نگاهی به شایسته سالاری درنظام اداری ایران

مقدمه : نظام اداری ایران ازبدو شكل گیری با مشكل عدم سلامتی و بروکوراسی زاید رو برو بوده است. تلاش های فراوانی برای مبارزه با عدم سلامت اداری(فسادگسترده اداری) انجام شده است، ویژگی مشترك همه ی این تلاش ها،عدم وجود سیاست های مدون و برنامه های بلند مدت برای پشتیبانی ازآنهابوده است.باید اذعان داشت تا زمانیکه شایسته سالاری به مفهوم کلی با مولفه ها یش درکلیه امورات جزعی وکلی کشوربه عنوان اصل اول یا "فرهنگ عمومی" نهادینه نشود نمی توان ازسلامت نظام اداری ایران اطمینان داشت.شایسته سالاری زمانی بعنوان فرهنگ عمومی ارزشمنداست که دولتمردان وسیاسیون کشور،اول ازخودواطرافیان خود شروع کرده وخودعامل به عمل با شندتامردم نیزکه چشم بصیرت کشورونظامند بامشاهده این روند،ارتباط خودرابانظام اداری قوی کرده ونبست به سلامت ان اطمینان واعتما د قلبی داشته باشند.علیرغم اینکه دراموزه های دینی، دستورات وفاکتورهای صریحی دراین موردوجود داردمتاسفانه تاحال ازطرف صاحبان قدرت وبرخی مسئولان اقدامات اساسی درجهت حاکمیت شایسته سالاری بد لیل برخی ملاحظات گروهی،تنگ نظری ها،عد م تطا بق تحصیلات وتجا رب....صورت نگرفته یاکافی نبوده اند.عدم حاکمیت شایسته سالاری درنظام اداری ایران رفته رفته به صورت یک بیماری حاد،سلامت وامنیت روانی جامعه راتهدیدمیکندطوریکه میتوان گفت یکی ازعلل فرارمغزها ازکشوردرطول سا لیا ن گذشته عدم شایسته سالاری بوده است.هرچند دراین راستا برنامه ها وسیاستهای مدون هم باشنداما تا زمانکیه روی کاغذ یا درحد حرف باشند وجنبه عملیاتی وراهبردی بخود نگیرند ادعای شایسته سالاری،ادعای گزافی بیش نیست.وقتی ازشایسته سالاری حرف به میا ن میاید بعضی سئوالات وابهاماتی ازاین قبیل مطرح میشوند که : کشورما تا چه حد با شرایط و ویژگیهای حضوردراین قرن آشنا وهمساز است و چه تمهیدات وراهکارهایی رابرای همگامی با تحولات وپیشرفتهای اخیر،اندیشیده است آیا قوانین و مقررات استخدامی موجود،جوابگوی نیازها وخواست‌های یک نظام اداری کارآمد،پویاوشایسته سالارمیباشد ؟ آیاساختاراداری وتشکیلاتی حاضر،میتوانداهداف وخط مشی‌های مبتنی بریک نظام اداری مناسب وقانونمندرابرآوردسازد ؟ آیا انتخاب ، انتصاب ، ترفیعات ازیک مکانیسم علمی و قانونی برخوردار میباشد ؟ آیابرنامه‌های آموزشی موردنظربرای کارکنان، با اثربخشی قابل قبولی مواجه است؟ وبالاخره آیابه نقش وتاثیرانگیزه وروحیه درمیان کارکنان،توجه کافی مبذول می‌گردد؟ آیا پرداخت حقوق و مزایا،متناسب با لیاقت و کاردانی و صلاحیت افراد پرداخت میشود؟

تعاریف شا یسته سالاری:

قبل ازاینکه به تعاریف شایسته سالاری بپردازیم بایدتوجه داشت شایسته سالاری، به خودی خود ، شكلی از حكومت نیست، بلكه بیشتر نوعی ایدئولوژی است كه به قوانین كلی عدالت، اشاره دارد. این قوانین، به تشریح شایستگی افراد می پردازد.پایه و اساس شایسته سالاری بر تدوین و تبیین مفهوم شایسته ، قرار دارد. مفهوم واژه‌ "شایستگی" كاملا با نگاه ما نسبت به جامعه خوب در ارتباط است. براین اساس دو رویكرد كاملا متفاوت برای تعریف اصطلاح شایستگی وجود دارد. 1- شایستگی به عنوان مفهومی ثابت و قطعی و 2- شایستگی به عنوان مفهومی انعطاف پذیر كه كاملا براساس ویژگی های شایسته (دانش، مهارت، هوشمندی و...) تعریف می شود. به طور كلی مفهوم شایستگی، وابسته به چیزی است كه ما آن را فعالیت خوب می دانیم.

1) شایسته سالاری به شیوه ای از حكومت یا مدیریت گفته میشود كه دست اندركاران برپایه توانایی              و شایستگی شان برگزیده میشوند و نه برپایه قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی و فامیلی.درجوامع شایسته سالار ،نگرش های خویشاوندسالاری، قبیله گرایی،حزب سالاری و غیره مطرود است. نظام شایسته سالار، نظامی است كه در آن افراد مناسب درمكان و زمان مناسب منصوب شده و از ایشان بهترین استفاده در راستای اهداف فردی، سازمانی و اجتماعی به عمل آید (ارو، بولز و دورلاف(1)، 2000). شایسته سالاری فرایندی است كه از شایسته گزینی آغاز شده و به شایسته پروری و شایسته پردازی ختم میشود و این روند پیوسته در حال تحول است. این فرایند در ارتباط متقابل با نظام اداری و شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه قرار دارد.

2) شایسته سالاری(2) نظام حكومتی یا اداری است كه در آن انتصاب ها و مسئولیت ها با اثبات توانایی و هوشمندی اشخاص (شایستگی(3) آنها)؛ متناسب است.

3) از دیدگاه یونگ(4) (1985)، شایستگی عبارت است از هوشمندی و تلاش، براین اساس، انسان شایسته در هر سن شدیدا، آماده تحصیل دانش است و وسواس شدیدی نسبت به شرایط، نمره آزمون ها و توصیف هایی كه از وضعیت او ارایه می شود دارد. با توجه به مطالب پیش گفته؛ شایسته سالاری، تنها، گسترش سیستم پاداش دهی به افراد شایسته می باشد.

4) شایسته سالاری دیدگاهی است كه براساس آن شهروندان از طریق نظامهای آموزشی مدرسه ای و دانشگاهی وباتلاش و كوشش فراوان ،استعدادهای خود را شكوفا كرده و درنهایت ،درجامعه فارغ از طبقه اجتماعی‌، ثروت، نژاد، قومیت و جنسیت برای تصدی مناصب مختلف ،تنها بر اساس شایستگی ذاتی برگزیده میشوند (بولتن(5)، 1993).

5) از دیدگاه پرس و تسو(6) (1994)شایسته سالاری سازمانی، مجموعه فعالیت ها و روش هایی است كه از طریق آن افراد، براساس شایستگی برای كار در سازمان ها گزینش شده و صرفا بر اساس توانایی ها و مهارت های آنها است كه به آنها پاداش و ترفیع تعلق می گیرد. شایسته سالاری سازمانی یعنی افراد شایسته را در مشاغل ومناصب مرتبط به خودشان كه توانمندی انجام آن را دارند قراردهند تا بتوانند بر حسب شایستگیهای خود در پیشرفت فردی و سازمانی موثر واقع شوند.

6) نظام شايستگي اداري نظامي است كه در آن بهترين افراد در بهترين تركيب و با مناسب ترين شرايط  و بالاترين بازده كار انجام وظيفه ميكنند و مناسب با تلاش و كوشش خود حقوق و مزايا دريافت ميكنند در اين نظام فرد شايسته در منصب و شغل مرتبط با خود كه توانمندي انجام آن را دارد قرار ميگيرد( اسپنسر).

7)اگربخواهیم شایسته سالاری را به زعم وباورخود تعریف کنیم عبارتست ازتقا بل خردمندان علمی ومتفکرعلاقه مند به عدالت وپیشرفت وتوسعه همه جانبه با نالایقا ن مخرب جامعه.(شایسته سالاری یعنی عدالت طلبی).

 بیان مسئله:

منابع انسانی به عنوان  ارزشمندترین منابع سازمانی دارای توانایی ها و قابلیت های بالقوه ای هستند که در محیط سازمانی به فعل تبدیل می شوند و با تلاش همگانی و ایجاد همگانی میان آنها و بکارگیری صحیح از آنان و دیگر اجزای سازمان می توان اهداف سازمانی را تحقق بخشید. دست یابی به این مهم نیازمند درک و شناخت کامل انسانها و فراهم کردن شرایط مناسب برای کار و تلاش است . یکی از مواردی که در این زمینه قابل بررسی است قراردادن افراد در جایگاههای مناسب با توانایی و تجارب و قابلیت آنها است . که این فرایند در قالب نظام شایسته سالاری بررسی میگردد. در این رابطه، شایسته سالاری باید در تمامی سطوح مورد توجه قرارگیرد و تنها محدود به مدیران نمی شود آنچه مهم است اینکه این امر باید از بالاترین سطح آغاز گردد.(یعنی پیشرفت افرادبه صورت مرحله ای براساس ارزشیابی درست وعلمی نه سفارشی) برای تحقق اهداف سازمانی افرادلایق و کاردانی باید در راس امور قرار گیرند بدیهی است به جز یک مدیر شایسته شخص دیگری قادر به تحقق انتظارات یک سازمان نخواهد بود و مدیر شایسته کسی است که هم دانش مدیریت داشته باشد و هم بتواند از تجارب استفاده مطلوب ببرد. بنابراین شناخت ابعاد شایستگی های مدیرییتی هم برای توسعه و هم برای ارزیابی مدیران عامل اساسی بشمار می رود. برای انتخاب افراد شایسته باید ضابطه  و ملاک موجود باشد و این ضوابط باید به گونه ای انتخاب شوند که قابل سنجش باشند. لذا انتظار می رود زمانی که مولفه ها و محور های شایستگی تعیین می شود انتخاب و انتصاب مدیران با توجه به این مولفه ها صورت گیرد و برای جلوگیری از به هدررفتن نیرو و سرمایه ، اولویت های مربوط رعایت گردد. با توجه به اینکه در عصری که در حال گذار از عصر اطلاعات به عصر دنیای مجازی هستیم و سازمانها نسبت به گذشته درگیررقابت سختری هستند و تغییرات سریع محیطی و شرایط اقتصاد و بازار کار، جهانی شدن ، افزایش هزینه های سلامت و افزایش تقاضا همگی سازمانها و معیارهای مدیریت نیروی انسانی را با چالشی جدی مواجه کرده است. همگام با ديگر اجزاي سازمان اداري به صورت هماهنگ به منظور تحقق اهداف نظام اداري هدايت شوند، بدون شك گام مهمي در راستاي ايجاد يك نظام اداري پاسخگو، شفاف، قانونمند و مبتني بر شايسته سالاري برداشته ميشود امروزه توسعه اقتصادي،توسعه سياسي،توسعه اجتماعي وتوسعه فرهنگي و...همگام باهم يک توسعه پايداروهمه جانبه رادريک جامعه تشکيل ميدهندوسازمان ها به عنوان پيشاهنگان توسعه، نقش مهمي راايفاميکنند.هرسازماني که بخواهدبه اين امرمهم نايل گرددبايددرابتدابه توسعه درون خوديعني توسعه فرهنگ ومنابع انساني پرداخته،عدالت سازماني وفرهنگ شايسته سالاري دررسيدن به اين مهم براي سازمان بسيار حائز اهميت ميباشد.سازمان‌هايي که شايسته سالاري وعدالت سازماني رابه انجام برسانند پيروزعرصه توسعه درجهان امروزخواهندشد. سازمانهاي دولتي ايران درراه توسعه شايسته سالاري باموانع وچالشهايي روبه رو هستند که نظام اداري ما را احاطه کرده اند.چالش هايي که عمدتا ريشه فرهنگي،تاريخي وسياسي دارند ودرفرهنگ اداري و قوانين آن ريشه دوانده اندوانتظارهم نميرود که يک شبه ره صدساله پيمود. عدم شايسته سالاري در نظام اجتماعي ايران معلول عواملي است كه در بعد فرهنگي عمدتاً تحت تاثيرعوامل زیر میباشد: " عدم الگوبرداري صحيح، وجود تعصبات فكري، عقيدتي و حقوقي نادرست و عدم توجه به منافع ملي در انتصابات، تخصيص نادرست منابع و منافع و عدم برنامه ريزي براي شناخت تنگناها و تصحيح انها است. "

