیراسلامی ازانهابی بهره است.مدیران جامعه اسلامی چون درمکتب قران-پیامبر-ائمه معصوم(ع)تربیت می یابندلذاقصوروانحراف ازآنها به هیچوجه پذیرفته نیست.مدیران جامعه اسلامی بدانندامام حسین(ع) به عنوان یک مدیرتوانمندومتعهداسلام درجریان قیام جاویدان خودیک پیام اشکاربنام امربه معروف ونهی ازمنکربه کل بشریت بویژه مدیریت جامعه اسلامی داده اندایشان درجهت تحقق این اهداف اسلامی نزدیکترین افرادش ازجمله زن-فرزند-برادروحتی طفل شیرخواره خودرادراین راه آگاهانه قربانی کردند.حال برخی مدیران جامعه اسلامی راچه شده است که حاضرنیستندافسارلجام گسیخته نفس عصیانگرخودرامهارکنند.البته ضعف قانون گذاران ومجریان نیزقابل تعمق است.به عنوان مثال درکشورکمونیستی چین- رشوه- مجازاتش اعدام است وعاملان این عمل نامعقول میداننددرصورت ارتکاب- چه مجازاتی درانتظارانهاست.با این وضع بایدقوانین سنگین تری درجامعه اسلامی دراین مواردوضع واتخاذوبامدیران خاطی بدورازرافت وعطوفت اسلامی بایدبرخوردقاطع کردتامردم به حکومت اسلامی واصل ان امیدوارباشند.مدیریت جامعه اسلامی بایددرعمل-گفتار-کردارنمونه باشندتا ابرو-عظمت اسلام بویژه مکتب تشیع حفظ شود.ازانجائیکه زبان مشترک وقابل فهم جامعه اسلامی ومدیریت ان:قران وتدبروتمسک به ان است لذااساسیترین ومطمئن ترین راه اصلاح مدیریت اسلامی عبارت است از:1) مرورمکررقران 2)رجوع مکرربه قران.پس شرایط اساسی اصلاح مصلحان عبارتنداز:1)مسلح به فرهنگ قرانی باشند2)مصمم به پیاده کردن این فرهنگ درجامعه باشند.برای انجام این کارمدیریت اسلامی بایداراده قوی واقیانوسی درمقابل دقیانوس نفس وطمع خودداشته باشد.مدیریت اسلامی موظف است درجهت اصلاح خود ودوری ازانحرافات-انقدراین کتاب رامطالعه کندکه گوئی ان رامندرس وکهنه کرده وانقدردرجهت حل مشکلات ورفع نابسامانیها وارائه راه سعادت-به ان رجوع کندکه گوئی قران راپیروفرتوت نموده است.هرچندکه قران ازکثرت مرورورجوع کهنه یاعحایبش تمام نمی شود.علی(ع)میفرمایند:**هرگزشگفتیهای قران تمام نمی شود-وهرگزاموراسرارآمیزش-سپری نمی گردد**.(نهج/خ18).همچنین امام باقر(ع)فرموده اند :**تمسک قران بایدباقوت بدنی ونیروی قلبی باشد.معصومین (ع)بااین فرامین روشن خود-راه انحراف وخطارابرمدیریت جامعه اسلامی بسته اند.

 

اگررفیق شفیقی درست پیمان باش          حریف خانه وگرمابه وگلستان باش

توشمع انجمنی یک زبان ویکدل شو        خیال وکوشش پروانه بین وخندان باش

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

تجزیه وتحلیل سازمان ازنظرفرهنگی-اجتماعی

سازمان متشکل ازمجموعه منابع انسانی ومادی تحت تاثیرمستقیم عوامل برون(محیطهای:سیاسی-اقتصادی-فرهنگی-اجتماعی-اقلیمی)ودرون(نوع وماهیت تکنولوژی-جایگاه سازمان درچرخه عمرو...)سازمانی است.ازآنجایکه دربوجودآمدن هرامری هدفی هست لذاپیدایش سازمان هم ازاین قائده مستثنی نبوده وهدف ازآن: ارائه خدمات بهتردراثرتعامل وهمکاری دوطرفه میباشد.اصولاهرجامعه ای آداب-ضوابط-فرهنگ خاص وعام خودراداراست.درتشکیل سازمان بایدکلیه پارامترها-فاکتورها-استراتژیهای فرهنگی-اجتماعی جامعه وافرادجهت همسوئی لحاظ تافرهنگ ورفتارسازمانی درساختارسازمانی نهادینه شوند.چراکه محیط فرهنگی-اجتماعی مشخص کننده ویژگی های بارزارزشی-باوری-هنجاری-ایدئولوژیکی-عقیدتی وعادتهای یک جامعه بطورعام وهرقوم وقبیله وافرادبطورخاص بوده وبایدبین سازمان واین ویژگیها وافرادهماهنگی وتطابق باشد.باتوجه باینکه شخصیت-تفکر-طرزنگرش وتلقی افرادوابسته به فرهنگ هست لذاشناخت فرهنگ افرادخواهان ورودبه سیستم سازمانی وگزینش وچیدمان افرادهمسووتابع بافرهنگ سازمانی یک استراتژی ورویکردضروریست.محصول وبراینداین رویکردظهوررفتارسازمانی سازنده درسازمان میباشد.اگراین همسوئی وهمگرائی نباشدسازمان وافراددراجرای برنامه هاوتحقق اهداف موفق نخواهندبود.سازمان درکنارسایراهداف وفعالیتهای خودبایدبه فرهنگ اجتماعی توجه وافرنمایدچراکه پیدایش سازمان وکل اهداف وعملکردآن درجهت تامین رفاه عمومی ورفع نیازهاست.اجرای برنامه وفعالیتهای سازمانی امروزه بدون توجه به فرهنگ عمومی مشکل است بهمین دلیل وقتی برنامه وطرحی میخواهددرکشور/ منطقه ای اجراشودباچالش-مخالفت-مقاومت عمومی مواجه میشودلذاجهت رفع این معضل بایددرسطح جامعه اطلاع رسانی وفرهنگ سازی شود.سمینارها-کنفرانسها-همایشهاباحضورکارشناسان-نمایندگان متعهداقشارمختلف مردم-ارباب جرایدوصاحبان قلم-رسانه ملی و...برگزارگرددتامزایاومعایب آن آشکارشود.این نکته درمورداستقرارهرسازمانی درهرمنطقه نیزصادق است.بعنوان مثال درقرون گذشته درقاره امریکا بویژه کشورهای آمریکاومکزیک که مرکزاصلی زیستگاه سرخپوستان وبومیان محلیندوبیشترزمینهای بکرومرغوب تحت تصرف آنهابودبااستقرارارتش(ژاندارم) بعنوان مسئول امنیت درسطح کشوربویژه نقاط استراتژیک افرادی هم به این مناطق آمده وسکنی گزیدندعده ای ازآنها فئودال-سرمایه دارشهری بودندکه هدف آنها ازآمدن باین مناطق دردرجه اول تصاحب زمین های بومیان وبرده داری بودحتی درتصاحب زمین ها ارتش هم باین سرمایه دارهاکمک میکردائتلاف ارتش وفئودالهابرای بومیان منطقه همواره مشکل می آفرید.بعدازاینکه ارتش وفئودالها جایگاه خودرادراین مناطق تحت هرشرایطی تثبیت کرده وطرح راه آهن رامطرح نمودندازآنجائیکه بومیان وسرخپوستان امورات خودراباچهارپایانی مثل اسب-الاغ-قاطرانجام میدادندازطرفی چون بامزایای راه آهن ازقبیل تسریع درحرکت وحمل ونقل-کاهش زمان مسافرت-اطمینان وامنیت بیشترمخصوصادرمواجهه بادزدان-درآمدواشتغال زایی و...آشنانبوده وازطرف دیگرهیچ تعامل واطلاع رسانی موثری ازطرف فئودالها حتی ارتش دراین زمینه صورت نگرفته بودوبجای تامین خسارت-جلب مشارکت وتعامل همگانی همواره زوروزندان-تنبیه وکشتاراعمال میشددرنتیجه این طرح بامخالفت ومقاومت سرخپوستان دردفاع ازوطن وخاک وزراعت خودمواجه میگردید.که این امربوضوح بیانگراهمیت شناخت فرهنگ اجتماعی درطراحی وسازماندهی ساختارسازمانهاست.امروزه برای تجزیه وتحلیل سازمان ازنظررفتاری(فرهنگی-اجتماعی)تدوین منشوراخلاقی درون وبرون سازمانی وطرح تکریم ارباب رجوع واظهارنظرواقع بینانه آنهادرموردسازمان ازموثرترین مکانیسم هاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

 

ایوان مدائن را آئینه عبرت دان

 

درسهای عبرت آموزتاریخی ومدیریتی

موضوع 1:شرح ماجرای پیشنهادائتلاف ابوسفیان به علی(ع)دررابطه باقدرت وحکومت

باتوجه باینکه درطول 23جریان رسالت وپیامبری رسول خداوکلیه غزوات وفتوحاتش حضرت علی(ع) یارویاوریکدلش بودوبارهاجانفشانی وصداقت خودرادرتمامی عرصه هابویژه لیله المبیت (شب ترورپیامبر)به رسول اکرم (ص) نشان داده بودپیامبرایشان رادرجریان انذارخویشاوندان ودعوت اشکارباسلام (یوم الانذار) به عنوان وصی-جانشین-ولی-برادرخودبرای امت واحده اسلام معرفی نموداین درحالی بودکه دران شرایط سخت وترسناک:جهالت-بت پرستی-مادیگری-توهم زای مکه بسرکردگی ابولهب ها- ابوجهل ها-صاحبان زروقدرت سرزمین حجازکسی جزعلی(ع)حاضرنشدبه دعوت خدایی پیامبرلبیک گویدتااینکه دربازگشت ازحجه الوداع پیامبرمجدداوصراحتاعلی(ع)رابعنوان وصی-جانشین-ولی-برادرخودمعرفی کردکه موردقبول واطاعت حاضرین قرارگرفت حتی فرمودندهرکس راکه من مولای اویم علی نیزمولای اوست.که این(آیه ولایت)نشاندهنده حق قانونی-شرعی علی(ع)برای حکومت وخلافت امت اسلام می باشد.وقتی پیامبرعزیزخدارحلت فرمودنددرحالیکه حضرت علی (ع) بهمراه خانواده-اصحاب-بنی هاشم- مشغول مراسم غسل-کفن ودفن ایشان بودندابوبکر-عمر-ابوعبیده روانه سقیفه شدندوبادعوت دوستان بظاهرمطیع امرپیامبرخودبطورپنهانی بازدوبندوبده بستان-ضمن کتمان دستورپیامبردرموردجانشینی-خلافت علی(ع)-این حق مشروع راازعلی(ع) سلب وابوبکررابخلافت وحکومت رسانده وامام را اینگونه 25سال خانه نشین کردند.چراکه آنهاخوب میدانستندعلی(ع)جانشین لایق وتربیت یافته مکتب بحق محمد(ص) است وهیچگاه تسلیم قدرت غصبی وخواسته های نامشروع انها نشده وباشمشیرعدالت گردن ناصالحان ونامحرمان به اسلام وبیت الما ل راخواهدزد.نهایتاوقتی ابوسفیان جاهل زمان علی(ع)مقام-موقعیت-منافع خودرادرخطردیدفقط جهت تثبیت وحفظ موقعیت خودبه علی(ع) پیشنهاد ائتلاف دادوگفت :* اگرمیخواهی! مدینه را ازپیاده وسواره پرکنم تاابوبکرراکناربزنی وبه حکومت برسی .*اماعلی(ع)بااقیانوس اراده این پیشنهاددقیانوسی ونامشروع ابوسفیان راردکردچراکه امام میدانست اینها افرادمتقی نبوده-کیفیت الهی ندارندونیتشان الهی-انسانی نیست.وقتی بحکومت رسدبایدبه این بی کیفیتان ازحکومت سهم دهد.آنها ازاین کمک ظاهری هدفی جزسهم خواهی ازحکومت نداشتندکه اینهم باروح عدالتخواه امام سازگارنبودامام بارداین پیشنهاد-25سال دوری ازحکومت راباخاشاک درچشم واستخوان درگلوکه افرادبی بصیرت-بی خرد- کوردل وطماع این شرایط رابرای ایشان بوجوداوردندصبروتحمل کرد.لذا امام عزت دوری ازحکومت رابه ذلت ائتلاف ترجیح داد.لیک خدا بامتقیان وصابران است ومابعدازگذشت قرنهاشاهدعینی افزایش عظمت معنوی علی وآل علی وانحطاط وزوال طماعان وابوسفیانهای زمانه هستیم.