اما آنچه که حائز اهميت بوده وامروزه انجام آن ضروري ميباشديافتن راهکارهايي براي رفع اين موانع وچالشها درراستاي توسعه شايسته سالاري وبه تبع آن عدالت سازماني است ومسئولان نظام اداري ميبايستي همه تلاش خودرابراي پرورش شايسته سالاري فراهم کنند.وعلاوه برگماشتن مديران شايسته وتوانمندايجادشرايط لازم براي بروزشايستگي هاودقت درتوجه به تخصص،تجربه،کارايي،علاقه،توانايي وپايبندي به حاکميت ونظام وتقوادرانتصابهاباعث تقويت سازمان،دلگرمي وايجادانگيزه درسايرکارکنان ميگرددوعدالت سازماني سبب ايجادتعهد،تجربه،تخصص،اعتمادبه نفس،تقواوقدرت شده ودرواقع عدالت در اين زمينه همچون عدالت در مديريت اسلامي يعني قرار گرفتن همه چيزدرجاي خود،عملي ميگردد. دردين اسلام براي مديريت اسلامي ، تاکيد فراواني بر انتخاب افرادشايسته واصلح براي مديريت امورشده است که فرمان معروف حضرت علي(ع) درنهج البلاغه به مالک اشترنمونهاي ازرهنمودهاي حضرت درباب عدالت وشايسته سالاري درجامعه واستفاده ازافرادشايسته،واگذاري اموربه افرادلايق ميباشدوهمچنين درفرازهايي علاوه برتقوي،بردانش و تخصص آنان نيز تاکيد مي فرمايند. (7) سپردن امور به اهلش مهم ترین كار است و باید درهر مرتبه ای ازمدیریت ادارۀ امور به اهلش واگذارگردد.که به چندمورد آن اشاره میگردد:

 دستوراول : درباره دولت مردان

براستی که بدترین وزیرانت،کسی است که درحکومت پیشین وزیراشراروشریک گناهان آنان بوده است چنین کسانی محرم رازت نباشندکه اینان یارتبهکاران و یاور ستم پیشگانند.گزینش اینان نباید براساس هوشیاری، اطمینان ، خوش گمانی شخصی باشد. چه شخصیتها خویش رابه خودآرایی ، خوش خدمتی معرفی می کنند امادرپشت پرده اثری ازخیرخواهی وامانت نیست.پس توآنان رابه کارهایی که برای شایستگان پیشین کرده اندبیازمای وبرخوش نامترین ومعروفترین آنهابه امانت درمیان مردم تکیه کن«که این دلیل خیرخواهی تودرراه خداوامامی است که ازسوی اوماموری».درراس هریک ازکارهایت سرپرستی بگذارکه بزرگی کارناتوانش نکند و بسیاری آن پریشانش نسازد و هرگاه در نویسندگانت عیبی بود و تو ازآن غافل ماندی ، بازخواستش برتوخواهد بود.

دستوردوم: درباره گزینش فرمانداران

ایشان را ازمیان آزمودگان و آزرمیان که از تباری شایسته و سابقه دار در اسلام اند برگزین که خوش خوتر و آبرومندتر وبی آزتر و دوراندیش ترند. درکارکارگزارانت بیندیش وآنها را به آزمایش برگزین نه به دلخواه وخودسرانه که این دوشاخه ای از مجموعه ستم وخیانت است. سپس به بررسی کارگزارانت  بپرداز و بازرسانی راستین وامین برایشان بگمار. چه بازرسی نهانی درکار اینها عامل وادارکننده ایشان به امانت وخوش رفتاری با مردم وسبب عدم پراکندگی یاوران است. اما اگریکی ازاینهادست به خیانت یازیدوگزارش بازرسان درباره اش یکسان بودبه گواهی این گزارشهابسنده کن و نخست اورا تنبیه بدنی کن و به کیفرکردارش برسان آنگاه با تنزل پایه خوارش دار و ننگ خیانت را براو بنشان و بند بدنامی را برگردنش نه.

 مکن با فرو مایه مردم نشست

چوکردی زهیبت فروشوی دست

به  فتراک پا کان درآویزچنگ

که عارف ندارد زدریوزه ننگ

(اعتصامي)

ایشان درنامه ای خطاب به فرمانداران خود درباب نیازهای جامعه چنین فرموده اند: برای انجام امورمردم کوشاباش،همانگونه که والدین برای فرزندانشان کوشاهستند.

دستورسوم

امام (ع) به مالك اشتر می فرماید: مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده ، و با همه دوست و مهربان باش، مبادا هر گز چونان حیوان شكاری باشی كه خوردن آنان را غنیمت دانی، زیرا مردم دو دسته اند، دسته ای برادر دینی تو، دسته ی دیگر همانند تو درآفرینش می باشند. خداوند ساماندهی كارشان را از تو خواست      و تو را به وسیله ی آنان آزمایش كرده است، و خود را آماده ی جنگ با خدا مكن كه كیفر او را تاب نیاوری و از بخشش و رحمت او بی نیاز نخواهی بود . بر بخشش دیگران پشیمان مباش، و از كیفر شادی مكن... مهربانی تو نسبت به آنان، دل های شان را به تو می كشاند ... بدان ای مالك ! هیچ وسیله ای برای جلب اعتماد والی به رعیت بهتر از نیكوكاری به مردم و تخفیف مالیات و عدم اجبار مردم به كاری كه دوست ندارند، نمی باشد (سیدرضی، 1379 ، نامه ی 53)-(8)

 دستورچهارم

حضرت علی (ع) به مالك اشتر می فرماید: باید دوست داشتنی ترین كارها برایت، میانه ی آن ها درحق باشد و فراگیرترین آ ن ها در عدالت، و جامع ترین آن ها در خشنودسازی شهروندان . به درستی كه برترین چشم روشنی زمامداران، به پا داشتن عدالت در شهر هاست و آشكار شدن دوستی میان شهروندان . (سیدرضی، 1379 ، نامه ی53 و الحرانی : 128 و 133 )-(9)

دستورپنچم

امام علی (ع) در نامه اش به مالك اشتر می فرماید : برای نیازمندان ساعتی بگذار كه خود شخصاً بدان بپردازی و در نشستی عمومی با آنان بنشین ، و برای خدایی كه تو را آفریده فروتنی كن، و نگهبان و دربان را كنار گذار، تا آن كه سخن می گوید بی واهمه و بدون دلهره سخن گوید … پنهان بودنت از شهروندان ، طولانی نگردد چرا كه پنهان بودن زمامداران از شهروندان ، شاخه ای از كم اطلاعی و تنگ خویی است و پنهان شدن از شهروندان، زمامداران را از دانستن آن چه از آنان پوشیده است باز دارد. پس كار بزرگ ، نزد آنان، خرد به شمار آید و كار خرد، بزرگ نماید، زیبا، زشت شود و زشت، زیبا (سیدرضی، 1379 ، نامه ی 53 و الحرانی، 142).- (10)

نظام اداری ایران:

 نظام اداری یكی از پیچیده ترین سطوح سیستم های باز است. هدف و ماموریت یك نظام اداری كه عامل شكل گیری و بقای تك تك اجزای این نظام است، كاملا پویا و متغییر است و با توجه به اولویت نیازهای تغییر می كند. منابع انسانی، اصلی‌ترین ركن و موتور محركه و تصمیم سازی هر نظام اداری است، زیرا كه هیچ روشی وجود ندارد كه به انسان وابسته نباشد (بولدینگ، 1956). (11)

شواهدی چون، عدم تحقق اهداف سازمانی، پایین بودن بهره وری، نارضایتی ارباب رجوع، ناكافی بودن سلامت مالی- اداری، رضایت شغلی پایین، كندی فرایندهای كاری، بی نظمی اداری و... نشان می دهند، رگه‌هائی از ناسلامتی و فساد نظام اداری در ایران قابل مشاهده است. علیرغم ظاهر مدرن خود، نظام اداری ایران، قادر به ایفای كاركردهای یك نهاد مدرن در جامعه نمی باشد، این ناكارا و ناسالم بودن نظام اداری یك مشكل اجتماعی است(حاجی زاده میمندی،1381).  مساله اجتماعی موقعیتی نامطلوب است كه عده كثیری از افراد جامعه را مبتلا ساخته  و چنین احساس می شود كه می توان در پرتو یك اقدام اجتماعی دسته جمعی برای اصلاح آن اقدامی كرد (مظلوم خراسانی، 1381). تعاریف گوناگونی برای فساد اداری تعریف شده است. از منظر كلی، هرگونه استفاده نا مشروع از مقام و موقعیت شغلی، فساد بشمار می رود (غلامی، 1381)، فساد اداری به رفتار آن دسته از كاركنان بخش دولتی اطلاق می شود كه برای منافع شخصی خود، قواعد و ضوابط پذیرفته شده را زیر پا می گذارند (هان تینگتون، 1370). (12)

موانع شایسته سالاری درنظام اداری ایران:

عدم شايسته سالاري درنظام اجتماعي ايران ريشه‌هاي تاريخي،اقتصادي،فرهنگي،سياسي و... متفاوتي دارد.موانع و چالش ها و درواقع آسيب هاي شايسته سالاري در ايران که از ديرباز در سازمان ها و جامعه ايران ريشه دوانده اند بسيارند که بايدمورد تجزيه و تجليل و بررسي قرار گيرند و براي برون رفت آنها راهکارهاي عملي تعيين ومشخص گردد.برخی ازاین موانع عبارتنداز:

1) فرهنگ خويشاوندسالاري وارتباطات غيررسمي :که درآن روابط غيررسمي جايگزين شايسته سالاري شده،استخدام و بکارگيري دوستان،نزديکان وخويشاوندان حق افرادشايسته راازبين برده،موجب عدم کارايي ميگرددوافرادشايسته ومتخصص ومتعهدکنارزده ميشوند.نفوذ اطرافيان ووابستگان بدون صلاحيت هاي لازم درمديريت ، باعث فقدان عنصرصلاحيت درمديريت ميگردد که این امرموجب حاکميت مديران نالايق ميگردد.

2) مديريت متمرکزباتفويض اختيارات اندک :که به دنبال آن بوروکراسي اداري بامقررات ثابت ودست وپاگيراداري،مانع ازايجاديک نظام اداري خلاق،پوياوشايسته سالاروعدالت محورميگردد.به دنبال اين مشکلات وموانع،بي ثباتي مديريت است که با اصل مديريت هماهنگي نداردومتاسفانه درکشورماتابع نوسانات سياسي جامعه ميباشدوانتخاب هاوانتصاب هابيشتربراساس اغراض سياسي است نه براساس شايسته سالاري.

3) عدم توجه جدي به امرآموزش نيروي انسانی

4) فقدان ارزشيابي هاي عملکرد دقيق و تشريفاتي بودن ارزشيابي ها واعمال مديريت هاي سنتي

5) فقدان احزاب سیاسی کارآمد

6) فراهم نبودن بسترمناسب برای پرورش افراد شایسته

7) فقدان روشهای قانونمند درنظام استخدام

8) جناح بازی- باندبازی بویژه درزمان انتخابات ودادن وعده های غیراصولی

موارد فوق ازجمله موانع تشکيل يک سازمان اداري با يک مديريت شايسته سالار مي باشند. در چنين جامعه اي به جاي حاکميت ضوابط عقلاني وقانوني درمديريت ، حاکميت روابط باندي وگروهي حاکم شده که نتيجه آن هدردادن نيروهاي انساني کارآمد،سرمايه هاي ملي،عدم خلاقيت ، استفاده ازنيروهاي غيرمتخصص وبرزمين ماندن کارهاي اصولي ميگردد. اکنون با توجه به شتاب توسعه درکشور ، چالش ها وموانع عميق تر وريشه دارتر ميگردند که شايسته جامعه اسلامي ما نمي باشند. برنامه ريزي هاي کوتاه مدت و بلندمدت ، نه تنها به عدالت سازماني وشايسته سالاري منجر خواهد شد بلکه به توسعه آن درجامعه اسلامي ما خواهد انجاميد و فرايند توسعه فرهنگي و ديگر ابعاد توسعه ، مسيرکمال خود را طي خواهد نمود.

 خسارات حاصله ازعدم شایسته سالاری درنظام اداری ایران

دراینجا اجمالا به برخی ازانها اشاره میگرددکه عبارتنداز:

*كم كاري و تمايل به غيبت * نبود انگيزه و شوق كافي براي انجام وظايف * متعلق نپنداشتن خود به سازمان * اولويت بخشيدن به منافع و اهداف شخصي  واختلاس های کلان * عدم استفاده بهينه از منابع موجود در زمينه توليدات و خدمات * عدم توانايي كافي در ارائه خدمات و كالاها با كيفيت مطلوب و قابل رقابت  در سطح جهان * بهره‌وري پايين و عدم دستيابي به رشد اقتصادي مورد نظر * افزايش تورم * كاهش سطح رفاه اجتماعي * 

نمونه هائی ازعدم شایسته سالاری درنظام ادراری ایران

دراین قسمت به اظهارات برخی ازمسئولین رده بالای نظام اشاره میشود که نماد بارزی ازعدم شایسته سالاری اند:

*1) دکترسعید حجاریان مشاورسیاسی خاتمی وتئوریسین جبهه دوم خرداد : این بهانه که نمی گذارند دوم خردادیها کارکنند دیگر پذیرفتنی نیست - ص2کیهان21/12/78 *2) طاهره رضازاده نماینده شیراز عضو فراکسیون مشارکت : رئیس جمهورباپشتوانه واختیاراتی که داشت در5 سال گذشته نتوانسته است کاری انجام دهد اگربگوئیم دیگران نگذاشتن مجلس ودولت کار کند این ظلم به مردم است- ص2رسالت28/3/81        * 3 ) دکترکوزه گرعضوکمسیون بهداشت و درمان مجلس ششم : ناکامی ها بیشتر از کامیابیها بوده است وتئوری نگذاشتن دیگرپاسخ مناسبی برای ناکامی های اصلاح طلبان نیست حتی دربخش هایی که اصلاح طلبان مدیریت و قدرت کامل را در اختیار داشتند نیز نتوانستند پاسخگوی مطالبات باشند و مدیریت کارآمد اعمال کنند- ص1رسالت22/8/82--کابینه موجود اگرضعیف ترین کابینه بعد ازانقلاب نباشد یکی ازضعیف ترین کابینه هاست ومجلس نیزلوایحی را دراولویت قرارمیدهدکه بوی سیاسی بیشتری داردومتاسفانه لوایحی که کارگشای مسائل اجتماعی ومردم است کمترمورد توجه فراکسیونهاست- ص2کیهان9/2/81--  وزراء بخاطر روابطشان باروئسای فراکسیونهاخیالشان راحت است وبه دنبال حل مسائل اجرائی دستگاه خود نیستند دستگاهها به سستی وتنبلی عادت کرده اند بنابراین عدم موفقیت رانمی توان همیشه به قوای دیگریاجناح دیگرنسبت داد-ص3کیهان9/2/81. این نوع بیان،مدیریت رانتگرای دولت اصلاحات رانشان میدهد.

*4) موسوی لاری وزیرکشور: دولت خاتمی درتامین معیشت مردم لنگ میزند-کیهان10/3/84 * 5) دکترجعفرتوفیقی معاون آموزشی وزارت علوم :70%مدیریت دردولت اصلاحات توسط افراددارای مدارک دیپلم وزیردیپلم صورت میگیردکه این امربیانگراین مطلب است درچنین سیستمی دیگراحتیاج به افراد تحصیلکرده وشایسته نیست-همبستگی6/7/81 * 6) دکترمعین وزیرعلوم دولت اصلاحات :دربخش صنعت بیش از85%افرادشاغل تحصیلات زیردیپلم دارندوفقط 4% درسطح فوق دیپلم به بالایند. دربخش کشاورزی 97% ازشاغلان را افرادزیردیپلم تشکیل میدهندونیروی انسانی باتحصیلات دیپلم و بالاتر درحد47%میباشد و در آموزش وپرورش کشورمان نیزبا یک میلیون معلم وکادرآموزشی درحدود50% آنها درسطح دیپلم و یا زیر دیپلمند لذا ساختار اقتصادی و مدیریت درکشور ما فاقد نیروی تخصصی لازم است. * 7) سهیلا جلودارزاده از نیروهای دوم خرداد مجلس ششم :مهمترین اصل درتشکیل کابینه هشتم این است که هیات دولت احتیاج به یک تیم هماهنگ و قوی داردکه بتواند هماهنگ کننده فعالیتهای اقتصادی کشور باشد امروز اقتصاد بیشتر جنبه سیاسی دارد-آفتاب یزد10/5/80 *8) سید محمد خاتمی : انتخاب آقایان نوری ومهاجرانی به عنوان وزرای کشور و ارشاد انتخاب من نبود این دونفر را کارگزاران تحمیل کردند-ص9 ابرار12/2/80-- حل نشدن مشکلات کشور به خاطر کم  تجربگی و ازدست دادن فرصت هاست، کم تجربگی در امور مختلف کشور عدم استفاده صحیح و بهینه ازفرصتها باعث شدکه نتوانیم مشکلات رابهترحل کنیم  -ص 14 کیهان 28/2/81

 راهکارهای توسعه شایسته سالاری برای نظام اداری ایران

1) كاهش حجم تصدي گري دولت

2) ايجاد قوانين محكم حمايتي جهت توصعه و تشويق شايسته سالاري    

3) ايجاد نظام كنترلي منا سب براي تحقق كامل قوانين تعريف شده

4) بازبيني فعاليتهاي تعريف شده درنظام اداري و بهبود و بازسازي آنها (طبقه بندي مشاغل و . . )    

5) تبليغات،يگانه ابزارقدرتمند انسان براي تغييروايجاد باورهاي سازنده با الزامات صنعتي امروز است.

6)تصویب قوانین جزائی سنگین ومبارزه با ما فیای قدرت زیرزمینی افراد با اعمال مجازات شدید برای اخلال گران درامرشایسته سالاری

7)نها دیه کردن شایسته سالاری درسطح جامعه درقالب فرهنگ عمومی به عنوان ارزش ملی

8)الگوبرداری موثرازفرایند شایسته سالاری مدیریتی ازبرخی فرهنگهای کشورمقدم دراین مورد مثل ژاپن،کره جنوبی،سنگاپور،فنلاند،فرانسه وبومی کردن ان طبق فرهنگ ملی واموزه های دینی خود.

9)رقابتی کردن احرازپستها وسمتهای مد یریتی با تاکید برا زمونهای چندگانه

10)رعایت اخلاق اسلامی وارزشهای علمی وقانونی درانتخاب وانتصاب مدیران

11) نهادینه سازی وجدان کاری،انضباط اجتماعی،فرهنگ امانت داری.

 نتیجه گیری:

باتوجه به اینکه  امسال، ازسوی مقام معظم رهبری سال جهاد اقتصادی نامگذاری شده است ضروری به نظرمیرسدکه کلیه مسئولین نظام همت خود را برای حاکمیت شایسته سالاری واقعی جهت پیشرفت وتوسعه سطوحین زیربنائی وروبنائی کشورجزم نمایند تا قطار پیشرفت کشور باشتاب بیشتربه حرکت دراید تا درعصرمدرنیته و انفورماتیک که سازمانهای مجازی ، امورات را مدیریت میکنند از قافله ترقی و شایسته سالاری عقب نمانیم. امروزه شرایط  محیط رقابتی نیاز دارد که به جای برخورد مساوی با همه برخورد عادلانه و منصفانه داشته باشیم. در کشور های مختلف شایسته سالاری یکی از عوامل اساسی توانمند سازی دولتها و ارتقاء سطح دانش و تخصص مدیران و گردانندگان هرکشور است. امروزه انتصابات غیر سیاسی دولتها بر پایه اصول شایسته سالاری و عمدتا از طریق آزمونهای تخصصی صورت می گیرد. اما هنوز هم تعداد مدیران توصیه شده و منصوبان غیر متخصص چشمگیر است. با وجود منشاء مخفي ، سيستم شايسته سالار عادلانه ترو مولدتر از ديگر سيستم ها بوده و به تبعيض بر اساس چيزهايي مانند جنس و نژاد ، پايان ميدهد اگرچه باز به توليد طبقات اجتماعي ادامه دهد. شايسته سالاري مردم را تشويق ميكند تا به استعدادهاي خويش جامه عمل بپوشانند و با دادن پاداش به سختكوشان انگيزه ها را تضمين ميكند. شايسته سالاري هدايت جامعه را از سوي افراد خردمند و مستعدي كه توانايي بيشتري در ارزيابي منافع ديگران دارند تضمين خواهد كرد از انجايي كه توزيع بر مبناي شايستگي به هر شخص آنچه را كه بدان استحقاق دارد، اعطا ميكند و اصل مساوات در فرصتها را ارج مينهد، شايسته سالاري عادلانه خواهد بود.

 دراخر، مقاله رابا یک جمله ا رمانی ازافلاطون که شاکله اندیشه های سیاسی وی هست به پایان میرسانم:

**هیچ جامعه ای رنگ خوشبختی را نخواهد دید مگر اینکه درآن جامعه " حاکمانی حکیم و حکیمانی حاکم" زمام امور را  بد ست گیرند.**

منابع:

Arrow. J. K, Bowles. S  and Durlauf. S.n  - (1, (2000), Meritocracy and Economic Inequality, Princeton

(Arrow, Bowles Durlauf). University

2) Meritocracy

3) Merit

4 Young.Micheal (1985), The Rise of Meritocracy. Baltimore: Penguin

5 Belton,R (1993), Justice, Thurgood Marshall and the Sociology of Affirmative action, Harvard Blackletter Journal, 10.

6 Peerce, J.L, and Tsui, A.S (1994), The Configuration of Human Resource Strategy and Structure: Comparing Typologies- in -Use. Academy of Management Meetings. Dallas. TX.

7) سیدرضی، خطبه 147نهج البلاغه

8) سیدرضی، 1379 ، نامه ی 53

 9) سیدرضی، 1379 ، نامه ی53 و الحرانی : 128 و 133

10) سیدرضی، 1379 ، نامه ی 53 و الحرانی، 142

11) Boulding

12)  Hantington

 

 

+ نوشته شده توسط م . ک در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 و ساعت 7:13 بعد از ظهر |