نتیجه بحث:

این ماجرای تاریخی نشان میدهدکه پیامبربدلیل اعتماد-شناخت کافی ازمجموعه اوصاف-توانائیها-مدیریت رفتاری ونفسی-قاطعیت-علی (ع)رابعنوان جانشین-ولی بعدازخودبرای امت اسلام انتخاب ومعرفی کردنه ازروی فامیلی وباندبازی.درواقع پیامبردراین انذارعشیره دراثرتدبیررهبری ومدیریتیش زمینه معاونت/جانشینی علی رافراهم کرده است. اماامروزه برخی افرادومدیران بی مسئولیتی هستندکه واقعاازسیره نبوی وعلوی دوربوده وبدون داشتن معیارهای لازم به پستهاومدارج بالاتررسیده-درظاهرخودراشیعه ناب وسینه چاک مولاقلمدادامادرپس این ادعادست به زدوبندوچپاول بیت المال زده وبه خاطرزراندوزی-مسئولیت سنگین خودراکه هماناصیانت ازبیت المال ورسیدگی به امورات وحل مشکلات مردمان جامعه خود ازقبیل: اجرای عدالت وقانون-توزیع عادلانه ثروت وفرصت خدمت--حل مشکل ازدواج-مسکن-اشتغال جوانان-گرانی...است فراموش وبرای حفظ مقام-موقعیت -منافع بادآورده خودهزاران باررنگ پوست عوض وباناکسان ائتلاف میکنند.آنهابایدبدانندکمترین انعطاف درمقابل امثال ابوسفیان-عذاب الهی رابجان خریدن است ونظام به انحطا ط کشیده-انقلاب ونهضت ازمسیراصلی خودخارج میشود.اگرنیت ائتلاف هم حق باشدچون نیروهامتقی نیستند اثرمثبتی نخواهدداشت همانطورکه پیامبرنیتش حق بودولی نیروهای هدایت شونده-مستعدواهل تقوانبودند.وقتی علی(ع)درمسجدکوفه روی محراب عبادت بدست غدارطماعی چون ابن ملجم ازدست روزگارابوسفیانی راحت شدفرمود:قسم بخدای کعبه که رستگارشدم.امام بااین جمله درس مدیریت ومهارنفس رابه بشریت داد.خوشابحال کسیکه درس شجاعت-قاطعیت-مردانگی ازمولابگیرد.این افرادمعلوم الحال بدانندکه ائتلاف باآنهاتحت هرشرایطی ناممکن است.چراکه شیعه ناب رافقط عمل بگفتاروکردارعلی عهدست نه ائتلاف ابوسفیانی..شیعه مخلص رااطاعت خدای علی وادامه راه علی لازم است ولاغیر.این افراد-شایسته است بسوره نحل/96 توجه وتدبرکنند که میفرماید:*(ماعندکم ینفدوماعندالله باق)* به ارزشهای متعالی ومعنوی تکیه کنیدکه بقاداردچون ازحق ناشی میشودهمانطوریکه حق بقا دارداینهاهم بقا دارندونیزسوره فرقان/58که میفرماید:** (وتوکل علی الحی الذی لایموت)** به خدای حی لایموت توکل کن-نه به مال-ثروت-باند ...که همه فانیندومردنی...

موضوع 2:پیامبر(ص)وجنگ احد

درسرزمین حجازودرنزدیکی مدینه یک منطقه کاملا استراتژیک بنام تنگه احد وجوداردکه درزمان پیامبریک تنگه نظامی مهمی بودباتوجه باینکه قریش درسال2هجرت در جریان جنگ بدرازسپاه اسلام برهبری رسول خداوباشجاعت علی(ع) شکست سنگین خورده بودنددرسال 3هجرت برای جبران این شکست رهسپارمدینه ودراحدبالشگراسلام روبروشدندپیامبربه 50نفرتیراندازدستوردادکه ازاین تنگه بشدت وباچشمان بازمراقبت کنندکه مبادادشمن انها رادورزده وازپشت سرحمله کنندحتی ایشان فرمودند: اگرکرکسها برجسدمانشینندگلوگاه(احد)راترک نکنید.اماهمین که سپاه اسلام پیشروی وپیروزی اولیه رابدست اورداکثرنگهبانان- تنگه را بقصد جمع آوری غنائم ترک ومسئولیت حفاظت ودفاعی خود رافراموش کردند- بااین اقدام نابخردانه عملا زمینه شکست سپاه اسلام-ازجمله شهادت 70تا109نفرازمسلمانان حتی حمزه عموی پیامبروزخمی شدن خود پیامبررافراهم اوردند.سپاه ازهم پاشید- پیامبرراتنها گذاشته- اکثرلشگرفرارکردندواین ازسنگین ترین شکست درجنگهای داخلی پیامبربا کفارقریش بود.

نتیجه بحث:

مدیریت پیامبراگاهانه وبابرنامه بود-پیامبراصول مدیریتی خودازجمله برنامه ریزی-سازماندهی-هدایت نیروهارابدرستی انجام داده بوداماچون نیروهابصیرت کافی نداشته- تقوای الهی رافراموش- دین واخرت خودرابه مادیات فروخته بودندطمع چشم ودل آنهاراکورکرده بود.این افرادوظیفه شناس هم نبودند.متاسفانه دردنیای امروزی امثال آنهاهستندکه وظایف مدیریتی خودرافراموش کرده-فقط بفکرجمع آوری مال نامشروع باسوءاستفاده ازپست ومقامندافرادی راهم که سرکارمیاورندشبیه خودشانست.این افرادبدانندکه نگهبانان تنگه احدهم قاریان قران وساجدین شب بودنداما دران زمان دراثرطماعی وبی مسئولیتی خودبااسلام وپیامبرخداچه کردند.پس مرد(مدیران واقعی وبی ادعا) رابه عمل کاربرآید نه به حرف(نه تقدس وتقوانمائی کذب).لذادرسازمانها هم که نوعی دیگرازتنگه احدست اگرافرادمسئولیت شناس-کارشناس-متخصص-توانمند-متعهدنباشنداگرمدیریت وپرسنل وجدان کاری نداشته ودربرابرقانون تمکین نکنند-اگرافرادفاسدوبی مسئولیت دراثرزدوبندوبدون رعایت معیارهای لازم وکافی بکارگرفته شوندکل سازمان راهمچون ویروس فراگرفته وآنرافاسدمیکنندووقتی مدیران فاسدشونددیگران رغبت اطاعت ومسئولیت رانداشته ونتایج عکس خواهندبوددرنتیجه شاهدانواع فسادهاوبی عدالتیهاخواهیم بود.این آفتی است که جامعه وسازمانها راتهدید میکند.لذاحضرت علی(ع)درمورداین افرادبی مسئولیت چنین فرموده اند:*شما پیروان!همانندپیراهن پوسیده ای هستیدکه ازهرطرف شمارامی دوزم- ازطرف دیگرپاره میشوید.* این فرمایش امام دقیقا گریزهای غیرموجه ازقانون ومسئولیت توسط افرادمعلوم الحال رااثبات می کند.به امیدآنکه شاهدمدیریت سالم وشایسته درجوامع بشری باشیم.چراکه مدیریت شایسته- همچون بادجنوب- ابرهای آلاینده(افرادنالایق)راکنارمیزندتاشایستگان-شایستگی کنند.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

((واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا))

آسیب شناسی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سال 88

مقدمه:   

بعدازپیروزی شکوهمندانقلاب اسلامی-درکشورحداقل 20بارانتخابات درزمینه های:رفراندم قانون اساسی-ریاست جمهوری-خبرگان رهبری-مجلس شورای اسلامی-شورای اسلامی شهروروستاباحضورگسترده مردم درپای صندوقهای رای برگزارشده وپیروزنهائی این انتخابات-اراده وتفکرواندیشه مردم بوده است ومنتخبین مردم خدمت گزاران آنهاهستندبرگزاری انتخابات قانونی وسراسری نمادبارزدموکراسی ومردم سالاری دینی حاکم درکشوراست.بنابه ضرورت وارتباط موضوع-دراین بخش هدف ازانتخاب جمهوریت واسلامیت برای نظام حکومتی ایران مختصرابیان میشود:درتفکرات واندیشه های سیاسی-جمهوریت درمفهوم امنیت وصلح تعریف شده که موردپذیرش همه میباشد.چراکه درسایه صلح وامنیت پایدارجهان رنگ وبوی آرامش-سعادت-توسعه-رفاه...رامشاهده واستشمام می کندوعدالت حاکم میشود.ازآنجائیکه ملت نجیب وتاریخ سازایران باتمدن هفت هزارساله خود-درقالب منشورحقوق بشرنخستین بار-پیام صلح ودوستی وامنیت رابه بشریت تقدیم کرده است حتی شعرسعدی :

بنی آدم  اعضای  یکدیگرند          که درآفرینش زیک گوهرند

چوعضوی بدردآوردروزگار       دگر عضوها را نماند قرار

درسردرسازمان ملل چشمهاراخیره میسازدازطرف دیگردرحکومتهایی که مردم درتعیین شئونات اجتماعی ازقبیل:رفراندم قانون اساسی-ریاست جمهوری و...حق دخالت دارندخودنشان تمایل به پذیرش جمهوریت است وچون هدف جمهوریت احترام به آراء مردم وجلوگیری ازدیکتاتوری است.پس با این زمینه تاریخی/فرهنگی- جمهوریت(اصل 1ق.ا) برای نظام وحکومت ماضروریست-امابرای نیل به این هدف والابایدیک اصل اعتقادی جامع وجهان شمول بامدیریت قوی(ولایت فقیه عادل)هم متضمن آن باشد(اصول2و12 ق.ا)باتوجه باینکه اسلام وتشیع-دین ومذهب رسمی کشوربوده-مردم آن راپذیرفته اندویکی ازپایه های اصول دین ما-عدالت میباشددرتشکیل هرحکومت منطقی ومردم مدارعدالت اجتماعی ازارکان مهم آن بشمارمیرودازآنجائیکه مردم درهرنقطه ازجهان بویژه ایرانیان درطول تاریخ بدلیل عدم تقیدبه مبانی الهی-انسانی شاهدبی عدالتی وبی کفایتی برخی حاکمان وقت بوده اندودراسلام بیش ازسایرادیان الهی به عدالت سفارش شده-ازطرفی اسلام دین صلح-امنیت-آرامش وعدالت است پس دین اسلام بهترین وماندگارترین تضمین برای جمهوریت بوده ودراین ابعاد-جمهوریت بااسلامیت سنخیت وتطابق کامل وعینی داردلذاانتخاب فرم اسلامیت-جمهوریت برای شکل وماهیت حکومت ایران توسط رهبرفقیدمان حضرت امام(ره)باپیش بینی آن درقانون اساسی کاملادرست ومنطقی است(اصول:1و2و12قانون اساسی).این دومقوله علیرغم ادعای برخی رجال-هیچگونه ناسازگاری باهم نداشته واجتماع آنها ازنظرقانون-شرع واجب-منطقی-ممکن است.تنهاکسانی این سنخیت وتطابق اسلامیت-جمهوریت راقبول ندارندکه منافع فردی-گروهی-حزبی خودرادرخطردیده وبه نوعی خواهان شکل خاصی ازقدرت ترکیبی بافشارویاحزب سالاری محضند.اماملت قهرمان مابارای2/98%خود به قانون اساسی مورخه 12/1/58 این تفکروایده راردوبرای دستیابی وحفظ این هدف مقدس-با ارزش وعزیزترین فرزندان خودرابعنوان:شهید-جانباز-آزاده وایثارگرتقدیم کردلذاهمگان تحت هرشرایطی وفارغ ازهرلباس-مقامی وظیفه دفاع وصیانت ازاین امانت مقدس-امام ورهبری وشهداو...رادارند.ولی وظیفه خواص نسبت به دیگران دراین زمینه دوچندان میباشد.