همواره بشریت درطول حیات خوددرجهت رسیدن به پیشرفت وتکامل وتوسعه عمومی، شاهدتغییرات سریع(ناگهانی)وتدریجی سیستماتیک دررفتارها،نگرشها،سیاستهاازجمله تفکرات ومنطق خود بوده است.طوریکه بشریت اگرامروزسندمدرنیته بودن راگردن آویزخودکرده است مرهون این تغییرات حادث شده درطول21قرن اخیربوده،تا امروز5دوره تکامل خودرادرسایه همنوایی افکاروخواسته هاوگرایشات مشترک،هرچندباشاخصه های نسبتا بالاترطی نموده است.اگرکمی به گذشته برگردیم دردولتهای محلی وقت،مردم نسبت به زمان کنونی،ارتباطات ساده وسهلی داشتندکه ازجمله دلایل بارزآن:وجودقوانین سلیقه ای وضعیف،ناآشنائی بااصول وقواعدارتباطات،عدم استطاعت وتمکن مالی،جمع آوری سربازان بیشتر،افزایش نفوس،نامشخص بودن مرزها،جنگهای مکررقومی ونژادی،شیوع انواع بیماریها،کمی داروواطباء...میباشند.که قبل ازدوره رنسانس وضع اینگونه بودولی با انقلاب عظیم رنسانس،بااستحکام دولتها وجریانات بعدی آن تاامروز(مخصوصااز100سال اخیر)شیوه های ارتباطات ومراودات ازحالات سنتی وتقریبا غیررسمی خودخارج وبه ارتباطات رسمی وفرایندجامعه پذیری گرایش یافت.انسانها نیازمندارتباطات متقابل واثربخشندتاتبادل اندیشه وتجربه کنندودنیای فرهمندی بسازند.درشرایط کنونی جهان که درهزارسوم تمدن وانفورماتیک واینترنت هستیم دیگرنمی توان بشریت رادرداخل مرزهای ملی کشوری محدود ومانع ارتباط آنهابادیگرفرهنگها ومراودات اقتصادی...شدلذابایداسباب مسهل این ارتباطات رافراهم نمود.امروزه بشریت قریب به دودهه است که درسایه مدیریت های علمی ونوین دولتی بعدازجنگ های جهانی ویرانگروجنگ سرد دول شرق وغرب،شاهدپدیده ای نووفراگیری بنام جهانی شدن میباشد.این پدیده چه بخواهیم وچه نخواهیم مرزهای طبیعی وملی کشورها رادرنوردیده ودنیای ماراقریب به یک دهه است که به شکل یک دهکده جهانی درآورده است.برای ورودراحت تروسریعتربه این دهکده بایدقوانین سنتی انفعالی واصولات دست وپاگیروسلیقه ای مثل روادید(به معنی اجازه وروداتباع بیگانه به خاک یک کشوریااجازه بازگشت به کشورخود)بکلی حذف شوندویک قانون فراگیرمبتنی برفرهنگ های ملی واصیل آینده نگراعمال گردد.تاقبل ازاین پدیده انسانها ازطریق ویزا(روادید)وسایرقوانین موضوعه درقبال پرداخت مبالغ معین به سفارتها /کنسول گریهای کشورمقصداقدام به مسافرت،تجارت،تحصیل و...میکردندکه ازیک طرف برای کشورمقصدارزآوری داشته،ازطرف دیگربرای مسافران وتاجران ودانشجویان مشغول به تحصیل هزینه زاست.مضاف اینکه روادیدامکان دیدوبازدیدهای خانواده هارادچارمشکل میکندوبین دولتهانوعی استراتژی مبتنی بربردوباخت(منابع ثابت،روابط کوتاه مدت،منافع متضاد)اقتصادی،سیا سی رارقم زده،باعث افزایش نوعی رقابت ناسالم میشودلذاشایسته است جهت کاهش این نوع اختلافات ورقابتها،گروه هاونیروهای عملیاتی درسطوح بالا بامحوریت فرهنگی تشکیل،تامخالفتهای احتمالی راشناسائی وبه نحومقتضی برطرف کنند.بشریت باتوجه به مشکلات فزاینده موجود ناگزیرازارتباطات دوجانبه وتعاملی،ساختارمندوسازنده است تابتوانددرسایه همانندسازی واجماع ضمن غلبه براین مشکلات،جهان وبه تبع آن کشوروملتی پویا وفرهمندداشته باشد.اگربه سفرنامه ناصرخسروهم نگاهی دقیق بیندازیم متوجه میشویم که این ادیب دانشمندنکاتی چون:توجه به فرهنگ وآداب وسنن ملل،نحوه تجارت،همزیستی مسالمت آمیزرااساس مراودات وارتباطات نزدیک ودوستانه وبی پیرایه معرفی میکند.چراکه همه ازقوانین پیچیده ومحدودکننده دوری می گزیندانسانها دوست دارندبطورمسالمت آمیزوساده درکنارهم بزیند.پدیده جهانی شدن ازطریق حذف روادیدتاثیرات خودرادرتمامی عرصه هاازجمله مسایل:فرهنگی واجتماعی،اقتصادی،سیاسی نشان داده است(ازجمله شروط جدیدجهانی شدن،حذف ویزاوروادید میباشد).امادرحذف روادیدبایددقت کردکه تاثیرات مثبت ودوجانبه یعنی رویکردسیستمی،بازوسازگاری بوده وحذف آن بحران زانباشد.بلکه بایدباعث نزدیکی هرچه بیشترکشورها وملتهابامحوریت فرهنگی باشد.هدف ازحذف روادید،تسهیل ترددها وروان شدن فعالیتهای اقتصادی است نه تضعیف یانادیده گرفتن قانون ملی.

نشانه هاوچالش های جهانی شدن ازطریق حذف روادید(جمع شدن بشریت دریک دهکده):

حذف روادید ناشی ازجهانی شدن دراکثرکشورها باعث شده است ارتباطات وحمل ونقل،هواپیماهای جت سریع السیر،تلفن بین اللمل(رومینگ)وشبکه های کامپیوتری وسخن پراکنیهای جهانی که باماهواره کارمیکننداین امکان رابوجودآورده اندکه افراددرقاره های مختلف،بسی سریعتراززمانی که یک دهه قبل،افراد دودهکده مجاورمیتوانستندبایکدیگرارتباط برقرارنمایندتماس بگیرند.فاصله ومرزهای ملی به سرعت ازبین میروندونمیتوانندبه صورت مانعی برسربازرگانی وتجارت وتفاهم فرهنگ ملی وجهانی درآیند.حذف روادیدبیشترین تاثیرمثبت خودرادراتحادیه اروپا وامریکای شمالی(نفتا)نشانداده است.(ذیلااشاره میشود)دراین دهکده جهانی نمی توان به صورتی دقیق کشوری را که شرکت مادردرآن قرارگرفته ومحصولاتی را که بدان شرکت یابدان کشورتعلق دارد،مشخص نمود.واقعیت حذف روادیدوبطبع آن جهانی شدن رامی توان ازدیدگاه اثراتی که شرکتهای چندملیتی برسیستم اقتصاد جهانی دارندوپیدایش همکاریهای منطقه ای وقراردادهایی که بین چند کشوربسته میشودمشاهده نمود.اماچالش هاعبارتند از:**نیروی کارناهمگون(درسطوح ملی وبین اللملی)،دهکده جهانی،شرکتهای چندملیتی،اتحادیه های همکاری منطقه ای،رویاروئی بامسائل بین المللی،تنوع فرهنگی**.یک نکته اساسی وبسیارمهم درجهت حذف روادید،توجه وشناخت فرهنگ ملی کشورهاست که درموردارزیابی تفاوت بین کشورهاتحقیقاتی جامع توسط کلاکهان- استرادبک درزمینه تجزیه وتحلیل اختلافات فرهنگی در6بعد فرهنگی:رابطه با محیط ،توجه به زمان،ماهیت فرد،توجه به فعالیت،توجه به مسئولیت ومفهوم فضا ونیزتحقیق هاف استددرزمینه اختلافات وگوناگونی فرهنگهابا4بعد:فردگرائی درمقابل جمع گرائی،اختلافات قدرتی وثروتی،اجتناب ازپدیده عدم اطمینان ومردسالاری درمقایسه با زن سالاری انجام گرفته است.دراین عرصه فرهنگ همانندآب برای ماهی است لکن باید ماهی رامتوجه آب نمود.

تاثیرحذف روادیددرپیدایش قراردادهای همکاری منطقه ای:

درسایه حذف روادید وظهورپدیده جهانی شدن،قراردادهای همکاری منطقه ای سریعا بوجودآمدندکه بلطف این قراردادها،مرزهای ملی مخدوش وتاحدودزیادی کمرنگ شده اند .معروفترین آنهاعبارتنداز:اتحادیه اروپا،قراردادنفتا،اتحادمجددآلمان وسقوط کمونیسم توانست موجب بروزقراردادهای همکاری بین کشورهای اروپای شرقی گردد. مثالها:

1) قراردادتجاری نفتا:

 درنخستین سالهای دهه1990،آمریکا وکانادایک قراردادتجارتی امضاء کردندبه موجب  این قراردادضمن حذف روادید،کالاهایی که بین دوکشورردوبدل میشدازتعرفه گمرکی معاف گردید.نفتا nafta (north American free trade agreement قراردادتجارت آزادآمریکای شمالی)که درژانویه 1994به امضاء رسیدمکزیک راهم به این دوکشوراضافه وباعث شدتابزرگترین وثروتمندترین بازارتجاری جهان باجمعیتی بالغ بر370میلیون نفرکه سالانه 5/6تریلیون دلاربین انهامبادله میشودبوجودآمد.پیش ازنفتا،تعرفه گمرکی مکزیک بطورمتوسط حدود250درصد بیش ازتعرفه امریکا بودکه مانع ازصدورکالای امریکایی به مکزیک می شد.نفتاتوانست تعرفه مربوط به بیش از9000نوع کالاراکه بین امریکا ومکزیک مبادله میشدازبین ببردوحداقل برای یک دوره زمانی 15ساله تسهیلاتی رادراین زمینه ارائه نماید.نفتاباعث شدکه سیستم اقتصادی امریکا،کانادا،مکزیک وابستگی بیشتری بهم پیداکنند.باوجود اینکه این سه کشوردارای سیستم های سیاسی وتاریخهای فرهنگی متفاوتند،ولی همجواری آنها ازنظرجغرافیایی باعث شده است که بتواننددربازارهای جهانی یک مشارکت اقتصادی قوی بوجودآورندودرعرصه سیاسی هم آراء متشابه ومناسب داشته،ازیکدیگردفاع کرده ودرصورت لزوم برعلیه کشوریاکشورهاسیاست واحدی رااعمال می کنند(همبستگی سیاسی).

2)اتحادیه اروپا:

درسال 1993ایالات متحده اروپا بوجودآمداین اتحادیه از335میلیون نفرو15کشوراروپای غربی:فرانسه،دانمارک،یونان،ایرلند،ایتالیا،هلند،پرتقال،انگلیس،اتریش،اسپانیا، لوکزانبورگ،فنلاند،سوئد،آلمان،بلژیک تشکیل گردید.پیش از1993این کشورهادارای مرزهای مشخص وکنترل شده بودند؛مالیات،یارانه،سیاستهای ملی وصنایع حمایت شده درون خودداشتند.اینک همه آنهابه صورت یک بازارداخلی درآمده اند.ازنظرسیاسی وامنیتی وحدت مناسبی دارنددرمناسبات بین المللی مدافع عینی حقوق یکدیگرند.ازنظرمسافرت،استخدام،سرمایه گذاری وبازرگانی،مرزهای ملی ازبین رفته اند وجریان آزادپول،کارگروخدمات درسراسرخاک این کشورهامشاهده میشود.به عنوان مثال یک محموله که ازآمستردام به لیسبون ارسال میگرددتنهابایدازچهارمرزمشخص و5کشورعبورکندوتنهاباارائه یک بارنامه یا سند،جوازعبوردریافت میکند.درحالیکه درسال1992،همین محموله بایستی بیش ازیک کیلوگرم کاغذ وسند باخودهمراه میداشت.که خودباعث اتلاف زمان وسرمایه،آلودگی محیط زیست،ترافیک گمرکی،نیازبه نیروی انسانی بیشتربرای کنترل امورات ودرنهایت داینا سورشدن بیش ازحدبوروکراسی اداری میشد.انگیزه اصلی برای این 15کشورجهت اتحادازطریق حذف روادید،تقویت وضع خوددربرابرکشورهای بزرگ صنعتی آمریکا وژاپن بود.هنگامیکه آنهابه صورت مجزاوجداگانه بودندبرای هم مانع تراشی می نمودند.صنا یع آنها نمی توانست ازمزیت های ناشی ازصرفه جوئی های اقتصادی که درآمریکاوژاپن وجوداردبهره مندگردند.اما این اتحادیه نوین که درسایه مدیریت دولتی نوین به وجودآمده است این امکان راحادث گشته که شرکتهای اتحادیه بتوانندباقدرت واطمینان بیشتردریک بازارمنحصربه فردکه ازبازارهای داخلی ومحلی آمریکا وژاپن به مراتب بزرگتراست،کالاها وخدمات خودراعرضه نمایند.ازبین رفتن موانع ومرزهای تجاری این امکان رابوجودآورده است که شرکتهای اروپای غربی ضمن سرمایه گذاری دراین کشورهاازفرصتهای تازه بدست آمده بهره مندگردند.

تاثیرات واهداف حذف روادید درروابط بین ایران وآذربایجان:

همانطوریکه میدانیدجمهوری آذربایجان قرنها جزءلاینفک خاک مقدس امپراطوری ایران بوده است امادراثربی کفایتی حاکمان وقت،کشمکش های داخلی،فرصت طلبی روسها،مناطقی چون:آذربایجان(باکو،گنجه،قره باغ،شوشی،نخچوان... )وایروان طی عهدنامه های گلستان(12اکتبر1813م) وترکمان چای( 22فوریه 1828م)ازایران جداوضمیمه خاک دولت متخاصم تزاری روسیه وقت شد.بعدازاین جدایی وآواره شدن خانواده های بسیارزیادآذری،امکان هیچ ارتباطی بااین جمهوری مسلمان تاقبل ازفروپاشی کمونیسم درزمان جنگ سردوجودنداشت.اما وقتی جنگ سردپایان یافت وسیستم کمونیسم ازبخشی ازدنیارخت مندرس خودرابربست فرزندان رشیدومسلمان این جمهوری طی مبارزات دلاورانه خودوبادادن هزاران شهید،پرچم ارتش خونخوارسرخ راپائین کشیده وبافریادبلندخود صدای استقلال وآزادی راسرداده ونهایتادرژانویه 1990اعلام استقلال نمودند.جمهوری اسلامی ایران،به رسم عرق ملی واحساس مسئولیت خودنسبت به این جمهوری مسلمان بلحاظ مشترکات تاریخی،فرهنگی،دینی ضمن بازکردن کلیه مرزهای خودبه روی ملت شریف آذربایجان وپذیرفتن آنها باآغوش بازطبق دستورات اسلامی،اولین کشوری بوددرجهان که استقلال این کشورمسلمان رابه رسمیت شناخت وبرحفظ واحترام به تمامیت ارضی آن تاکیدکرده،تماعی مساعی خودرادرجهت کمک به توسعه وپیشرفت آن بکارگرفته ودرتمامی زمینه های فرهنگی واجتماعی،اقتصادی،امنیتی،سیاسی همکاری ومشارکت فعالانه داشته،حتی درعرصه های بین المللی مخصوصانسبت به مسئله قره باغ که توسط ارمنستان ناجوانمردانه اشغال شده است ضمن اعلام صریح موضع خود،ازحق این کشوردفاع می نمایدوبارها ازروی حسن نیت،موضوع میانجیگری خودرادرجهت حل این مشکل اعلام نموده است.ایندوکشورازشمال وشمالغرب دارای مرزهای مشترک دریائی،زمینی ،هوائی با استانهای گیلان،اردبیل،آذربایجان شرقی میباشد.هردوکشورمسلمان دارای روابط تاریخی بسیارگرم،دوستانه وبرادرانه اند.ازنظرسیاسی سفارتهاوکنسولگری های فعال دارند ودرمناسبات سیاسی منطقه ای وفرامنطقه ای پشتیبان هم بوده اند.درزمینه فرهنگی وعلمی،استادودانشجومبادله میشود.درزمینه اقتصادی هم روابط خوب است.هردو کشورعضوفعال سازمان کنفرانس اسلامی،سازمان اقتصادی اکو،اعضای جنبش غیرمتعهدسازمان مللند.جمهوری آذربایجان جمعیتی قریب به 9میلیون نفر،ذخا یرارزی 46میلیارددلارداشته،که به لحاظ آمارجمعیتی،فراوانی منابع انرژی ازجمله نفت وگازونیزبخاطربودن شاهرگ ارتباطی ومواصلا تی آسیای میانه وقفقازواحاطه نمودن بازارهای بالقوه سرمایه گذاری ومصرفی صاحب موقعیتی ممتازدرمنطقه میباشدکه البته ایران نیزموقعیتهای ممتازهمه جانبه درعرصه های ملی وبین المللی دارد.باتوجه به این که درشرایط فعلی ارمنستان 20%خاک این کشورهمسایه ومسلمان راباحمایت روسها اشغال کرده است بین نخچوان وآذربایجان امکان ترددزمینی وجودندارداین کشورجهت انجام کلیه فعالیتهای موردنظرخوددرتمامی عرصه ها ازخاک ایران استفاده مینمایدبه عنوان مثال انواع وسایل نقیله سبک وکامیونهاوتانکرهای حامل انرژی ازطریق گمرک بیله سوارروانه جمهوری خودمختارنخچوان می شوند.که خوداین موضوعات دلیلی مبرهن برگستردگی سطح عالی روابط دوجانبه مخصوصاروابط سیاسی واقتصادی بین دوکشورمیباشد(همبستگی همه جانبه).شرایط وروداتباع بیگانه به ایران درقانون ورودواقامت اتباع خارجه درایران مصوب 19/2/1310واصلاحات بعدی آن تعیین شده است برحسب این قانون ورودبیگانه به ایران بسته به این است که وی درخواست خودرابرای تحصیل اجازه ورودبه ایران همراه مدارک لازم به ماموران دولت ایران که عهده داربررسی وموافقت با این گونه درخواستهاهستندتسلیم کندوانان بااین درخواست وی موافقت کنند(ماده 1آن قانون).امادادن روادیدبسته به احرازچندشرط اساسی است:نبودن تردیددرصحت اوراق ارائه شده ازسوی درخواست کننده(بندالف م 2)،ایرانی نبودن درخواست کننده،مغایرنبودن حضوروی درایران باامنیت کشوریانظم عمومی ومصالح کشور،نداشتن سابقه کیفری جنحه ای یاجنایی درایران یاهرکشوردیگر(بند د م 2)،نداشتن سابقه اخراج ازایران(بند ه م2 )مضرنبودن حضوروی درایران برای بهداشت همگانی واخلاقی وعفت عمومی(بند وم2)،اثبات بهره مندبودن وی ازامکانات تحصیل معیشت درایران ازطریق دارابودن سرمایه ویاامکان اشتغال به مشاغل مفید(بند ز م2).انواع روادیدعبارتنداز:روادیدورودوعبور،اقامت،خروج،کار.جمهوری اسلامی ایران دراواخرسال 88براساس وظیفه انسانی وصداقت درمذاکرات خوداقدام به حذف روادید(حذف حق ریالی ویزا)برای اطباع جمهوری آذربایجان جهت تسهیل دررفت وآمدها،افزایش مسافران،افزایش تجارت،تعمیق هرچه بیشترروابط دوستی وهمنوائی کلی و...نمود.بایدتوجه داشت که حذف روادیدضمن نزدیکی دولتها،باعث نزدیکی ملتها میشود.دراستان اردبیل ازطریق گمرک بین اللملی شهرستان بیله سوارطبق آماربعدازحذف روادیدروزانه تقریبا 2000نفرازاطباع این کشورواردایران شده واحتیاجات اقتصادی خودراتامین میکنند.که انتظارمیروداین رقم بدلیل ظرفیتهای بالالی شهرستان حداقل روزانه به8000نفربرسدتا ارزآوری بیشتری برای منطقه وکسبه به ارمغان آورد.هراقدامی ورفتاری هدف وپیامدخاص خودراداردلاجرم درحذف روادیدبایدبه دوموضوع مهم:**یکی فرهنگ مردم شناسی(درک تفاوتهای بنیادی بین ارزشها،نگرشهاورفتارافرادکشورهای مختلف)وتاثیرات فرهنگی،دیگری رویاروئی بامسائل گوناگون درکنارامکانات ومنابع موجود**ضمن استفاده بهینه توجه ویژه کردتاخللی به سلامت وامنیت کلی( روانی ،ملی) کشورومردم منطقه واردنشود.واجازه ندادتاخرده فرهنگهای کاذب برفرهنگ اصیل وغالب وملی آسیب برسانند.ازجمله مزیت های معنوی حذف روادیداینست باتوجه باینکه امکان ترددمرزی افرادتسهیل میگرددلذافرصت بهتری برای شناخت وتوجه به نوع نیازها،شیوه های زندگی وخواسته های افرادبوجودآمده وراحت ترمیتوان متوجه تفاوتهای ارزشی آنان شد.دردنیای تجارت امروزی،سرمایه گذاری درزمینه جذب توریست جهت کسب درآمدبیشتر،یک اصل انکارناپذیراست به عنوان مثال درگذشته نه چندان دورمغان ما دارای گله های نژاداصیل آهووگوزن بوده است که بدلیل تغییرات اکوسیستمی نسل این حیوانات طلا ئی منقرض شده است؛ازآنجائیکه کشورآذربایجان دارنده این نژاداصیل هست میتوان دراثرمدیریت وبرنامه ریزی منسجم وعلمی خوب،باایجادزیستگاه های طبیعی آنهارادرمنطقه تولید وتکثیرنمودکه به مرورزمان هم باعث جذب توریست بیشتروهم باعث اشتغال ودرآمدزائی بیشترمی شود.باتوجه باینکه هردوکشورمسلمانندودارای اشتراکات تاریخی،فرهنگی بسیارغنی اندلذامیتوان دراثرهم اندیشی واحترام متقابل وبسترسازی بهداشت فرهنگی دراین زمینه اقدامات اساسی انجام دادکه نقش اساسی درجهت تامین بهداشت فرهنگی برعهده فرهنگیان ونخبگان منطقه (دانشگاهیان)ومساعدت وحمایت همه جانبه مسئولین ارشدمحلی واستانی است.درکناراین موضوع بایداصل تصاعدی رضا یتمندی طرفین رامدنظرقرارداد.بایددرجهت افزایش ثبات مرزی،ازتاجران وبازرگان هردوکشورخواست با رعایت موازین قانونی وصلاحدید کشورخوددرنزدیکترین نقا ط  گمرکات سرمایه گذاری مشترک براساس حسن صداقت واعتماد نمایندودولتهاهم درکناراصول وقوانین تجارت بین المللی ضمانت اجرائی درجهت احقاق حق بنمایند.باعنایت باینکه شهرستان بیله سواردریک موقعیت ممتازسوق الجیشی واستراتژیک همجواری بااین جمهوری قرارگرفته ودرشرایط فعلی تنهاازاین طریق،گذرهابه استان صورت میگیردباتوجه به فعالیت انواع شبکه های تلویزیونی بابرنامه های گوناگون،گرایشات فکری ورفتاری متفاوت مسافرین طرف مقابل،مردم بویژه جوانان ونوجوانان منطقه میتوانندبه عنوان گروه های هدف تهاجم فرهنگی قرارگیرندکه عده ای فرصت طلب یکی برای درآمدزائی ودیگری فرداغفالی برای تامین نیازهای عاطفی کاذب وجنسی اقدامات غیراخلاقی نمایندکه درنتیجه انواع بیماریهای جبران ناپذیرروحی،روانی،جسمی ازجمله ایدزگریبانگیراین افرادشود.نکته قابل تعمق درخصوص حذف روادیداینست که بایدمواظب بودتا **بحران احتمالی هویت**به عنوان یک بیماری حاد،آفت جامعه نگرددبه این معناکه چالشهای جنسیت وعواطف بعنوان ابزاروفاکتورارتباطات جهت تشکیل باورهای قالبی وسوگیریها جولان نکنند.چراکه جامعه مابنا به ساختارحکومتی ودینی چارچوب خاص خودراداردیعنی دارنده مرامهای اخلاقی قوی توام بافضای کاملاصفربرای اعمال خلاف شرع اخلاقی آشکارنسبت به سایرکشورهاست.واقعیت اینست وبایدبپذیریم که طبق ابعاد6گانه تحقیقات تجزیه وتحلیل فرهنگی کلاکهان- استرادبک بویژه فاکتورهای1- رابطه با محیط (که رابطه با محیط به سه شکل:مقهورطبیعت،مسلط برطبیعت،هماهنگ بامحیط بوده ومردمان خاورمیانه خودرامقهورطبیعت دانسته وهدف ازپیش تعیین ندارند)2- ماهیت فرد(به سه شکل:خوب ،شرور،مختلط .