آسیب شناسی ونتیجه گیری:

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در22/3/88 بانامزدی چهره های شاخص وموردتاییدنظام آقایان: مهندس موسوی-دکتر احمدی نژاد-دکتررضائی-حجه الاسلام کروبی بعدازماه هاتلاش-تبلیغات وسایرفعالیتهای متعارف انتخاباتی بامشارکت 85%مردم شریف ایران درپای صندوق های اخذرای باحضورنمایندگان کلیه نامزدها-عوامل نظارتی-اجرائی-امنیتی درفضای کاملا اسلامی-دموکراتیک برگزارشد.که این حضور85% نشان ازعلاقه مندی مردم به نظام ورهبری است.دکتراحمدی نژادولایت مداررئیس دولت نهم با اختصاص تقریبا25 میلیون رای بخودازکل 40 میلیون آراء ماخوذه مجدداحسب رای آگاهانه وخواست منطقی مردم بعنوان رئیس جمهوروخادم ملت ایران انتخاب شدند.بایدتوجه داشت پیروزواقعی مردم واراده آنهاست.مردم بخودشان رای داده اندچراکه درنظروباورمردم-احمدی نژادازخودوازجنس آنهاست.اوبه باورهاواندیشه مردم بیشترازدیگران نزدیک وآشناست-بهترازدیگران میتواندخواست آنهاراتحقق بخشد.فعل***مامی توانیم*** رابهترازدیگران درعمل صرف میکندتادیگران درشعار.مردم به پشتکاروتوانمندی وجسارت احمدی نژادومردمی نژادبودنش رای داده اند.این انتخابات-امتحان بزرگی برای ملت-کاندیداهاوفعالان سیاسی وخواص (السابقون)بودمتاسفانه برخی ازاین افرادعلیرغم ادعای قانونمداری وتعهدبه نظام ورهبری باعلم باینکه حق چیست/کجاست راه رابه بیراهه رفته ازحق وصراط مستقیم خارج شده وسقوط سیاسی کردند.همانطوریکه خوارج هم علیرغم شناخت حق-ازحق عدول کرده وبه باطل رفتند.حق هم-دراین دوره ودرهردوره ای رای اکثریت مردم بوده وخواهدبودولاغیر.برخی ازاین سیاسیون که زمانی میخواستندجامعه رااصلاح کنندحال خودشان نیازبه اصلاح دارندچراکه دردجامعه این افراداست.علی(ع)درمورداینگونه افرادمیفرمایند:شمادردمن هستیددرحالیکه من بوسیله شمامیخواهم دیگران رااصلاح کنم.( اشاره به بصیرت واطاعت نیروهادارند.).

این افرادظاهرا ادعای اصلاح جامعه رادارنداماقسادوفتنه میکنندواینهامصداق بارزآیات کریمه و12و11سوره بقره اند((واذ قیل لهم لاتفسدوافی الارض قالوا انمانحن مصلحون(وچون گفته شودمرایشان رافسادنکنیددرزمین،گویندجزاین نیست که مااصلاح کنندگانیم).الاانهم هم الفسدون ولکن لاتشعرون.آگاه باشیدکه آنهافسادکنندگانندولکن نمی فهمند))

اصلاح طلب واقعی امام حسین(ع)اندکه درراه آرمان حکومت اسلامی امربه معروف ونهی ازمنکربدون کوچکترین ادعاحتی طفل شیرخواره اش رافداکرددرادعای کارگزارواقعی ومکتبی بودن برای نظام هم بهتراست برخی ازمالک اشترنخه ای اصول وعمل آن رایادبگیرندنه تنها اسم آن را.حال سئوال اینجاست برخی ازاین مدعیان اصلاحاتی وکارگزاری خدمت گزاربه مردم-نظام-رهبری درجهت اثبات ادعای خودحاضرندچه نوع هزینه هایی-چقدروچگونه بپردازند؟ریشه مسائل حاشیه ای انتخابات این دوره رانبایددرشروع-پایان دوره نهم جستجوکردیا احمدی نژادرادراثرالقائات منفی وحرکات سوفسطا ئی برخی جدلبازان عامل همه اتفاقات دوره های نهم ودهم ریاست جمهوری معرفی نمود.لیک چشمهارابایدشست وجوردیگری بایددید.یادشان باشداحمدی نژادقبل ازهرچیزی یک معلم فرهیخته وگردوخاک خورده گچ کلاس-استاددانشگاه وازنخبگان فرهنگی بوده-سلوک رفتاری-کرداری-مدیریتی ایشان درسمتهای گوناگون برای خواص(مخالفین-منتقدین)وعوام معلوم بوده ولااقل حفظ حرمت فرهنگ ومعلمی اش برهمه واجب است.ریشه کلی این اتفاقات نامعقول وحوادث تلخ راحداقل بایددر۲۳سال قبل یعنی : چندماه قبل ازرحلت امام(ره)دررابطه باموضوع جانشینی آیت ...خامنه ای برای رهبری انقلاب وکشورحسب سفارش اکیدامام-افکاروجریانات فرعی عده ای دردوران دولتهای سرمایه داری واصلاحات جستجوکرد.دردوران دولت سرمایه داری(باصطلاح خودشان دولت سازندگی)زمینه هاوهسته های اولیه تفکرتقابل(فشار)بارهبری فرزانه ومدیرومدبرخواسته-ناخواسته ازطرف افرادمعلوم الحال وقت تشکیل شداین افرادوگروه مربوطه خودراتکنوکرات نامیدند.افرادی این گروه راهدایت میکردندکه خوددرپیروزی انقلاب ودرطول 8سال دفاع مقدس نقش فعال داشته اند.باپدیدارشدن نمونه های این تقابل ازجمله قتل های زنجیره ای و...اقدامات موثری ازطرف نیروهای وفاداربه ولایت-نظام-مردم صورت گرفت.چون روشهای تکنوکراتها دراین دوره کارسازنشدبارویکرددولت اصلاحات بویژه باتشکیل حزب مشارکت بصورت نرم وآرام این باردرقالب گفتگوی تمدنها-تقابل قبلی خودرادنبال کردندعمده هدف حزب مشارکت درصورت تثبیت جایگاه خود-انتخاب رهبری ورئیس جمهورطبق خواست وسلیقه حزبی بود.همانطوریکه میدانیم گفتگوی تمدنها درمقابل نظریه هانینیگتون(تقابل–جنگ تمدنها) مطرح شدوبجای اینکه آرامش-نشاط-توسعه-عدالت-اشتغال...ازاین طریق بارفع چالشهای منفی برای کشورحادث شودمسائلی ازقبیل:نامه تحقیروتهدیدآمیز۱۵۱نفرازنمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم به رهبرفرزانه انقلاب–حادثه 18تیرکوی دانشگاه که اقدامی ازپیش طراحی شده وحرکت نرم جریان براندازمیرفت مرکزثقل حکومت راتسخیرکندوهدف برکناری رهبری وترویج اسلام سکولاریسمی بود.دردوران دولت های مذکوربیشترتجمل گرائی-اشرافیت-ثروت اندوزی ازبیت المال(مفاسدگسترده اقتصادی)-سیاست زدگی افراطی(بویژه دردولت ومجلس اصلاحات)به وقوع پیوست تارسیدگی به امورات مهم کشور.رفاه طلبی وتضعیف ارزشهای دینی وآسیب های اجتماعی کشورمحصول برخی تفکرات سرمایه داری واصلاح طلبی است.جهت اثبات این ادعاهابه اظهارات برخی چهره های اصلاح طلب دولت ومجلس وقت اشاره میشود:*1 )دکترسعید حجاریان مشاورسیاسی خاتمی وتئوریسین جبهه دوم خرداد: این بهانه که نمی گذارنددوم خردادیهاکارکننددیگرپذیرفتنی نیست-ص2کیهان21/12/78 * 2)طاهره رضازاده نماینده شیرازعضوفراکسیون مشارکت :رئیس جمهورباپشتوانه واختیاراتی که داشت در5سال گذشته نتوانسته است کاری انجام دهداگربگوئیم دیگران نگذاشتن مجلس ودولت کارکنداین ظلم به مردم است-ص2رسالت28/3/81  * 3 )دکترکوزه گرعضوکمسیون بهداشت ودرمان مجلس ششم:ناکامی هابیشترازکامیابیهابوده است وتئوری نگذاشتن دیگرپاسخ مناسبی برای ناکامی های اصلاح طلبان نیست حتی دربخش هایی که اصلاح طلبان مدیریت وقدرت کامل رادراختیارداشتندنیزنتوانستندپاسخگوی مطالبات باشندومدیریت کارآمداعمال کنند-ص1رسالت22/8/82----کابینه موجوداگرضعیف ترین کابینه بعدازانقلاب نباشدیکی ازضعیف ترین کابینه هاست ومجلس نیزلوایحی رادراولویت قرارمیدهدکه بوی سیاسی بیشتری داردومتاسفانه لوایحی که کارگشای مسائل اجتماعی ومردم است کمترموردتوجه فراکسیونهاست-ص2کیهان9/2/81----وزراء بخاطرروابطشان باروئسای فراکسیونهاخیالشان راحت است وبه دنبال حل مسائل اجرائی دستگاه خودنیستنددستگاههابه سستی وتنبلی عادت کرده اندبنابراین عدم موفقیت رانمی توان همیشه به قوای دیگریاجناح دیگرنسبت داد-ص3کیهان9/2/81. این نوع بیان- مدیریت رانتگرای دولت اصلاحات رانشان میدهد.  * 4)موسوی لاری وزیرکشور:دولت خاتمی درتامین معیشت مردم لنگ میزند-کیهان10/3/84 * 5)دکترجعفرتوفیقی معاون آموزشی وزارت علوم :70%مدیریت دردولت اصلاحات توسط افراددارای مدارک دیپلم وزیردیپلم صورت میگیردکه این امربیانگراین مطلب است درچنین سیستمی دیگراحتیاج به افرادتحصیلکرده نیست-همبستگی6/7/81  * 6)دکترمعین وزیرعلوم دولت اصلاحات :دربخش صنعت بیش از85%افرادشاغل تحصیلات زیردیپلم دارندوفقط 4% درسطح فوق دیپلم به بالایند.دربخش کشاورزی 97% ازشاغلان را افرادزیردیپلم تشکیل میدهندونیروی انسانی باتحصیلات دیپلم وبالاتردرحد47%میباشدودرآموزش وپرورش کشورمان نیزبایک میلیون معام وکادرآموزشی درحدود50%آنهادرسطح دیپلم ویازیردیپلمندلذاساختاراقتصادی ومدیریت درکشورمافاقدنیروی تخصصی لازم است. * 7)سهیلا جلودارزاده ازنیروهای دوم خردادمجلس ششم :مهمترین اصل درتشکیل کابینه هشتم این است که هیات دولت احتیاج به یک تیم هماهنگ وقوی داردکه بتواندهماهنگ کننده فعالیتهای اقتصادی کشورباشدامروزاقتصادبیشترجنبه سیاسی دارد-آفتاب یزد10/5/80  *8)سیدمحمدخاتمی :انتخاب آقایان نوری ومهاجرانی به عنوان وزرای کشوروارشادانتخاب من نبوداین دونفرراکارگزاران تحمیل کردند-ص9 ابرار12/2/80----حل نشدن مشکلات کشوربه خاطر کم  تجربگی و ازدست دادن فرصت هاست- کم تجربگی در امور مختلف کشورعدم استفاده صحیح وبهینه ازفرصتهاباعث شدکه نتوانیم مشکلات رابهترحل کنیم-ص14کیهان28/2/81 .***عدم ساماندهی موثراین امورات بی افسارازطرف مسئولین وقت یکی ازبزرگترین دغدغه های رهبری بودباتوجه به اینکه هم امام(ره) وهم مقام معظم رهبری روحیه قناعت داشته ودارندویکی ازخصایص اولیه مدیریت جامعه اسلامی-زهدوساده زیستی وپرهیزازهرگونه تجمل وثروت اندوزی نامشروع یاسوءاستفاده ازپست-مقام وقدرت برای خودوخانواده واطرافیان است متاسفانه دراین دورانهارواج یافته بودواین مغایربااصل مذکورمیباشد.عدم رسیدگی به این مسائل موجب رنجش خاطرمعظم له شده بارهادراین خصوص تذکرات جدی به مسئولین وقت هم دادند.ازطرف دیگرچون عده ای ازاین خواص-خواص وهمکارانشان شکستهای سنگینی درانتخابات مجلس سوم خبرگان ازباب ریاست-نمایندگی مجالس ششم-هفتم-هشتم-دوره سوم شوراهای اسلامی شهروروستا-ریاست جمهوری دوره نهم علیرغم بسیج کلیه امکانات خورده-دراین دوره باتوپ پرقدم به عرصه گذاشته بودندحتی درموردنیروهای انقلابی ومخلص سپاه که زمانی یاریکدل هم بودنداظهارات تندوبی اساس نمودنددرحالیکه سپاه وفاداری خودرابه ولایت-مردم اثبات کرده وبری ازاین گونه اتهامات میباشد.ازآنجائیکه اصول قانون اساسی مشخص-دودسته اندبرخی ثابت (اصول 1و2و12)وبرخی متغییرنداقدامات برخی ازآنهادرجهت تغییرویاحذف این اصول ثابت هم بود.آسیب روانی دروجهه بیرونی دولت نهم زمینه چینی وکارشکنی برای سقوط دولت مردمی احمدی نژاددرعرض 6ماه وارسال این پیام برای برخی کشورهای حوزه خلیج فارس ازدیگرآسیبهاست.اقدام ازپیش طراحی شده وساختگی اهانت به هموطنان تاریخ ساز-حماسه افرین ومتمدن آذری مان درروزنامه ایران درخرداد86 درجهت ایجادشکاف-انشقاق قومیتهاواختلافات داخلی ازدیگربرنامه هابود.آسیب اجتماعی دیگربسیارخطرناک وموازی آسیب اول که دراین دوره ازطرف برخی خواص مدعی دموکراسی وقانونگراجهت رسیدن باهداف خودمتوجه نظام واحادملت شدبحث قومیت گرائی باتعصبات مربوطه(متاثرازجریان اهانت روزنامه ایران به آذری ها)بودکه کشوررابسمت تجزیه وتشکیل جهموری های مستقل به نفع برخی سوق میداد.برخی ازاین قضیه نهایت سوء استفاده راکرده-به انحاء گوناگون عمدااختلافات وفاصله طبقاتی وزبانی رادرسطح کلان-حتی اختلافات دیرینه قومی-قبیله ای-فامیلی رادرسطح خردجهت جلب نظرواخذرای دامن زدند این حرکت آنهامصداق بارزنژادپرستی است موضوعی که هم دین ومذهب ماوهم اخلاق متمدن بشری انرانفی میکند.حتی عده ای فرصت طلب وکم ظرفیت بظاهرساجدین شب وقاریان قرآن باشانتاژاقدام به جوسازی ونشراکاذیب درزمینه تغییرات محلی وبرخوردهای امنیتی درطرح سراسری جمع آوری ماهواره و...بقصدایجاداختلاف وتشویش اذهان عمومی وسرپوش نهادن برناکامیهای فعالیت انتخاباتی خودعلیه فعالان سیاسی-انتخاباتی وافرادبخصوصی کردندبدون اینکه به عواقب خطرناک این اقدام کذب وتفرقه افکن خودتوجه نمایند.این افرادباید بداننداولا:دوران تفکرتفرقه اندازوحکومت کن استعمارکهنه وپیردیگرنیست.ثانیا : دوران سوفسطائیانی که باسفسطه وجدل میخواستندباطل رابجای حق برباورمردم بویژه جوانان بقبولانندبه سرآمده چراکه مردم بویژه جوانان فهیم این مرزوبوم خودارسطویان وسقراطان زمانندودوران سوفسطائیان هم 5000هزارسال قبل ازمیلادمسیح(ع)بودنه الان که درهزارسوم تمدن وانفورماتیکیم.البته دراین دوره هم تقابل بارهبری دنبال میشد.آسیب اخلاقی بعدی مطرح ساختن-تشکیل کمسیون صیانت ازآراء توسط برخی نامزدهادرعرض 30سال گذشته برای نخستین باربودکه بااین اقدام خوداصل شفافیت-صداقت-تعهدنظام رازیرسئوال بردند.آسیب دیگرادعای واهی تقلب درصورت عدم حصول نتیجه موردنظروتلاش واعتراضات خیابانی-نافرمانی مدنی-ایجادناامنی درکشوربرای ابطال وبرگزاری مجددانتخابات بودکه درصورت اجرابه بدعت(بانیت زیرسئوال بردن مدیریت-عدالت رهبری) تبدیل میشدآنوقت انتخابات بعدی دیگرهیچگونه مصونیتی نداشتندکه درایت-قاطعیت به موقع رهبری نقشه آنهارانقش برآب کرد.متاسفانه دراثراین حوادث تلخ-خسارت ولطمات جبران ناپذیرجانی-حیثیتی-اقتصادی و..به مردم وکشورونظام واردشدعده ای ازهموطنان عزیزمان کشته شدند.مردم وباورآنهاموردظلم وستم واقع شدکه قطعاروزی داداین مردم ازمسببان این حوادث گرفته میشود:

از تیر آه  مظلوم- ظالم امان نیابد

پیش ازنشانه خیزدازدل فغان کمان را

**آقای قسیم عثمان نماینده بوکان درمجلس هشتم شورای اسلامی ورئیس ستادانتخاباتی یکی ازنامزدهای اصلاح طلب محترم ریاست جمهوری چندروزبعدازانتخابات درروزنامه کیهان صراحتا ضمن تکذیب ادعای تقلب-انتخابات این دوره راسالم ترین انتخابات درطول 30سال گذشته وپیروزی احمدی نژادرانتیجه خواست-اراده-آراء منطقی اکثریت مردم دانسته اند.**

اگراین عده امام (ره)راکه بنیانگذارشورای نگهبانندقبول دارندوبه این شورااطمینان دارندمطرح ساختن این کمسیون برای چه هدفی بود؟بهرحال شورای نگهبان یک مرجع قانونی بوده وصلاحیت حقوقی تاییدیاعدم تایید صحت انتخابات راداردونظرنهایی این شورای قانونی فصل الخطاب همه بوده وبایددربرابرقانون با اطاعت وادب محض تمکین کرد.هیچ کس بویژه خواص بخاطرسوابق قبلی حق نداردکشوررابه آشوب بکشاندوامنیت وآسایش مردم راسلب نماید.اعتراضات بایدمستندوازراه قانونی باشدنه باهتک حرمت-تهدید-ارعاب و...پاسداری ازحرمت وحفظ کرامت انسانهاوبرخوردقاطع باخدشه دارکنندگان این حریم ازجمله وظایف ورسالت اسلام ونظام مقدس اسلامی است.چراکه حفظ حرمت انسانها امنیت روانی جامعه رادرپی دارد.درغیراین صورت-هتک حرمت انسانی امنیت روانی جامعه رامخدوش-بی اعتمادی ونفاق-چندرویی-تفرق-گروه گرایی(نه تکثرگرایی مثبت ومتقی)تعارضات وتزاحمات عمومی راسبب شده درنهایت ازهم پاشیدن اس واساس نظام-سقوط ارزشهاوهنجارهاونظام اسلامی رابدنبال داردطوریکه درسوره مبارکه مطففین/1-3 شکستن حرمتهاوارزشهای بشری عامل اساسی درتحقق ظلم وستم اقتصادی معرفی شده است که دراصطلاح امروزی همان مافیای قدرت اقتصادی میباشداین آیات شریفه به نوعی تقسیم بندی انسانهاراهم نفی میکنند:"وای برکم ارزشگزاران!آنان که هرگاه به ضررمردم کیل می پذیرندپیمانه پربرمیدارندوهرگاه مردم رابطورکلی یاجزئی ارزشگزاری میکنندخسارت ببارمی آورند."هیچ کس(خواص-احزاب-تشکل های سیاسی و...)تحت هیچ شرایطی حتی با استفاده اسمی ازدین-امام-رهبری-شهداحق نداردقصرآمال خودرابرروی ویرانه های مردم بناکنندکه این ازبزرگترین جنایتهاست.هیچ کس حق نداردبدلیل بداقبالی وعدم موفقیت خود-اصل انتخابات وحضورگسترده مردم ورای اکثریت رازیرسئوال ببردیاحق ملت راسلب نمایدچراکه ملت حسینی وسرافرازما کوبنده می گویند :

                               ماحق خودزدست به نا حق نمی دهیم 

                           زیراکه حق ماست مقا می که حق ما ست.

ملت ما-ملتی دیندار-ولایتمداروارزشیندهیچ وقت دین خودرابدنیاخران نمی فروشند.ملت ما-مردمان یوسف فروش نیستندکه یوسف به که فروشندتاچه خرند.کسانیکه درحکومت وجامعه اسلامی ازمسیرعدالت وتقواخارج شده واین گونه اقدامات نامتعارف رابکنندموردخطاب سوره مبارکه مائده/47اندکه میفرماید: ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون(آنان که فرمان میدهندبه غیرآنچه خدافرستاده است هم آنان فاسقانند).آسیب دیگرایراداتهامات ناصواب وزیرپاگذاشتن اصول اخلاقی-فرهنگی درجریان تبلیغات بودکه برخی ازنامزدهاوطرفداران آنهابدان پرداختندحتی برخی به رئیس جمهورکه طبق اصل 113 ق.ا بعدازرهبری عالیترین مقام رسمی کشورونمادملی-مظهرقدرت ملت است آشکارابی نزاکتی کردندوبااین عمل-فرهنگ نکوهیده اهانت وافترارادرجامعه رواج دادند.که طبق ق.م.ا-اهانت به مقامات رسمی کشورازجمله رهبری ورئیس جمهورونشراکاذیب وافتراجرم محسوب شده ومجازات سنگینی داردامارئیس جمهوربخاطرمصلحت کشوروحفظ آبروی نظام ومردم درکمال بزرگواری سعه صدرنشان داده وازحق قانونی خودگذشتند.آیاواقعا اینگونه حرکات نامعقول رامیتوان اخلاق مدنی نامید؟! ارسطودرکتاب اخلاق نیکوماخرس میگوید:هدف اخلاق-دانستن نیست بلکه عمل کردن است.هرکس که خودرادرمقابل توده عظیم مردم-خواص وبرترین بدانددرصورت تدبربه آیات 28/29سوره مبارکه حجرات متوجه میشودکه ذات بشرازگل خشک-سیاه وبدبوست.نه حزب وقدرت و...-پس جای فخرندارد.حال توخودحدیث مفصل بخوان ازاین مجمل.آسیب بعدی نادیده گرفتن توده عظیم مردم واهانت به آنها توسط برخی ازاصلاح طلبان-کارگزاران-طرفداران حامی برخی نامزدهابودآنها این توده عظیم وخروشان مردم راپابرهنگان ومستضعفان نامیدندکه رای ونظرشان درسرنوشت سیاسی-حزبی-مسندقدرتی اینهاتاثیری ندارد.رای این قشربه احمدی نژادازنظرآنهاهیچ پایگاه عقلی وشعوری نداشته وکورکورانه رای داده اندمردم به احمدی نژادبه این دلیل رای دادندچون مردم راباورداشت.احمدی نژادلااقل ازنظرروانی حق مردم رابخودشان دادکه بایدسالهاپیش داده میشدمتاسفانه دراین انتخابات برخی باسطحی نگری-مردم راغیرمنصفانه حسب سلایق وباورشخصی تقسیم بندی کردندکه هیچ عقل ومنطق سالمی این تقسیم بندی انسان رانمی پذیردچراکه تقسیم مردم درصورتیکه سزاوارمرگ باشدبه معنای اعدام اوست درغیراین صورت به معنای قتل اوست.واین تقسیم غیرمنصفانه درحقیقت درحکم قتل مردم میباشد.درپاسخ به این بی احترامی برخی مدعیان باصطلاح خدمت به مردم بایدعرض شودکه شعورهمین مردم بالاتروعاقلترازشعارآنهاست :