که بازمردمان خاورمیانه خودراخوب توصیف کرده ومقید به رعایت اصول اخلاقی اند که درصورت ارتکاب به کارخلاف ازدیدعرف جامعه،شرورقلمدادمیشوند)مسائل جنسی درایران به دلیل اعتقادات دینی واخلاقی به صورت یک کوره نیمه خاموش ولی انفجاری درآمده است.امادرکناراینهاضمن استفاده معقول ومنصفانه ومشروع اقتصادی وسیاسی ازاین اقدام(حذف روادید)باید برای مصون نگه داشتن جامعه ازاین آفتها وبحرانها،نهایت دقت ونظارت مستمرومفیداعمال شود.البته ازطرف مقابل هم چنین انتظاری میروددرجهت رعایت حسن همجواری اقدامی مشابه اقدام جمهوری اسلامی ایران باحذف روادیدبرای اطباع ایرانی بنمایدوحسن اعتمادخودرادراین موردنشان دهدچراکه اعتمادامری دوطرفه بوده،اعتماداست که بازاعتمادراخلق وپابرجامی کند.بحران دیگری که بایدبه شدت نگران آن بود**بحران ترویج وگسترش اندیشه وهابیت**دراین کشوراست که عربستان وتنی چندازکشورهای عربی باحمایت لابی های آمریکا واسرائیل به شدت سرمایه گذاری کرده اندتاازطریق چالشهای جنسیت وعواطف کاذب آن،جوانان رادراین مسیرهمسودخودکنندولذابایددراین دومقوله،مدیریت های اجرائی وفرهنگی قوی ومنسجم راباافزایش اوقات بهینه فراغت ورفع مشکلات اقتصادی وبیکاری جوانان وکاهش نگرانی خانواده هاعملیاتی کردیعنی بایدازمرحله شعاروقول به شعورفعلی رسیدمضاف اینکه چون سالهاملت آذربایجان درحصارسیمخاردارهای کمونیسم ازترس شکنجه ها،تبعیض هاتوفیق چندانی درگسترش وترویج دین اسلام بویژه مکتب تشیع نداشتنداماحال که فرصت بالقوه جدیدی بوجودآمده بایدضمن شاداب نگه داشتن مساجدوپرهیزازبرخوردهای کلیشه ای بنام دین،سرمایه گذاری متناسبی هم درآذربایجان وهم درمناطق مرزی جهت دفع فتنه وهابیت کرد.جمهوری اسلامی ایران باحذف روادیددرواقع رفتارسیاسی مطلوبش راکه متشکل ازسه اصل:احترام،حقوق،انصاف وعدالت بودنشان دادوبه ویترین افتخاراتش برگ زرین دیگری افزود.ازآثارمثبت دیگرحذف روادیدمیتوان به:گرایش به همکاری،افزایش وحفظ همبستگی،افزایش وحدت سیاسی وامنیت،اجتناب ازیکسونگری،مصالحه،همکاری ومشکل گشائی،کاهش پدیده قاچاق،افزایش گروه اندیشی،تجانس اعضاء،افزایش رقابت سالم مبتنی براستراتژی بدون باخت(بامنابع متغییر،داشتن منافع مشترک وروابط بلند مدت)هم افزائی کاری وعملیاتی اشاره کرد.علیرغم انفکاک جغرافیائی،دوکشوربلحاظ اشتراکات قوی دینی وتاریخی وفرهنگی میتواننددرمناسبات بین المللی نقش برجسته ای راایفا کنند.توضیح اینکه شایسته است درکنارحذف روادیدباافزایش حجم(مقدار)کالاها،تعرفه های گمرکی کالاهاهم برای افزایش حجم مبادلات بشدت کاهش یابدمثل اقداماتی که دراتحادیه اروپا،قراردادنفتا مشاهده میشودکه میتوان ازجنبه های مثبت این همکاریهابرای استفاده حداکثری ازتمام ظرفیتهای هردوکشورکمک شایانی گرفت.باتوجه باینکه شهرستان بیله سواربه عنوان مرکزثقل ترانزیت بین المللی درمرزدوکشورهست بایداقدامات اساسی درجهت جذب وگردآوری ارزوارده بیشتروتثبیت آن درخودشهرستان ازطریق افزایش جاذبه های توریستی،تفریگاه ها،بازسازی سیمای شهرستان وتنوع بخشیدن به انواع بافتهای شهری و...کردتااثرات اقتصادی وفرهنگی حاصله دروهله اول به کل شهرستان به عنوان مرکزثقل ارتباطات میل کندونیزدردودانشگاه شهرستان میتوان رشته های موردنظرچون:ایران شناسی،آذربایجان شناسی،آموزش زبان فارسی وآذری بازرگانی،تجارت الکترونیکی مرزی،بازاریابی واقتصادمرزنشینی و...راایجاد ودانشجویان داخلی وآذری رابافراهم کردن امکانات متعارف وتامینات رفاهی جذب نمود.هرساله هزاران کتاب،مقاله علمی وادبی،هنری ماندگاررامیتوان ازاساتیدبرجسته علمی،شعرا،ادباوسایرهنرمندان دوکشوربه ویژه استانهای ترک زبان باراه اندازی نمایشگاه درمعرض دیدعموم گذاشت وباعث اغتنای فرهنگ منطقه شد.جمهوری آذریایجان بلحاظ داشتن مرزگسترده وذخایرارزی 46میلیارددلاری،یک منبع فوق العاده ایده ال سیاسی واقتصادی برای ایران است که بایدبرنامه ریزی جامعی برای استفاده بهینه ازاین موقعیت درمنطقه بعمل آیدواین مستلزم داشتن آگاهی های اقتصادی ازطریق بازاریابی کارآفرینی وساختارمندمی باشد.همانطوریکه میدانیدامروزه اقتصادی راپویا ودینامیک میدانندکه متکی به بازاریابی جهنده باالویت بندی نیازهاباشدتابتواندسرمایه هاوکالاهای فراروکلان درعین حال زودبازده راهمچون شکارچی ماهرصیدوبه سبددرآمداقتصادی منطقه منتقل نماید.درست است که پیشرفت تجارت امروزی مدیون تجارت قدیمی جاده ابریشم وامثالهم است امانبایدفراموش کردکه بشریت قدم به گذشته برنمی دارد(ضرب المثل قدیمی یونان:هرگزنمی توان برخلاف جهت مسیررودخانه حرکت کرد)بلکه با الهام ازگذشته هرروزدرپی کشف وخلق راه های جدیدتجارت وتوسعه است لذابهره مندی اقتصاد منطقه ماازاین فرصت،بستگی به بازاریابی تولیدی گیراوخدماتی داردکاری که چینی هادرطول این سالهاکرده،توانسته اندبطورقابل ملاحظه ای بازارهای حوزه خاورمیانه،خلیج فارس،آسیای میانه وقفقازرابه راحتی وسریعترازسایررقبای صنعتی واقتصادی خودتسخیرکنندبطوریکه حداقل قریب به 40%اجناس مغازه هاوفروشگاه های مصرفی وخدماتی فقط چینی اندوهرروزفرایندتسخیربازارهای تجارت جهانی توسط چینی هاحرکت تصاعدی راانجام میدهد(که دراقتصادنوین به این حرکت وسیرصعودی اقتصادچینی ها،لقب ماشین بی ترمز داده اند).این کشورازنظرمحیط اقتصادی(دربخش صنعت وکشاورزی)وتکنولوژی های روزدنیا(مخصوصا درزمینه های پزشکی)صاحب فناوری آوری چندان قوی وبومی وروزنیست بلکه بیشتروارداتی،گرانترومصرفی است که میتوان باتربیت متخصصان ماهروایجادمراکزخدماتی مربوطه درمنطقه ضمن ایجاداشتغال،درآمدزائی وارزآوری هم نمود.میتوان درمنطقه کشت وصنعت های بخش خصوصی راایجادوباتولیدمحصولات متنوع باغی وزراعی وصدورآن به کشورهای هدف(آذربایجان وآسیای میانه وقفقاز)،بازارقابل توجهی رادراین کشورهابه خوداختصاص داد.البته نبایدتاسیس سردخانه هائی باظرفیتهای گوناگون رادرجهت کمک به حفظ ثبات بازارمطلوب باتامین محصولات کشاورزی فراموش کرد.بایدشهرک صنعتی منطقه راسریعترفعال نمودوسرمایه های راکدرابرای تولیدات بیشربه جریان انداخت.اگرمیخواهیم رونق اقتصادی داشته باشیم بایدبه سمت تولیدات سفارشی وبازاری (قطعه ای)برویم که پیچیدگیهای ارتباطی وترانزیتی کمی داشته باشد.حتی میتوان کالاهائی متناسب بافرهنگ ملی وعمومی کشورمقابل،تولیدوروانه بازارآن کرد.حذف روادیدبایدجریان آزادپول وکارگروخدمات رابرای دوکشورتسهیل کند.بایدفرهنگ تجارت آزادمرزی راازطریق**ایجادمنطقه آزادتجاری**مثل چابهار،کیش...راپیاده کنیم واین فرصت رافدای اندیشه های کهنه وتزهای ناپخته سیاسی وبرخی سلیقه هانکنیم؛البته بایدقانون ومنفعت ومصلحت عمومی کشوررامدنظرداشت.بازتاکید می گرددزیربنای اصلی کلیه فعالیتهای توسعه سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و...؛توجه به فرهنگ ملی است که بایدتوجه ویژه کرد.حذف روادیدفرصت مغتنمی است برای افزایش امنیت،وحدت سیاسی دوکشورکه میتوان ازآن درجهت همگرائی فرهنگ های ملی دوکشوربلحاظ دینی وتاریخی یادکرد.درسایه این نزدیکی(اعتمادمتقابل فرهنگی وسیاسی)میتوان درصورت وجوداختلاف،آن رادرکوره آتشین دوستی فرهنگهاذوب کردچراکه فرهنگ به تنهائی دارنده قدرت وجاذبه منحصربه فرداست.حذف روادید خودادعای واضح برتقویت روابط دوجانبه دوکشورمسلمان همسایه است.باحذف روادیدوآشکارشدن اثرات بهینه اقتصادی،سیاسی درمنطقه بایدشخصیت مرزنشینی بطورمثبت تقویت گردداین رویکردبرای کل شهرستان ازچندجهت حائزاهمیت است:**افزایش سرمایه گذاری داخلی وخصوصی،رونق اقتصادی،تشدیدامکانات امنیتی واجتماعی،کاهش نرخ بیکاری،افزایش آمارجمعیتی(مهاجرپذیرشدن)**.لازم به توضیح است درقانون اساسی وتقسیمات کشوری،برای ارتقای شهرستان وحق داشتن یک نماینده مستقل درمجلس،نرخ رشدجمعیت ملاک اصلی است؛لذابرای رسیدن باین امرمهم سیاسی ازاین طریق هم میتوان امارجمعیتی منطقه راافزایش داد.میتوان ازنیروی کارارزان ومتخصص کشورمقابل به کمک این موقعیت استفاده کرد(بهترین نمونه های آن یکی دراتحادیه اروپای شرقی است که باگسترش بازارآزادتجاری درسایه حذف روادید،ارتباطات دوجانبه وچندجانبه بین کشورهاوسازمانهای منطقه ای افزایش یافته،ضمن بوجودآمدن بازارهای مصرفی بالقوه،نیروهای کارارزان قیمت به راحتی ازمرزها می گذرند.ونمونه دیگرآن پیوستن نیروهای کارمتخصص ازکشورهای مجارستان واسلواکی به عنوان منابع غنی انسانی به شرکت های چندملیتی درسیستم سرمایه داری است).وهزینه های تولیدراکاهش دادبه اصطلاح مدیریت کیفیت وکنترل جامع نمود.بایدگفت که درجهت استفاده بهینه ازحذف روادیدبمنظورنشان دادن فرهنگ اصیل ایرانی واسلامی،هرفردبایدنقش برجسته سفیرفرهنگی رادرخاک آذربایجان به معنی واقعی ایفا نماید.درسایه حذف روادیدبایدنقاط قوت کلیه سطوح روابط وفعالیتهاراتقویت وضمن شناختن نقاط ضعف وانحرافات احتمالی،اقدامات اصلاحی موثرراانجام داد.لازم به ذکراست که درشرایط فعلی سطح مبادلات تجاری واقتصادی دوکشوربالغ بر۷۰۰میلیون دلارمیباشد.