                                     احمق کتاب دیدوگمان کردعالم است           

                                     خودبین به کشتی آمدوپنداشت ناخداست

                                     ما زشت نیستیم توصاحب نظرنه ای          

                                    این  خرده گیری از نظر کوته شماست

                                    طاووس راچه جرم اگرزاغ زشت روست  

                                     این رمزها به دفتر مستوفی  قضا ست

  این انتخابات زودباوری-پیش داوری برخی سیاسیون وخواص رانشان دادکه با اتکاء به اقلیت وفراموش کردن توده عظیم مردمی-خودراازقبل برنده انتخابات معرفی کردنددرحالیکه درهرکاری اتکاء به اقلیت یاچشم پوشی به اکثریت مثل آب درهاون کوبیدن است.اما این افرادازاقبال عمومی احمدی نژادبه پاس خدمات وکارهایی که برای کشورومردم درطول4 سال عمردولت نهم با انجام سفرهای استانی 2مرحله ای کرده بودغافل بودند(کارهایی که درگذشته کمترانجام ویانشده بودنظیر:سهام عدالت-مسکن مهر-وامهای زودبازده-ازدواج-مسکن-افزایش حقوقهاو...).خواص یادشان رفته است یکی ازمحورهای اساسی پیروزی انقلاب-مستضعفان ومحرومانند.بارها امام(ره)ورهبری انقلاب رامتعلق به اینهادانسته اندیادشان نرفته است که حضرت محمد(ص)درسایه لطف الهی وباکمک محرومان ومستضعفان زمان خودبرکفارپیروزوحکومت اسلامی راتشکیل داد.ایشان وامامان ماهم محروم وارزندگی کردند.خواص یادشان رفته است که دردوره های قبلی همین مردم (پابرهنگان امروزی)آنها راباورکرده وبه قله قدرت درجهت خدمت رساندندامابرخی امانتدارامینی برای خدمت به مردم نشدندمردم 16سال فرصت خدمت برای حل مشکلات ومعضلات عمومی کشورازقبیل :اشتغال-گرانی-طلاق-اعتیاد...به آنهادادندولی بعلت مدیریت ضعیف-عملکردونتایج حاصله علیرغم شعارهاونویدهای انتخاباتی نتوانستندانتظارات بحق مردم رابرآورده سازنددرنتیجه اکثریت مردم به آنهابی اعتناشدنداین عده چراکارنامه خودرامنصفانه ارزیابی نمیکنندتاعلل بداقبالی شان رابدانند.همه بویژه کسانی که نان نظام ومردم راکه صاحبان اصلی نظامندمیخورندآگاه باشنداگردرمسیرنظام-رهبری-اراده مردم نباشندهیچ عقداخوتی بین آنهانخواهدبود.حال بایدپرسیداولامنشاء وخواستگاه تفکرخواص وبرتریت وادعاوتفخرآنها دراین موردبرچه اساسی است؟بایدگفت خواص وبرترواقعی خداست وبعدازخداوندسبحان-پیامبران وائمه معصوم (ع)اندودرشرایط فعلی هم رهبری معظم انقلابندکه ادامه دهنده حکومت وولایت رسول الله وامامانندنه این سیاسیون.اگرعده ای خودرابظاهرخواص وبرترمردم میدانند-یقین داشته باشندازسرصدقه ولطف مردم شریف ماست.اما آنهابرترین مردم نیستندآنهافقط درصورت قبول مردم نوکروخادم ملتندولاغیر.ونظام مقدس ما جزرهبری فرزانه ومردم شریف-ولایت مدارمان به هیچ جناح-باند-خواص ویاشخص خاصی قائم نیست.وقتی انسان به جریانات اتفاق افتاده درانتخابات این دوره به رهبری برخی خواص باسابقه درخشان خدمت می نگردناخواسته ناکثین(طلحه وزبیر)دوران خلافت علی(ع) بیادش می آید.علی(ع)درحکومتداری وسرسختی دراجرای عدالت بگواه تاریخ سرآمدهمه بوده ودراین راه ازهیچ کس حتی خلفاوپادشاهان زمان خودالگونگرفته است.سرسختی اودراجرای عدالت بویژه تقسیم بیت المال سبب ناخرسندی ومخالفت جدی بسیاری ازمسئولان حکومتهای پیشین وحتی برخی یارانش شدکه زمانی پشت سرش نمازخوانده ودررکاب اوبرعلیه کفاروقاسطین مخالف اسلام شمشیرزده وجنگیدند.امابدلیل موضع روشن علی(ع) برمساوات وبرابری درتقسیم بیت المال-حاکمیت شایسته سالاری درانتخاب حاکمان-امراباکنارنهادن روش شیخین-برتری ندادن اشراف وعرب بردیگران وعدم تسامح دربرابرسران قبایل-اینهایکباره بخاطرحس برتری وخدمات قبلی خودوبدلیل مطامع دنیوی ونژادپرستی وقدرت ازدرمخالفت ودشمنی باعلی(ع)برآمدندکه این عادت نامعقول درهرزمانی بزرگترین آفت اجتماعی وحکومتی است.گناه احمدی نژادهم اینست حاضرنیست دنباله روی سیاستهاوخط مشی برخی خواص وسیاسیون بیخاصیت باشدوسندی رابه نفع آنها امضاء نماید.چون هیچ انسان عاقل ومکتبی برسراصول وارزش هاباکسی معامله نمی کند.آفت دیگردراین انتخابات عدم تبعیت واطاعت برخی ازنامزدها-فعالان سیاسی وطرفداران آنها ازرهبرفرزانه انقلاب دردعوت به تمکین به قانون ورعایت احترام همدیگربود.حتی درنمازجمعه ای که بعدازانتخابات به امامت مقام معظم رهبری برگزارشدباعدم حضورخود-نافرمانی خودازایشان راهم اثبات کردند.تنهادوست داشتن رهبر-شرط پذیرش ولایت نیست بلکه اطاعت وادب محض هم بایدکرد:* پس مرد رابه عمل کاربرآید نه به حرف *جهت یادآوری درموردچگونگی(کیفیت) تبعیت واطاعت ازخداورسولش تذکرات مهمی درقالب سه شرط درسوره نساء/65 آمده است که قابل تعمقند: 1)قبول حکمیت پیامبر 2) قبول حکم پیامبربدون دلتنگی 3)اجرای حکم بدون چون وچرا.اگراطاعت افرادغیراین باشدپس ازشرط مسلمانی خارج است.درتاریخ آمده است:سربازی علی(ع)رابسیاردوست میداشت-دریکی ازجنگها ازفرمان قرارگرفتن درموضع مشخص-امتناع کردوگفت:مولادوست دارم درکنارشماباشم–باردوم هم ازفرمان امام امتناع کرد!بعدازجنگ امام جسداورادیدوفرمود:اورادرقبرستان غیرمسلمانان دفن کنید!این مطلب دارای پیام عجیبی است:چون ازامرمولااطاعت نکرد-برآنچه ماموربودانجام وظیفه نکردپس مسلمان نیست.(اشاره به سوره نساء/65).اگردراصل 2 ق.ا رهبری راقبول داریم بایدبه سه شرط دینی فوق عمل کنیم.آفت دیگراین انتخابات-اظهارات عجولانه برخی سران اتحادیه اروپاومقامات کاخ سفیدوهمنوائی برخی عوامل داخلی بارسانه های غربی واپوزیسیونهای معاندنظام درخارج ومنافقین بودکه آتش بیارمعرکه شده بودندچون هیچ درک درستی ازافکاروشرایط مردم نداشته وندارند.نهایتا آخرین طرح آنهادرصورت بن بست عملیاتی-شیخ پروری وقهرمان پروری شبیه دهه 60بودکه درآن زمان مقابل امام(ره)قراردادندکه راه به جایی نخواهندبردانشاء...چراکه:

***ما جملگی ذولفقاران حیدریم وتا قیامت مطیع امررهبریم.***

رهبرفقیدمان درباره ولایت فقیه چنین فرموده اند:من به همه ملت-به همه قوای انتظامی اطمینان میدهم که امردولت اسلامی اگربانظارت فقیه وولایت فقیه باشدآسیبی به این مملکت واردنمی شود.گویندگان ونویسندگان نه ازحکومت بترسندونه ازولایت فقیه.ولایت فقیه راآنطورکه اسلام مقررفرموده است وائمه ما(ع)نصب فرموده اندبه کسی صدمه واردنمی کنددیکتاتوری بوجودنمی آوردکاری که برخلاف مصالح مملکت است انجام نمی دهد.کارهایی که بخواهددولت یارئیس جمهوریاکس دیگربرخلاف مسیرملت وبرخلاف مصالح کشورانجام دهدفقیه کنترل وجلوگیری می کند.شما ازاسلام-فقیه-ازولایت فقیه نترسید.ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجادکرده بلاشد.ولایت فقیه یک چیزی است که خدای بزرگ درست کرده است وهمان ولایت رسول الله است.

زمانی که بین قبایل اوس وخزرج درموردگذاشتن حجرالاسودبه کعبه اختلاف بوجودآمدپیامبروساطت وداوری منصفانه کرده باپهن کردن عبای مبارک درزمین وقراردادن حجرالاسوددرآن-بافراددوقبیله دستوردادندکه ازهرطرف عبارامشترکاگرفته وباهم این سنگ رادرکعبه بگذارند.ایشان بااین حرکت مدبرانه خوددرواقع برتری قومی رانفی وازاختلافات قومی-قبیله ای احتمالی امتهای بعدی اسلام جلوگیری کردند.حتی دین مبین اسلام برتری قومی-نژادی رانفی کرده است بطوریکه قران کریم میفرماید:کسانی نزدخداعزیزوبرترندکه باتقواترند.ملت ایران اعم ازترک-فارس-کرد-لر-بلوچ و...بعنوان برادران دینی وفرزندان ایران دست دردست هم بامشارکت همه جانبه دردفاع ازانقلاب و8 سال دفاع مقدس-این تقابل قومی رانفی کردند.حضرت امام (ره)فقط ازروی تدین-علم وعدالت-شناخت-اعتماد-تعهد-صداقت-تدبرآیت...خامنه ای رابعنوان جانشین خودبرای رهبری انقلاب وکشورانتخاب کردند.مقام معظم رهبری هم درسفرمبارک خودبه استان اردبیل صراحتافرمودند:ترک-فارس-لر-کرد و...همه باهم برابروبرادرند.پس قومیت گرائی با این زمینه دینی-سلوک رهبری-وحدت عملی مردم درانتخابات کارسازنخواهدبود.توسل به افتراقات-افتراها وسا یرروشهای غیرمدنی وغیردموکراتیک نمی توانددرنتایج انتخابات تاثیرگذارباشد.تنهاراه نتیجه گیری تمسک وتدبربه قرآن وائمه معصوم(ع)-اطاعت وادب محض ازرهبری-تمکین به قانون-تدقیق وتعمق وعمل به وصیت نامه الهی سیاسی امام(ره)-عبرت آموزی ازتاریخ-احترام به مردم وباورآنها-توجه به افکارعمومی-تعامل وهمکاری-حفظ وحدت وانسجام ملی-مدیریت اسلامی وعلمی وقاطع-شایسته سالاری-برنامه ریزی است.همگان قبول دارندکه رهبری معظم انقلاب به لحاظ توانمندی-عدالت واقعاعلی زمانه اندپس بایدقربه الی الله جهت کورکردن این فتنه هاوایجادآرامش عمومی دوروجودمبارکشان جمع شده تادرسایه تدبروقاطعیت ایشان چشمان فتنه کورشوند.چراکه ایشان به عنوان نوح زمان کشتیبان کشوروملت ونظامند.(پس چون ترانوح است کشتیبان غم مخور.)وچون رهبری ومردم مصداق بارزبنیان مرصوصندبه عوامل فتنه های اخیرهم ازبیانات شیوای علی(ع) 2مورد توصیه میشودتادیده وعقل خفته خودراجهت بیداری بدان منورسازند: اول-درفتنه هامثل بچه شترباش نه پشتی داردکه سواری دهدونه پستانی داردکه دوشانده شود(نهج-حکمت/1).دوم-حضرت درموردکسانیکه اصل وحدت-انسجام-هماهنگی جامعه رابرهم میزنندچنین فرموده اند:بهوش باشید!هرکس به تفرقه دعوت کرداورابکشید!اگرچه آن کس-زیرعمامه من باشد(نهج/خ127).این افرادمعلوم الحال بداننددرصورت اصراربرارتکاب فتنه با افتادن ازچشم مردم-علاوه برسقوط واضمحلال سیاسی درواقع خودکشی معنوی هم کرده اند.بهرحال تبلیغات انتخاباتی بورس افکار-توانمندی مدیریتی-شجاعت-خدمت-تعهدبه نظام-رهبری-مردم وفضای کاملارقابتی است شایسته ترین ومطلوبترین فردبرای خدمت انتخاب میشودچراکه : هرکه بامش بیش-برفش هم بیشتر.این فضای رقابتی الان بایدبه برکت وجودرهبری عادل بخاطرایران عزیزبه رفاقت وفرصت وعرصه خدمت تبدیل شده وهمگان فقط وباید به ایران واعتلای همه جانبه آن فکرکرده وبکوشندتاایران برای ایرانیان جاودانه بماندوباصدای بلندورسافریادبرآریم: چوایران نباشد تن من هم مباد.