 

+ نوشته شده توسط م . ک در شنبه سوم مهر 1389 و ساعت 0:46 قبل از ظهر |

 

اصولا بین اند یشه های اسلامی،شرق وغرب درموردحاکمیت وقدرت ورهبری نظرات متفا وتی وجوددارد.دراسلام حا کمیت وقدرت مطلق خاص خداوند بزرگ(لایموت)است که برهمه چیز درسراسرهستی  تاثیرگذارمیباشددرواقع اراده لایزال اوست که اداره کننده امورات جهان هستی است وتنها اوست عالم وقادربرهمه چیز(علی کل شی ء قدیر).ولی دراندیشه های شرق وغرب حاکمیت دردستان خواص ومتنفذان وزمامداران بوده وخواست آنها برجامعه ارجعیت دارد.به عنوان مثال آقای هابس ازطرفداران افراطی نظریه حاکمیت بودودرموردعدم محدودیت حاکمیت حاکمان ازبودن هم جلوتررفت وگفت هیچ چیز وهیچ کس نمی تواندحاکمیت زمامداررامحدودکند،چون اودارای قدرت کامل ومطلق بوده وهمه اقدامات حکومت دردست اوست وهیچکس راحق اعتراض براونیست.خوداین نظریه غربی گویای حاکمیت های استبدادی ودیکتاتوری است که سالها بربشریت ظلم هارواداشته اندوعمق تفاوتهای بنیادین بین اسلام وانها رانشان میدهد.درحالیکه اسلام وقانون اساسی ماچنین تعاریف ناپخته ازحاکمیت حاکمان راقبول ندارند.قانون اساسی مامصادیقی ازحاکمیت رادراصول مختلف ارائه میدهدمثل :حاکمیت مطلق خداوندبرجهان هستی،حاکمیت ملت،ولایت امریاامامت.حاکمیت حاکم یارهبردرحقوق وقانون اساسی مادرمعنی اسلامی آن شناخته میشودیعنی اعتقادبه توحید،نبوت،معاد،عدل،امامت.چون ولایت ریشه درامامت داردبهتراست ازاین منظربه موضوع پرداخته شود؛اعتقادداشتن به امامت ورهبری مستمرونقش اساسی آن درتداوم انقلاب اسلامی است که به دنبال اعتقادبه نبوت مطرح گردیده است.که مسئولیت پیاده کردن احکام وتشکیل جامعه ای پرتحرک براساس قوانین الهی ازنشانه های این اعتقادبه شمارمیرود.کلمه امام درقران درموردابراهیم(ع)بکاربرده شده که پس ازسالها نبوت به مقام امامت نایل گشتند.(من ترابرای مردم امام قراردادم ،ابراهیم(ع)پرسیدازمیان فرزندانم نیزامامانی برخواهی گزید؟پاسخ شنید:عهدمن به ظالمین نخواهدرسیداگرصالح باشندآری).این آیه کریمه صراحتا اهمیت امامت وولایت راروشن میسازد.پیامبر(ص)علاوه برنبوت،مقام عظمای امامت ورهبری راداشتندکه این منصب الهی به هنگام حجه الوداع باآیه شریفه: الیوم اکملت لکم دینکم تکمیل گردیدوعلی(ع)ویازده فرزندش عهده دارامامت وولایت شدند.قانون اساسی مابراین اعتقاداست که رسول خداباید تکلیف دوره بعدازخودرامشخص میکردواین وظیفه الهی رابه انجام رسانده وتعیین جانشین عقلابرای حل مسئله حاکمیت مصلح بوده است.وپیامبرباتعیین جانشین رسالت الهی خودرابه پایان برد.ازاهداف رسالت الهی ،ایجادنظام عادلانه برای سعادت بشریت است چنین نظامی محتاج حکومت است،حکومت اسلامی نقطه اصلی ومحکمش اینجاست که نیازبه مسئولین برای حکومت باشرایطی دقیق درهمه ازمنه دارد.خداوندبا ایه کریمه ((یا ایها الذین امنوا اطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم...))اطاعت ازجانشین پیامبرراواجب شمرده وقانون اساسی ما با اتکای به اعتقاداکثریت ملت((اولی الامر))بعدازپیامبرراائمه اطهارشناخته که اولا:موظف به بیان عقاید واحکام بودندثانیا تکلیف اداره امورعمومی یاامرحکومت رابه عهده داشتند ودردوره غیبت امام زمان(ع) این وظایف رابایدفقیه عادل وآگاه به زمان باشرایط تعیین شده باعنوان ولایت امربه انجام رساندزیرا احکام الهی ابدی ولازم الاجرایند.درفرهنگ غنی تشیع ولایت فقیه یعنی کسانی که تابع هوی وهوس نباشندوسابقه آن به زمان پیامبروآیه کریمه(( اطیعوا الله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم))میرسدکه گفته انداولی الامرمنکم ازجمله مصادیقش ولایت فقیه است.وقتی پیامبرمی فرماید بایدبعدازاین به عالم مراجعه کنیدکسانی که ازاحکام الهی ودینی مطلع باشندهمان اشاره به ولایت فقیه است ومعنی عام ولایت فقیه ائمه راهم دربرمیگیردکه درخط ولایت الله اند.درهریک ازرژیم های حکومتی ،شخصی باعنوان خاص درراس هرم قدرتی قرارمیگیرداین شخص درحکومتهای سلطنتی شاه ودررژیم های جمهوری ،رئیس جمهورودرجمهوری اسلامی ایران این شخص رهبریاولایت فقیه نام دارد.درسال58 بعدازرفراندوم فروردین ماه،عنوان جمهوری اسلامی برای رژیم حکومتی ایران بااکثریت آراء تثبیت شدوخبرگان منتخب مردم که غالبا باعنوان اسلام شناس به مجلس خبرگان (مجلس بررسی نهائی ق .ا راه یافته بودندبراساس نظرات رهبری انقلاب وسوابق اسلامی  وعنوان ولایت فقیه ،ق.ا رابرمحوررهبری تدوین واصولی رابه بیان مسائل مربوط به رهبری،اختیارات وشرایط گزینش وبرکناری رهبراختصاص دادند.باتغییرات مهمی که درسال68نسبت به رهبری صورت گرفت فقط یک نفرواجدشرایط باانتخاب خبرگان نهادرهبری برای احراز این مقام گزینش شده وتازمانی که شرایط لازم رادارددراین مقام باقی می ماند.مقام رهبری تابع شرایط ومرجع تشخیص شرایط اکثریت نمایندگان خبرگان می باشندکه درهر8سال یکبارازجانب مردم انتخاب میشوند.رهبری وولایت فقیه مختص به هیچ خانواده،قوم وگروه خاص نیست،نه براساس توارث است ونه بطورمادام العمر.بلکه بستگی به توانائیهای لازم برای این مقام وحفظ شرایط دارد.امام فقیدمان درباره ولایت فقیه چنین فرموده اند:      

***من به همه ملت،به همه قوای انتظامی اطمینان میدهم که امردولت اسلامی اگربانظارت فقیه وولایت فقیه باشدآسیبی به این مملکت واردنمی شود.گویندگان ونویسندگان نه ازحکومت بترسندونه ازولایت فقیه.ولایت فقیه راآنطورکه اسلام مقررفرموده است وائمه ما(ع)نصب فرموده اندبه کسی صدمه واردنمی کنددیکتاتوری بوجودنمی آوردکاری که برخلاف مصالح مملکت است انجام نمی دهد.کارهایی که بخواهددولت یارئیس جمهوریاکس دیگربرخلاف مسیرملت وبرخلاف مصالح کشورانجام دهدفقیه کنترل وجلوگیری می کند.شما ازاسلام،فقیه،ازولایت فقیه نترسید.ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجادکرده بلاشد.ولایت فقیه یک چیزی است که خدای بزرگ درست کرده است وهمان ولایت رسول الله است.***

بانگاه به مطالب ذکرشده،حال صراحتا میتوان گفت دیدگاه هابس درمورد حاکمیت دیدگاهی نامعقول ودیکتاتورگراست وقانون اساسی ما این راقبول نداردچراکه علنا انتخاب وعزل رهبری حکومت رابه مردم وخبرگان آنها واگذارکرده است.اگرمنصفانه به اوضاع 30ساله کشورنگاه کنیم بایدصادقانه اعتراف کردکه هیچ نوع سبک رهبری،بغیرازولایت فقیه ضامن وحدت وانسجام ملت ایران نیست چراکه هم امام(ره) خودوخانواده اش(تقدیم شهیدمصطفی) وهم مقام معظم رهبری به عنوان شهیدزنده هزینه سنگینی پرداخت کرده اند.الحق بایدگفت مقام معظم رهبری شاگردی شایسته درجهت زمامداری جامعه برای امام (ره)بوده اندوامام بدرستی وباچشم بصیرت کامل بادرنظرگرفتن جمیع شرایط ،انتخابی منطقی واصلح درانتخاب جانشینی خودکرده اندکه به لطف الهی درطول این22سال،حضرت امام خامنه ای ولایتی حیدرمندومردم پسنددرجهت اعتلای بیش ازپیش اسلام،انقلاب،کشوروملت داشته ودارند.ایشان با نقطه سنجی های منطقی خود،کشورراازبحرانهای خطرناک خارج وبه صراط مستقیم هدایت کردندکه نمونه اعلای آن ،درفتنه گری های انتخابات اخیرریاست جمهوری بودکه باروشن گری واتمام حجت خود،چاه راازچاله وراه راازبیراهه برای همگان مشخص نمودند.همگان قبول دارندکه رهبری معظم انقلاب به لحاظ توانمندی،عدالت واقعاعلی زمانه اندپس بایدقربه الی الله جهت کورکردن این فتنه هاوایجادآرامش عمومی دوروجودمبارکشان جمع شده تادرسایه تدبروقاطعیت ایشان چشمان فتنه کورشوند.چراکه ایشان به عنوان نوح زمان کشتیبان کشوروملت ونظامند.(پس چون ترانوح است کشتیبان غم مخور.)ورهبری فرزانه مان مصداق بارزبنیان مرصوص وشمع روشنی بخش انجمند.ازآنجائیکه رهبرولی فقیه درایران طبق ق.ا عالیترین مقام رسمی کشورمحسوب می شوندباستنادقانون دارای وظایف واختیارات(اصل109- ق.ا) واوصافی(اصل110- ق.ا) هستندکه راه رابرهرگونه انتخاب نادرست فردی برای این نهادرامی بندد.حکومت اسلامی با ولی فقیه عادل رسمیت داردکه اگرفقط بطورمنصافانه به مقدمه قانون اساسی توجه شود بخوبی استنباط میگرددکه چه جایگاهی مهم داردبه عنوان نمونه یک بخش ازمقدمه ذکرمیگردد:دراین مقدمه ذیل عنوان(حکومت اسلامی)عباراتی چنین دارد،(( طرح حکومت اسلامی برپایه ولایت فقیه که دراوج خفقان واختناق رژیم استبدادی ازسوی امام راحل ارائه شدانگیزه مشخص ومنسجم نوینی رادرمردم مسلمان ایجادکردوراه اصیل مبارزه مکتبی اسلام راگشودکه تلاش مبارزان مسلمان ومتعهدرادرداخل وخارج کشورفشرده ساخت....)).چون هدف حکومت اسلامی رشددادن انسان درحرکت به سوی نظام الهی است(والی الله المصیر)تازمینه بروزوشکوفائی استعدادهابه منظورتجلی ابعادخداگونگی انسان فراهم آید(تخلقواباخلاق الله)این حرکت جزدرگرومشارکت فعال وهمه جانبه تمامی عناصراجتماعی درروندتحول جامعه تبعیت محض ازولایت فقیه نمی تواندباشد.پس ولایت فقیه پرهیزگاروعادل نقش برجسته انسجام ووحدت ارکان مختلف حکومت،دولت ومردم رادارند.لذابرهمگان واجب است ازدستوردینی وقرانی دررابطه باتبعیت ازرهبری ولی فقیه پیروی کنیم.جهت یادآوری درموردچگونگی(کیفیت) تبعیت واطاعت ازخداورسولش تذکرات مهمی درقالب سه شرط درسوره نساء/65 آمده است که قابل تعمقند:1)قبول حکمیت پیامبر 2) قبول حکم پیامبربدون دلتنگی 3)اجرای حکم بدون چون وچرا.وچون ولی فقیه عدل گسترمامصداق عینی عبارت ((اولی الامر))آیه شریفه قران ودرخط ولایت الله اندلاجرم رعایت این سه شرط هم درموردایشان لازم الاجراست.حضرت امام(قدسره الشریف)درموردحضرت آیت...خامنه ای چنین فرموده اند:همه آقایان وفقها برای بنده قابل احترامنداماشخص آقای خامنه ای برای بنده منحصربه فردندوازهمه نزدیکتر.این جمله مبارک امام درمورد رهبری فعلی انقلاب،بیانگربزرگی این چهره ممتازعصرماست.نکته قابل توجه دیگردرموردولایت وغیردیکتاتوری بودنش،درجلد2صحیفه نوراینست:اگرفقهی یک مورددیکتاتوری بکند ازولایت می افتد.ودرجلد3نیزچنین آمده است:خیال میکننداگرچنانچه ولایت فقیه پیش بیایدقلدری پیش میاید؛دیکتاتوری پیش میاید؛درحالیکه دراسلام ازاین حرفهانیست،اگرولایت فقیه نباشددیکتاتوری میشود...ولایت فقیه ضددیکتاتوری است نه دیکتاتوری.ازاین روفقیه بزرگ شیعه،مقدس اردبیلی(م993ق)درباب استدلال ازولایت فقیه درجلد12ص 28مجمع الفائده والبرهان چنین میگوید:برای اداره جامعه غیرازاین ممکن نیست که فقیه،حاکم علی الاطلاق باشدوهرآنچه که جزء اختیارات معصوم بوده است،وی نیزدراختیارداشته باشد؛درغیراین صورت نظام اموراجتماع دچاراختلال می شودویالااقل این است که زندگی برمردم آن جامعه خیلی مشکل می گرددوعقل وشرع هیچ گاه چنین امری را برای انسانها نمی پسندد.           