خدایاچنان کن سرانجام کار       که توخشنودگردی ومارستگار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

درکناربرنامه ریزی یکی دیگرازاساسیترین وظایف مدیریت،هدایت وسرپرستی نیروی انسانی سازمانست  یعنی تلاش مدیربرای ایجادانگیزه ورغبت درزیردستان جهت دست یافتن باهداف سازمان باارزشهای فرد وجامعه ارتباط دارداین وظیفه شامل رهبری،انگیزش،ارتباطات است.

***رهبری :توانایی ترغیب دیگران به کوشش مشتاقانه جهت هدفهای معین .

**سبک رهبری:طریقی که رهبرازنفوذش برای کسب اهداف استفاده میکند.وعبارتنداز:داشتن قدرت که بطورکلی بدوقدرت پست یامقام وشخصی تقسیم میشود.قدرت پست ومقام شامل قدرتین تشویق و تنبیه است وقدرت شخص مرکب ازقدرتین منتسب(مرجع)ومهارت(تخصص) میباشدقدرت دیگری بنام قدرت مشروع وقانونی است که میتواندجزءقدرتین شخص،پست یامقام باشد.

**خصوصیات رهبر:

۱)انگيزش دروني ۲)هوش وآگاهی۳)بیان رسا۴)رشداجتماعی۵)شجاعت ۶)صداقت وتعهد ۷)داوري عادل ۸)تاثیرگذاروبانفوذ ۹)فداکاروباانصاف ۱۰)سپربلابودن ۱۱)داشتن نقش پدری۱۲)قاطع

**قبلادرمورد۲سبک مدیریتی شبکه سبک سنج مدیریت ولیکرت صحبت کردیم.حال باذکرفهرست جزئی سایرسبکها بشرح یکی ازانها میپردازیم:

**الف -نظریات اقتضایی:۱)تئوری اقتضایی فیدلر(موقعیت شخص وسازمان) ۲)نظریه مسیر--هدف هاواس وایوانز(ارتباط انگیزه فردبانوع انتظارات)  ۳)نظریه مشارکتی وروم ویتون ،جاگو ۴)نظریه رهبری وضعیتی.

**ب -دیدگاههای جدید رهبری:۱)جایگزین های رهبری ۲)اسنادی رهبری(روابط علت ومعلولی رویدادها) ۳)رهبری فره مند(رفتارخاص متمایزباغیرمدیران) ۴)رهبری تعاملی:این رهبران زیردستان رابگونه ای هدا یت میکنندکه هم اهداف خود وهم اهداف سازمان راکسب کنندوکارکنان راتا مرحله خودیابی ازجهت ارضای نیازارتقاء میبخشند. ۵)رهبری تحولی:این رهبران الهام بخش پیروان بوده موجب افزایش روحیه انان شده،پیروان بدون قیدوشرط ومشتاقانه ازرهبراطاعت کرده واحساس پایبندی عاطفی نسبت به سا زمان وماموریتهای خوددارند.رهبری تحولی اثربخش ترازتعاملی است.

***ویژگیهای رهبری تعاملی:

۱)پاداش های مشروط:پرداخت پاداش براساس قراردادوعملکردبه آن. ۲)مدیریت مبتنی براستثناء فعال:انجام کارطبق استانداردومقررات ودرصورت انحراف،انجام اقدامات اصلاحی. ۳)مدیریت مبتنی براستثناء غیرفعال:دخالت فقط درعدم رعایت استاندارد. ۴)بی قیدوبند:نقش رهبربه حداقل رسیده وملموس نیست.

***ویژگیهای رهبری تحولی:

۱)فره مندی:تصویرباشکوه،بااحترام قلبی ومبتنی براعتماددرنزدپیروان داشتن. ۲)الهام بخش :آرمان سازی ومقاصدنورامطرح ساختن. ۳)نگرش بخشی:باعث افزایش بصیرت پیروان میشود. ۴)ملاحظات انسانی:بطورشخصی به مسائل رسیدگی وبه کارکنان توجه کرده،همانند یک مربی عمل میکند.

***البته بایدتوجه داشت عده ای هستندکه ازحسن تعامل مدیران موفق وتوانمندسوء استفاده کرده وتاحدودی نسبت بوظایف محوله کوتاهی میکنندباتوجه باينكه تعامل وفشاردرعرصه مديريت دوروي سكه اندلذادراینجاست که فشارکنترلی وقاطعيت کارسازواقع میگرددبقول شاعر:

درشتی ونرمی بهم دربه است     چورگ زن که جراح ومرهم نه است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

 سازمان ومدیریت بمثابه پدیده وعلم،پویاودینامیکندمتناسب باشرایط محیطی،منطقه ای،جهانی مدام درحرکتندتاهمواره درجهت رسیدن باهداف عالی تغییرشکل وماهیت دهندآنچه که باعث پویایی سازمان میشودتغییروتحولات وعامل آن،نیاز(نارساییهای موجوددرعملکردوبازده ورفتار)ست.وقتی اوضاع وفق مراد نیست،سودوسهم بازارروبافول گذاشته،بقاءسازمان وافراددرمعرض خطرست،این عوامل شرایط امادگی برای تغییرراافزایش میدهند.مجموعه مدیریت ومنابع انسانی سازمان اگردرمسیرتغییروتحولات قدم برندار ندهمچون برکه پرازآب گندیده است که جریان ندارد،این مدیران صفی وستادیندکه بافرهنگ سازی وبرنامه ریزی موثرشرایط تغییروتحول سازمانی رافراهم کرده،ترس واضطراب بیموردرابمنابع انسانی فقط جهت حفظ موقیعت ومنافع خودواردنکنند.بااحترام به مدیران توانمندوخلاق،علمی،تعدادی مدیران بیخاصیت وفله ای یااماتوروجوددارندبایدقبول کنندکه سازمان وجامعه بمدیران خلاق وتوانمندوتوسعه خواه وبابرنامه نیاز دارداگرغیراین بوده چرابشرتاامروزشاهد۵دوره تغییروتحول بنیادی درجامعه انسانی:دوران هجر،بیابانگرد ی...بود؟تغییرات درواقع اصلاح شرایط نامطلوب درطبیعت هرسازمان وجزء لاینفک ان بوده تاسازمان ازنظر منابع انسانی ومادی رشدکرده،اهداف تحقق یابند.این تغییرات ممکن است درسطح خرد(فردیاافراد )یا کلان(سازمان ازنظرساختارفرهنگی،استراتژی،محیط،نهاده ها...)باشد.هیچگونه سرمایه گذاری وجلب مشارکت همگانی بدون برنامه ریزی تغییرخواه امکان پذیرنیست.مقاومت غیرمنطقی وغیرعلمی درمقابل تغییروتحولات علمی وسازنده،فقط کارمدیران صفی،ستادی بیخاصیت وسوفسطائی مزاجه که با سفسطه بازی خود،مانع تراشی وجوسازی کرده چراکه منافع باداورده خودرادرخطردیده،این تغییرات را مخالف اهداف خودمیبینند،تحفه ای که امروزه دردنیامتاسفانه دربرخی سازمانها،اتحادیه ها،شرکتهابویژه تعاونیهاشاهدآنیم،یامدیران صفی یاستادی(مدیران اجرایی یاهئیت مدیره هایاشوراها)یاهردوبیخاصیتند، شرایط رادرک نکرده،حقیقت امررانمیپذیرند.بنابدلایل متعددی چون سیاستهاوساختارهای غیرعلمی و سنتی وعوامل اشاره شده دراین مقاله ومبحث دلایل اختلاف نیروهای صفی وستادی مثلاتعاون تاحال دراکثرکشورهاحتی ایران چندان موفق نبوده است چراکه درراس اموربرخی افکارواشخاص سنتی فکروحال درسایه زدوبندهای سلیقه ای حزبی،سیاسی،قدرت ،بده بستانهای دوستانه قرارگرفته،افرادشایسته، خلاق باصلاحیت علمی،فنی ازعرصه خدمت دورمانده اند.قوانین ومصوبه هاهم بجای اینکه منافع عموم را متضمن گردندبیشترمنافع گروه خاص ومصوبین انراتضمین کرده یابجای اینکه منطقه ای،شناورباشندجبر ی وخودکامه انددرحالیکه برنامه ریزی بایدانعطاف داشته باشد.البته الان درسایه حمایت،حساسیت  دولت عدالت محورومردمی دکتراحمدی نژادبارویکردمدیریت علمی،عرصه خدمت برای مدیران توانمندو متخصصین هموارشده است.مدیران بیخاصیت و فله ای شبیه قورباغه ای که بزورمیخواهدترانه ابوعطارا بخواندفقط ادعای کذب مدیریت میکنند.بهرحال این تغییرات بایدانجام وهمگان ازآن استقبال کنند.کسانیکه مخالف تغییرباشندیاازمخالفین تغییرات کورکورانه حمایت کنندیادشان باشدافلاطون گفته:کشتی دموکرا سی عوام(نابالغان)برپایه های سست استواراست،قابل اعتمادنسیت،دردریاغرق خواهندشد.ازنظرافلا طون تغییرات بقدری مهم است گفته:درجامعه بایدحاکمانی حکیم وحکیمانی حاکم،مدیریت وخدمت نمایند(منظورسپردن کاربه کاردان است نه جامعه آریستوکراسی)،نگفته اندکه افرادبیخاصیت و قرمطی مزاج جامعه انسانی وسازمانهارامدیریت کنند.یایکی ازبزرگان فلسفه گفته اند:مرگ سیاه سرنو شت شوم آن ملتی است که تن بهرذلتی میدهندتازنده بمانند(مصداق بارزش،همین مدیران وافرادبیخاصیت و مخالفین تغییرات است).این مدیران بیخاصیت مدیرنمابایدبداننددرهزاره سوم تمدن،انفورماتیک،دانش ،تخصص،مهارت،تجارت الکترونیکیم،عصرخودکامگی،اقتدارگرایی منفی،افکارومدیریت سنتی،پادگانی در سازمانهابسرآمده،نسل مدیران توانمندعلمی تحصیلکرده بیشتربه تفویض اختیارومسئولیتها،تعامل، تشکیل تیم کاری فعال،انعطاف پذیری گرایش دارندکه شبیه یک مربی عمل میکنند،قطعاموفق میشوند، مابرای موفقیت درتمامی عرصه هانیازبه افکارومدیریت علمی،نگرش تحولی داریم.اگرمقایسه جزئی کنیم درهمه ادارات،سازمانهاو...واحدابدارخانه باوظیفه معین وجودداردکه بفراخورزمانی واحساس نیازپرسنل، انجام وظیفه میکنددرواقع درواحدخودمدیریت کرده،بنده یک تارموی این ابدارچی محترم وظیفه شناس را باخروارخروارمدیروافرادبیخاصیت عوض نمیکنم.  

جهت پیش درامدبحث،سازمان راتعریف میکنیم......

پدیده اجتماعی است که بطورآگاهانه همانندشده،دارای حدومرزبطورنسبی مشخص بوده،که وظیفه اساسی آن رسیدن باهداف مشترک یامجموعه اهداف میباشد.دراین تعریف سه فاکتور:پدیده اجتماعی ،اگاهانه همانندشده،حدومرزنسبی مشخص امده که شرح داده میشوند:*منظورازآگاهانه هماهنگ شده:بررسی همکاری کارکنان ومدیریت راباشناخت ازمسئولیتهادرسازمان دررابط بامدیریت نشان می دهد:*پدیده اجتماعی:سازمان ازمجموعه گروههاوافرادباتاثیرگذاری متقابل بریکدیگردراثرمطالعه و بررسی قبلی ایجادمیشود.*حدومرزنسبی مشخص:توافق عمومی وکلی اعضاء سازمان درمورداهداف.                   

---شایان ذکر است دراین تعریف،افرادبیخاصیت هیچگاه توانایی عضویت وماندن درسازمان را نخواهند داشت چراکه چرخهای تحولگرای سازمان باستناداستراتژیهای(برنامه های رسیدن به اهداف)تغییر،این افرادبیخاصیت وفله ای رادرخودهضم وگله ای ازسیستم دفع خواهدکردعمده شگرداین افرادبرای ماندن در سازمان،سیاست مخالفت وفشارازپایین وچانه زنی ملتمسانه دربالاست،اماتاریخ مصرف این رویه ها گذشته،پیوست زباله دان علم وتکنولوژی وتخصص شده است.یعنی :

      (((آمدن فله ای افرادبیخاصیت=حذف ورفتن گله ای ))) 

***موانع ودلایل مقاومت ومخالفت مديران بيخاصيت واماتورباتغییروتحولات :

بمواردی ازانهادربالاومبحث دلایل اختلاف نیروهای صفی وستادی اشاره شده است ذیلابه چندمورددیگر اجمالا اشاره میشود:

۱)ازنظررفتارسازمانی این مدیران نابالغندوطبق نظریه فرویدابعادمن ومن برترازابعادسه گانه شخصیت انها رشدکافی ندارد.۲)ترس ازدست دادن نفوذخود۳)ترس ازدست دادن کنترل۴)ترس آشکارشدن عدم توا نایی آنها ۵)تمایل به تمرکزاختیارات وبرتری مدیریت بیخاصیتی۶)روشن شدن چهره ساختگی مدیریت انها ۷)ترس ازلرزش وریزش ستونهای باورهای غلط وابتدایی انها ۸)عدم تسلط به علوم وفنون وبرنامه ریزی روز.

***ویژگیهای افرادنابالغ(مدیران بیخاصیت)ازنظررفتارسازمانی:

۱)منفعل۲)وابسته)رفتارمحدود۳)تمایلات نامعقول وسطحی۴)حال نگر۵)تابع ۶)ناآگاه بخودودنیای اطراف خود.

 ***فعالیتهای ضروری برای مدیریت تغییروتحول اثربخش:

۱)ایجادانگیزه برای تغییرباتوصیف وضع موجود ۲)ایجادتصویری ازاینده مطلوب موردنظر ۳)ایجادنوعی حمایت اساسی ازتغییرات اثربخش ۴)تعیین مدیریت گذارازوضع موجودبه وضع مطلوب  ۵) حفظ میزان شتاب تغییر درمرحله اول باترغیب افرادجهت خواستن تغییر.این باورهابایددرافرادشکل گیردکه تغییرضروریست وانهارابه ترک وضع موجودبه نفع اینده متعهدکرد.

***سه روش ذیل برای تغییروتحول پیشنهادمیشود:

الف-حساس نمودن افرادنسبت به فشارهای ایجادتغییر،یعنی چرابایدتغییرصورت گیرد.

ب-نشان دادن تفاوتها یااختلافهابین وضعیت موجودامور(نامطلوب)ووضیعت اینده امور(مطلوب).

ج-بیان انتظارات مثبت وواقع بینانه نسبت به مزیتهای مرتبط باتغییر .

***راههای غلبه برمقاومت دربرابرتغییروتحول:

۱)برخوردهمدلانه،صادقانه بااحساسات ناشی اززیان،اضطراب که افرادبواسطه تغییرات،یاجوسازیهای مدیران بیخاصیت دچارآن میشوند.۲)دادن اطلاعات وسیع وروحیه بخش بافراددرموردتغییرونحوه اجرای آن.۳)تشویق ودخالت دادن افراددربرنامه ریزی واجرای ان،واین ازموثرترین استراتژیهای غلبه برمقاومت است. ۴)اموزش افراد درسازمان وجایگزینی درست آنهادررده های مدیران صفی یاستادی. ۵)احترام بصلاحیت علمی وفنی افراد.

**حال میتوان تغییروتحول سازمانی راچنین تعریف کرد:

فعالیت یاتلاشی است بلندمدت که ازسوی مدیریت عالی حمایت،هدایت میشوداین تلاش به منظور اصلاح وبهبودچشم اندازفعلی وآتی سازمان،توانمندی اعضاء،یادگیری فرایندحل مساله ازطریق مدیریت فرهنگ سازمان باتاکیدخاص برفرهنگ گروههای کاری رسمی ودیگرگروههاوبااستفاده ازمشاوران،تئوریهاو فنون علوم رفتاری وپژوهش درعملیات جهت تحقق اهداف عالی سازمان درکناراین برنامه ریزیهاست چراکه هدف تحول سازمانی،اثربخشی سازمانی وبهسازی فردی است.

**نتیجه بحث:

این مواردنشاندهنده:طراحی چشم اندازواقع بینانه اینده،کاهش عدم اطمینان،جهت گیری مثبت رفتاری ،ایجادحمایت اجتماعی وسیاسی،عینی شدن ارزشهاورسالت سازمانی،تلاش همه جانبه افراددر رسیدن باهداف سازمانی،تاکیدبرلزوم برنامه ریزی جامع میباشد.

*توصیه دوستانه بنده بمدیران توانمندوطرفدارتغییروتحول:۱-مدیران بیخاصیت،اغلب غیرمنطقی،خودمحور ومتعصبند،درهرحال آنهارابه بزرگواری خودت ببخش. ۲-اگرمهربان باشی،انهاترامتهم میکنندپشت این مهر بانی ها هدفهای خودخواهانه پنهان شده است،درهرحال مهربان باش. ۳-اگرموفق شوی،دوستان دروغین ودشمنان واقعی پیدامیکنی،پس موفق شو. ۴-چیزی که بر ای ساختن ان سالهاتلاش کرده ای، میتوانند دریک شب نابودکنند،درهرحال توبساز،چون کارشمامدیران،ایجادتغییرات موثرو ساختن بهترین مطلوبهاست. ۵-میدانی درآخرهرچه بوده،بین تووخدابوده،درهرحال هیچ کدام بین تووآنهانبوده،پس با خداباش که خداباتوست. ۶-این جملات ممکنست بینش آنهاراتغییرندهد،درهرحال توآنرابرای آنهاارسال کن.(یاحق) 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

مدیران عامل،دهیاران،شهردارها،روئسادرغالب نیروهای صفی(اجراکنندگان قانون)هیئت مدیره هاو شوراهادرغالب نیروهای ستادی(مشاور وترسیم کننده سیاستهای شر کتها،شهرداریها،دهیاریها)تعریف میشوندکه دیده میشودبین انهاتضادوتعارض بنابدلایل ذیل بوجودمیاید: 

۱)گاهی اوقات ستادیها وظیفه مشاوره وسیاستگذاری خودرافراموش ودر کارهای اجرایی صفیها مداخله ودرمراسمات رسمی ومکاتبات عاجلانه اقدام وبااینگونه اقدامات زمینه های اختلاف وضعف صفیهارافراهم میکنند،اینحالت بیشتردراعضای محترم شوراهای شهرخصوصاروستامشاهده شده وقدرت اجرایی شهردارودهیاران رازیرسوال میبرند.۲)افرادصفی وستادی تناسب تحصیلاتی باهم نداشته،منظور همدیگررادرک نکرده،نظرات غیرکارشناسی وبی برنامه میدهندکه ضمانت اجرایی ندارد. ۳)عدم توجه کافی مدیران سطح بالابستاد. ۴)تداخل وظایف عملیاتی بامسائل ستادی وعدم شناخت نقش خود درسازمان.  ۵)عدم تعریف روشن وصریح ازوظایف واختیارات صفی وستادی نیروها.  ۶)واگذاری امور بافرادی درصف یاستادکه فاقدصلاحیت فنی وعلمینددرنتیجه صف وستادنظرات همدیگرراقبول ندارند.  ۷)بلندپروازی مدیران ستادی وصفی درسلیقه وطرزتفکر ومعتقدات روسای صف وکارشناسان ستاد . ۸)عاجل بودن برخی مدیران صفی در تصمیم گیری. ۹)عدم رعایت جایگاهها توسط نیروهای صفی، ستادی. ۱۰)سهم خواهی برخی مدیران صفی وستادی.۱۱)تاثیرمنفی زدوبندهای سیاسی وحزبی و قدرت درانتخاب وانتصاب برخی افرادصفی وستادی.۱۲)تنگ نظری وملاحظه کاری فردی یاگروهی.

***راهکارهای کاهش تنش بین مدیران صفی وستادی وبهبودروابط انها:  

۱)بایدقبول کنندسازمان ازمجموعه نیروهای صفی وستادی تشکیل شده،ایندوبهم نیازدارندبایدهمدیگر رابشناسند،باورکنند. ۲)رعایت احترام همدیگر. ۳)درک درستی ازنقش خودداشته باشند.۴)تاکیدبروظیفه ستادوکنترل روی ان وتعیین ضابطه ومعیاراستفاده ازتخصص افرادتحصیل کرده ستادی. ۵)بهره گرفتن ش ستادبعنوان اعضای تیم سازمان. ۶)عدم پذیرش افرادفاقدتحصیلات کارشتاسی وبالاتردرصف وستاد،چراکه مدیریت ومشاوره وتصمیم گیری کارافراددیپلمه وباتجربیات سنتی نیست.۷)تاکیدروی نقش ستادبعنوان اعضای تیم.۸ )حاکمیت شایسته سالاری وتخصص ومهارت.۹)تعریف دقیق مفاهیم وظایف واختیارات بامحدوده معین برای افراد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

مدیران میتوانندتوانایی واستعداد خلاقیت ونواوری رادرافرادایجاد،ترویج وتشویق کنند یارفتاروعملکردی د اشته باشند که مانع نواوری کار کنان گردد .امابایدبدانندسازمان انها مجموعه زنده انسانیست که در  تعامل باابزاروتجهیزات ومواد بوده،انهاباید درجهت انطباق ورشددرمحیط وبهبودتوانایی یادگیری خودو         دیگرعناصرانسانی سازمان تحریک کننده وانتخاب گرباشندواکنشهای انطباقی رادرپیکره سازمان تقو یت تااستعدادوتوانایی نواوری رابهبوددهنددراین صورت مدیران میتوانندیادگیری نواوری راترویج داده وبه یادگیری دوحلقه ای در سازمان بپردازند واین نقشهاعبارتنداز:

۱)تحمل مخاطره:کارکنان بایدتشویق شوندکه بدون ترس ازپیامدهای ارائه واجرای یک برنامه انراتجربه و اشتباهات رابعنوان فرصتهای یادگیری بشماراورند.۲)کاهش کنترل بیرونی:قوانین،مقررات وخط مشی هاوکنترلهای مشابه باید بحداقل برسد۳)کاهش تقسیم کار:ازافراط درتقسیم کارپرهیزشده تامحدود نگری نگشته ووسعت دیدراافزایش دهد۴)قبول ابهام:درتاکیدبرشفاف ساختن،عینی بودن،مشخص بودن درفر ایند خلاقیت پرهیزگرددتامحدوده خلاقیت کاهش نیابد ۵)تحمل تضاد ۶)تحمل راه های غیرعملی۷)تمرکزبرنتایج تاابزارها ۸)ارتباطات همه جانبه:ارتباطات بایدافقی،عمودی،مورب جریان یابدجر یان ازادارتباطات باروری نظریات رااسان میکند ۹)ایجادنظام مشارکت جو(سبک ۴مدیریت لیکرت). ۱۰)گسترش گر وه کاری.        

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

 دراین قسمت به بحث درباره دو سبک شبکه مدیریت( برمبنای نگرش مدیرنسبت بافرادوتولیدوبررسی ابعادروابط رهبریامدیریازیردستان )وسیستمهای مدیریتی لیکرت میپردازیم وعبارتنداز:                      الف) سبک شبکه مدیریت:

سبک۱-۱(بی خاصیت)حداقل تلاش برای انجام کارتاحدی که ضامن عضویت درسازمان ومیزریاست باشد، این کاربرخی مدیران صفی،ستادی بیخاصیت وفله ای واماتورناکارآمدمیباشد.

سبک۹-۱(وظیفه مدار)نتیجه تنظیم کارهابصورتی است که دخالت عواطف انسانی درکارایی سازمان به حداقل ممکن کاهش مییابد.

سبک۵-۵ (میانه رو)بازدهی کافی سازمان ازطریق ایجادتوازن بین روحیه خوب درافرادوانجام کار،امکانپذیر میگردد.

سبک۱-۹(باشگاهی)توجه کافی به احتیاجات افرادبرای ایجادحسن روابط،که نتیجه اش بوجودامدن محیط دوستانه درسازمان وانجام کارها ازروی صبروحوصله است.

سبک۹-۹ (گروهی وتیمی)افرادمتعهد،انجام کارهارابعهده دارند.روابطی مبتنی براعتمادواحترام متقابل بین افرادبرقراراست که نتیجه همبستگی وشرکت انان درعملی کردن هدفهای سازمان میباشد.

شرح مختصربرسبک۱-۱ :اینگونه مدیران بی خاصیت چون تحصیلاتی درحددیپلم یاپایین یاتجربیات ابتدایی وسنتی یک واحدکارگزینی که معمولاجزءباقدامات اجرایی روزمره وساده اداری نمیپردازندرادارندویاازطریق زدوبندهای حزبی،گروهی بسمت مدیریتی ابقامیشوندطبعاتحمل نظرات متخصین امرمدیریت راندارند دست باقدامات انفعالی وغیرعقلایی تاحذف افرادتوانمندمیزنندمشکلی که امروزه گریبانگیرجامعه مدیر یتی ماشده است.شیوه مدیریت این بیخاصیتان ماهیت ارتباطی منفی وفرماندهی مخرب میباشدولی افرادتوانمندوکارشناسان مدیریتی چنین سبک امرانه منفی راقبول ندارند.                                

ب)سیستمهای مدیریت لیکرت:

۱)سبک امرانه:مدیریت اعتماد واطمینان بزیردستان نداردبیشترتصمیمات وتعیین اهداف دررده بالای سا زمان اتخاذشده براساس سلسله مراتب ابلاغ میگردد زیردستان مجبوربکارندوترس وتهدیدوتنبیه برمحیط کارحاکم است پاداشها درجهت ارضای نیازهای جسمی وایمنی است تمایل جزئی وهمراه باترس وعدم اعتماد است کنترل ازسطوح بالابطورمتمرکزمیباشدوسازمان غیررسمی بکل مخالف اهداف سازمانست.

۲)سبک دلسوزانه:اطمینان واعتمادنسبتا زیادبزیردستان است تصمیمات زیادی درچهارچوب ازپیش تعیین شده درسطوح پایین اتخاذ میگرددازپاداش وتنبیه واقعی ویابالقوه برای ایجادانگیزه درکارکنان استفاده، ارتباط مافوق بامادون همراه باترحم ودلسوزی وازجانب مادون همراه باترس واحتیاط است بیشتر تصمیم گیریهاوتعیین هدفها دررده بالای سازمان انجام میگیرددرفرایندکنترل تاحدی تفویض اختیارمیشود واگرچه سازمان غیررسمی تشکیل میشودولی همیشه دربرابراهداف سازمان رسمی ازخودمقاومت نشان نمی دهند.

۳)سبک مشاوره ای:مدیریت اعتمادواطمینان قابل ملاحظه ولی نه کامل بزیردستان داردتعیین خط مشی وتصمیم گیریهای عمومی درسطح بالاانجام میگیردولی ارتباط زیردستان درسلسله مراتب دوطرفه است برای ایجادانگیزه درزیردستان ازتدبیرهای درجریان امورقراردادن نسبی افرادوازپاداشهاوتنبیهات گاهگاهی استفاده میشود.ارتباط میان مافوق ومادون نسبتا متقابل است که بااعتمادواطمینان خوبی برقرارمیباشد قسمت اعظم فرایندکنترل بسمت پایین سلسله مراتب تفویض وبایک حس مسولیت درهردوسطح بالاو پایین اجرامیگرددبااین روش کنترل،سازمان غیررسمی ممکن است تشکیل شودولی ازاهداف سازمان رسمی حمایت خواهدکردویامقاومت جزئی دربرابران می نماید.

۴)سبک مشارکتی:بزیردستان اعتمادواطمینان کامل داردتصمیم گیری بطورگسترده درسراسرسازمان پخش میشودارتباطات دراشکال افقی،عمودی،مورب درمیان سلسله مراتب جریان داردفرایندکنترل بعلت درگیری کامل رده های عملیاتی بصورت گسترده پخش شده است سازمانهای غیررسمی ورسمی غالبا یکیست.پس تمام نیروهاکوششهای خودراجهت کسب اهداف تعیین شده درسازمان بکارمیگیرندبرخلاف سبک امرانه فوق ،این سبک مدیریتی مبتنی برروابط انسانی،کارگروهی واعتمادواطمینان دوطرفه برقرار ست.وپویایی سازمان باعتماد واطمینان دوطرفه بستگی داشته چراکه کلیدهرموفقیت سازمانی  محسوب میشود.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 2:23 قبل از ظهر  توسط م . ک  | 

دراین موردنکات ذیل بایدموردتوجه مدیرقرارگیردتاموفقیت ازطریق جلب نظروهمکاری دیگران حاصل شود:

۱)مدیربگونه ای رفتارکندکه افرادسازمانی احساس اهمیت نمایندوبتلاش افرادارج نهد.

۲)تلاش کندبجای ایرادات مخرب وفرماندهی مدار براحساس وروحیه افرادتاثیرمثبت بگذارد.

۳)برای تسخیراندیشه افرادبانها مجال سخن گفتن داده وابرازهمدردی کندو...

۴)باستایش وتحسین کارهای پسندیده وچشم پوشی ازبرخی اشتباهات انهاباارائه نکات سازنده برای انهافرصت اصلاح خویش رافراهم کندتابخودیابی وخویشتن شناسی نائل ایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 2:1 قبل از ظهر  توسط م . ک  | 

یک مدیرموفق جهت نیل باهداف سازمانی بایدنقشهای ذیل رابرحسب توانایی، مهارت،خلاقیت خود ایفا کند.

 الف)نقشهای روابط فردی:۱)تشریفاتی:انجام وظایف اجتماعی وتشریفاتی بمنزله نماینده سازمان۲)رهبری:توانایی نفوذدرافرادجهت تحقق اهداف۳)رابط:فعالیتهامربط به معرفی اهداف،ساختارو...درمواجه باافرادخارج ازسازمان.

ب)نقشهای اطلاعاتی:۱)گیرنده:اخذ اطلاعات درست ومربوط به عملیات واحدهای سازمانی۲)ناقل ونشردهنده:ارائه اطلاعات به کارکنان۳)سخنگو:انتقال اطلاعات به خارج ازسازمان برمبنای تبلیغات وتوزیع نشریات.

ج)نقشهای تصمیم گیری:۱)سوداگروکارافرین:فعالیتهای توسعه ای که منجربه گسترش واحدهاوبهبودروش کاراست۲)مشکل گشا:حل تنشهاوفشارهایی که ازروابط کارومجادله افرادوواحدها بوجود میاید۳)تخصیص گرا:تخصیص منابع،زمان،اعتبارونفرات جهت کسب اهداف به واحدها۴)مذاکره کننده:چانه زنی وبده بستان کلامی ورفتاری بمنظورمحدودومنطقی ساختن انتظارات افراد.

د)نقشهای تغییروتحول:۱)نوافرین:فعالیتهای ساختاریافته برای ارائه خلاقیت ونواوری درجهت پیشرفت سازمان۲)تطابق گرا:انطباق بافعالیتهی ناشی ازنوافرینی وتفاوت ان بانقش کارافرینی دراینست که کار افرین بدنبال انطباق بامحیط بوده ولی این نقش بدنبال انطباق یاتغییراست.

نتیجه مطالب فوق:مجموعه این نقشها نشاندهنده مهارتهای مدیران دریک تعامل اجتماعی باسازمان ومحیط بیرونیست وتاکیدصریح داردکه بایدتعامل مناسب درروابط، حاکمیت عینی داشته باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط م . ک  | 

هرسازمان دولتی،خصوصی،بازرگانی و....که توسط جامعه انسانی اداره میشوندبایدوظایف مدیریتی راعهده دارباشند.چراکه مدیریت فرایندکسب اهداف بطورکاراوموثرازطریق دیگران میباشد خوب است دراین بخش بافعالان علم مدیریت ونظراتشان اشناشویم:            

۱)وظایف مدیریت ازدیدگاه هنری فایول:دراوایل ق۱۹یک صنعتگرفرانسوی بنام هنری فایول نوشت مدیران وظیفه:برنامه ریزی،سازماندهی،هماهنگی،هدایت،کنترل راانجام میدهند.

۲)نظرپروفسور دریو.سی.ال.ا:اینهاتادهه ۱۹۷۰اصولین:برنامه ریزی،سازماندهی،کارگزینی،هدایت، کنترل رابعنوان وظایف مدیریت بیان داشتند.

۳)نظرعلمای مدیریت:صاحبنظران مدیریت بانگرش سیستمهای اجتماعی ورفتاری وظایف مدیریت راباتوجه به امکانات مادی سازمان دررابطه باامورانسانی جمع ودر۵اصل:برنامه ریزی،سازماندهی رهبری کنترل وبسیج منابع ارائه داده اندبایدتوجه داشت کیفیت عمومی انجام این وظایف وبازخوردانها ازطریق ایتم کنترل است چراکه کارنهایی مدیر کنترل امورهست.

۴)دیدگاه اصلی وبروز صاحبنظران مدیریت:۱)برنامه ریزی:عبارت ازپیش بینی وتدوین برنامه واقدامات لازم میباشددراین صورت فرایندتصمیم گیری درارزیابی راهکارهاوانتخاب بهترین راه کارلازم وضروری است چرا که اجرای دقیق سایروظایف مدیریتی بستگی به برنامه ریزی دارد.۲)سازماندهی:بعدازتعیین اهداف و بر نامه ها سازمان بایدتوانایی انجام اهداف ودستیابی به انهاراداشته باشدپس سازماندهی نیل بهدف را میسرمیکندازاینروبایدقادربه ایجادساخت رسمی براساس ارتباط این مشاغل وواحدهاحدوداختیارات شا غلین مشاغل تشخیص پیچیدگی های سازمان باشدتازمینه نیل باهداف فراهم گرددپس سازماندهی  عبارت است ازشناسایی وگروه بندی فعالیتها،تعیین اختیارومسولیتهای شاغلین تعیین مراتب سطوح وایجادهماهنگی بین وظایف وفعالیتهاباشددرسازماندهی مدیران درجات پیچیدگی،رسمیت گرایی وتمر کزگرایی رامشخص میکنند.۳)هدایت:ارتباط وتعامل مناسب دراجزاء انسانی سازمان یعنی رهبرو پیرو ، مدیران وزیردستان درجهت انجام فعالیتهای برنامه ریزی شده که موجب کسب اهداف تعیین شده وبقاء تعادل ورشدسازمانی میگردد.مدیران باایجادنظام ارتباطات مناسب زمینه نفوذخودرادرکارکنان فراهم نموده درنتیجه توان برانگیختن انهاراجهت نیل بهدف میسر میسازنددرهرحال داشتن رهبری اثربخش موجب حد اکثرشدن توان کارکنان برای کمک بمدیردررسیدن باهداف میباشد.۴)کنترل:سنجش عملکردهابراساس برنامه هاازجمله وظایف مهم همه مدیران درهررده وسطح سازمانی است.مدیران باانجام این وظیفه توان جلوگیری ازانحرافات برنامه ها راپیداکرده وقادربه انجام اقدامات اصلاحی درراستای برنامه هاخواهندشد.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 5:8 بعد از ظهر  توسط م . ک  | 

درنظام خلقت،مدیریت الهی براساس شوق ورغبت پدیده هااستواراست درس فصلت آ۱۱بعنوان تمثیل یایک جریان تکوینی مطرح شده است که خداوندباسمان وزمین فرمود:تمام هستی موظفندبامیل ورغبت یابه کراهت تحت فرمان الهی انجام وظیغه کنندمخلوقات این طورواکنش میدهند:مابامیل ورغبت درتحت اطاعت شماییم.این اطاعت عاشقانه مطلوب الهی ازعالم انسانی است:(ماانسان رابسبیل رشدهدایت کردیم حال میخواهدشاکرباشدیاکافر).باوتحمیل نمیشودواختیارعمل دارد.  

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط م . ک  |