 

+ نوشته شده توسط م . ک در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 و ساعت 8:42 بعد از ظهر |

واژه دولت ترجمه لغت انگلیسی state ازریشه لاتینی status به معنی وضع پابرجاوپایدارگرفته شده است.درزبان انگلیسیstutusبه معنی لاتینی یعنی شان ومقام وموقعیت بکاربرده میشود بیشتربه چیزی اطلاق میشودکه وضعیتی پایداروپابرجاداردباگذشت زمان این مفهوم ازسطح کاربردی افرادبه سطح وپایه کاربردی نهادهای سیاسی ماننددولت انتقال یافته است.ازاین رواین واژه به معنای دولت باثبات وپابرجااستعمال میگردد.دولت یک پدیده اجتماعی،عقلائی جستجوگراهداف وحاصل ائتلاف قدرتهای متنفذمردمی،سیاسی،اقتصادی است.ریشه دولت- شهر به شکل ساختاری(نخستین شکل دولت دراروپا) به دوره یونان باستان برمی گرددکه درآن دولت پلیسی آتن بدلیل شرایط خاص حاکمیت داشت.دولت پلیسی وقت آتن مسئول تامین امنیت عمومی جامعه،به معنی خاص امپراتورهاولردها بود.تاریخ پیدایش دولت – شهربه800تا500سال قبل ازمیلادمسیح (ع)برمیگرددکه ازگردهم آیی واتحادخانواده ها،قبیله هاودردرون دژهاپدیدآمدندوسعتشان معمولا تابع شرایط جغرافیایی بود.که درمقایسه بادولتهای مدرن وبورکراتیک امروزی بسیارکوچکندولی بین دولت – شهرهای یونان ودولتهای کنونی شباهت های ظاهری مثل داشتن :قلمرومشخص وجمعیت معین وجودداردومفهموم واندیشه حاکمیت قانون درهردووجوددارد.ولی نبایدبه علت این شباهتها دولت – شهرها بادولتهای مدرن امروزی رایکی دانست زیرا افلاطون وارسطوبراین باورندکه دولت – شهربایدقلمروی کوچک ومحدودداشته باشد.ازبزرگترین عیب دولت – شهرتقسیم بندی افراد جامعه به دوتیپ وترکیب جمعیتی رسمی وغیررسمی(بردگان)بود.ازدیدگاه افلاطون وارسطووظیفه دولت – شهرتامین بهزیستی شهروندان است طوریکه علم سیاست یاعلم دولت – شهربایدبه تامین وتوسعه فضیلت وسعادت شهروندان توجه داشته باشد.دردولت – شهرفردوجامعه دوعضوجداازهم نبودند.زندگی خصوصی،حقوق وآزادی های فردی بی معنی وتفاوتی بین حقوق عمومی وخصوصی وجودنداشت.نهایتا اینگونه ساختاردولتی باگذشت زمان دراثرتبادلات تمدنی وفرهنگی،تغییرات تدریجی سیاسی ورفتاری،پدیدارشدن مکتبهاوتفکرات سیاسی،توسعه ومعنی دارشدن نیازها واهداف،تغییرنگرش هاوباپشت سرگذاشتن حوادث متعددوغیره جای خودرابه دولت های امروزی داده که متناسب بامعیارهای جوامع وملتهادرجهان مدیریت کرده،هریک به نوبه خودودرحدامکان وتوانائی به لحاظ مکانی وزمانی به جامعه خودخدمات گوناگونی ارائه میکنند.معنی ومفهوم دولت،توسعه وخدمات رسانی عمومی مساوی به شهروندان است.واژه دولت که دربرگیرنده انواع تفکرات سیاسی،عمرانی،آموزشی،ارزشی واعتقادی است به عنوان جزئی ازحاکمیت درکل جوامع شری تقریبایکسان بوده ولی ازلحاظ مبانی نظری دینی وماهیت وسازوکارهای مربوطه متفاوتند.دولت هائی که درانجام وظایف ومسئولیتهای خوداصول ارزشی وواقعی دین رامدنظرقراداده وخودبدان پایبند،حریم های عمومی وخصوصی مردم وجامعه راحفظ نمایندازپشتوانه قوی حاکمیتی ومردمی وارزشی برخوردارند.اماازآنجائیکه نیازهای بشری متنوع وسیری ناپذیرندخدمات مولدترین وکاراترین دولت هم درمقابل این نیازهاتوفیق چندانی نخواهندداشت.چراکه انسانهادرهرزمانی جهت تامین نیازهای خودخواستاردولت خوبندامابرای تشکیل دولت خوب همواره ابزارهای ساختاری ومدیریتی(ازنظرفلسفی،ارزشی،هنجاری)درجهت تحقق ارزشهای موردانتظارلازم است ارزشهائی که مبنای هنجاری اجتماعی دارندلذادولت خوب،دولتی است که ازاستدلالهای تجربی پافراترگذاشته وبه استدلالهای فلسفی رفتاری که زیربنای یک دولت خوب است برسدیعنی دولت خوب دارای شاخصه های رفتاراخلاقی واستدلال اخلاقی سالم باشد.ازدیگرمولفه های ساختاری ضروری برای تشکیل دولت خوب(مدیریت خوب)برقرای یک سیستم خدمات دولتی باآموزش حرفه ای اعضاء وقردادن مناسب آنهادریک سلسله مراتب،تمدن وپیشرفت رفاه عمومی انسان میباشد.مدیریت دولتی دولت خوب بایدبه ارزشهای عمومی:کارائی،اثربخشی(بهره وری)صرفه جوئی اقتصاد،عقلانیت،علم،تغییرات تدریجی،تکثرگرائی،رضایتمندی کارگری،رشدشخصی وشان فردی،انتخاب شهروندی،دسترسی مساوی به امکانات وخدمات وکالاها،رقابت،درکنارویژگیهای اصلی:ساختاری،سلسله مراتب،تجربه گرائی،اقتدارگرائی،اثبات گرائی،منطق گرائی،تکنولوژی،زنجیره ووحدت فرمان،تمرکزبربقا،رقابت،قدرت،انگیزش،تغییر،ارتباطات،اجماع،اختیارمشترک،حیطه کنترل،انتصاب برمبنای شایستگی تجربی وتحصیلاتی وتصمیم گیری عقلائی توجه نماید.مدیریت خوب بایداوضاع اقتصادی واجتماعی جامعه رابه نوعی سازماندهی کندکه اولابطورمعقول برای عموم ایجادمزیت کرده ثانیابه همگان برحسب تحصیلات،توانمندی فرصت وپیوندلازم برای خدمت،پست ومقام بدهدنه اینکه این مزیتهافقط ازروی برخی امتیازات عاریه ای منحصرابه برخی داده شود.که اگرغیرازاین باشدعین تبعیض وسیاه نمائی است.دولت خوب لازم است همواره این الگوچالشی رابیادداشته باشدکه اولا:براساس چه معیارهایی تشکیل شده است؟دوم :چگونه ومیخواهدچه کارهائی درجهت رفاه وپیشرفت عمومی باهدف کسب رضایتمندی انجام دهد؟مدیریت نوین دراواخردهه1960،اوائل1970میلادی دراثرواکنش به:جنگ ویتنام،ناآرامیهای نژادی،عدم رضایتمندی عمومی ازمبنای عقلائی مدیریت دولتی بویژه ساختارسنتی آن وتغییرات کلی که درعلوم اجتماعی بشردرحال رخ دادن بودشکل گرفته،ودکتراچ جورج فردریکسون دراین زمینه تلاش های موثری انجام داد.البته اتفاقات افتاده پس ازجنگ سرد: اتحادیه اروپا،قرارددادهمکاری منطقه ای نفتا،فروپاشی نظام کمونیستی شوروی ویوگسلاوی سابق وتشکیل جمهوری های مستقل،کشتارهای نژادی درجمهوری های کشورهای کمونیستی بخاطراستقلال طلبی توسط ارتش سرخ ونیروهای محلی، اتحاددوآلمان،جنگ ایران وعراق،عراق وکویت،تجاوزات غیرانسانی واشغال اراضی فلسطین باقتل عام ملت مظلوم توسط اسرائیل،اتحاددویمن،خروج ارتش سرخ ازافغانستان،ظهورنیروهای افراطی طالبان والقاعده،حمله بدون هدف آمریکاومتحدانش به عراق وافغانستان درجهت سرنگونی حکومتهاودولتهای مرکزی وقت باانگیزه های کاملاسیاسی واقتصادی،انقلابات مردمی ومخملی،تضیع حقوق بشروشهروندی توسط برخی حکومتها ودولتهای غیرمردمی...بیش ازییش نیازبشریت به دولت خوب ومدیریت دولتی نوین مصالحه گرراگوشزدکرده وعزم همگانی رادرجهت پیشرفت وموفقیت جهانی آن می طلبد.البته مدیریت دولتی نوین متاثرازارزشهای سنتی وجدیدمدیریت دولتی است.این شیوه جدیدمدیریت به ارزشهائی چون:پاسخگوئی،مشارکت کارکنان وشهروندان درفرایندتصمیم گیری،عدالت اجتماعی،انتخاب شهروندی،مبارزه باناشایسته ها،انجام وظایف وفعالیتهابطورمسالمت آمیزبارقباوتحمل آنها،مسئولیت اداری اثربخش برنامه هاتوجه کرده اماعمده تاکیدش برعدالت اجتماعی است.مدیریت نوین برمبنای عدالت اجتماعی برخلاف مدیریتهای سنتی سلیقه گرا،اقلیتهارادفع یاحق انتخاب شهروندی راسلب نخواهدکردبلکه بدنبال ایجاددموکراسی مبتنی برعدالت وانصاف بوده که درآن قاعده یاقانون اکثریت درفرایندانتخابات والگوهای عمومی تکثرگرائی باحمایت ازاقلیتهاترکیب میشونداقلیتهاضمن برخورداری ازحمایت وحفاظت قضائی،بوسیله ساختارسازمانی مدیریت دولتی ورفتاراخلاقی مستخدمان دولتی موردحمایت قرارمیگیرند.این سبک مدرنیته مدیریت،تبعیض ودموکراسی بدون صندوق رای گیری راقبول نمی کند.آنچه که درموردارزشهای دوسبک مدیریت اعم ازسنتی ومدرن مهم بنظرمیرسدداشتن ارزش اخلاقی خدمات دولتی بطورمساوی برای شهروندان است.مدیران مدیریت دولتی دولت خوب بایددرجهت کاهش ضایعات اعتمادشهروندان به منظورایجادسرمایه اجتماعی ومشارکتی،فضای اطمینان واعتماداقداماتی چون:1- پایبندی به اخلاق(فردریکسون اصول اخلاقی رابرابری وعدالت اجتماعی می داند.دنهارت بنیادهای اخلاقی راعزت وآبرو،نیکخواهی وعدالت تعریف می کند)2- تعهدوعمل به درخواستهاوعده ها 3- شایسته سالاری 4- احساس مسئولیت اجتماعی وتوجه به توسعه پایدار5- پاک دست بودن ودرست اندیشیدن6- یگانگی ووحدت باجامعه 7- شهروندمحوری(مدیران بجای بله وخیرگفتن به شهروندان بهتراست چنین ابرازکنند:شهروندان بیایندبامشارکت هم ببینیم چه می توانیم انجام دهیم وهمان راانجام میدهیم) 8- داشتن ارتباطات واطلاعات درست 9- انتقادپذیری((امام صادق(ع)فرموده اند:هرکس عیوب شمارابه شماخاطرنشان کردبهترین دوست شماست))راانجام دهند.دولت خوب نقش غربال راایفاکرده وفارغ ازهرگونه سیاسی بازی حزبی،درجهت مدیریت ارائه خدمات مساوی،شایستگان ازنظرتحصیلاتی وتخصص،توانمندی رابه این منظورانتخاب میکند.دولت خوب توانائی تحمل رقیب وکارکردن(باهم پیروزشدن)باوی رادرخودنهادینه می نمایدبه عبارت دیگرمدیریت دولت خوب بیشترجاذب است تادافع؛طوریکه درسایه این اعتمادوتعامل سازنده اجتماعی مخالفان ورقیبان رابه موافق وهمراه خودتبدیل میکند.دولت خوب اعتصابات واعتراضات حق طلبانه راکه درواکنش به تبعیض وقانون شکنی درباب عدالت اجتماعی انجام میگیردبه رسمیت شناخته ودرصددمقابله به مثل با آن برنمی آید.مدیریت وارکان دولت خوب ازتقسیم دولت،حکومت،اموال عمومی.... بصورت سهام انحصاری دربین عده ای خاص جلوگیری به عمل می آورد.دردولت خوب انسانهابه اعتقادهارت واسکات براساس وجدان،ابرازاحساسات،ایجادساختارهای سازمانی مناسب که برای آنهابازبودن،صداقت،درستی راموجب گرددبایددرسازمانهاحاکم شوند(مصداق بارزانتصاب برمبنای شاسیتگی).دولت خوب بخاطرحق انتخاب شهروندی وعدالت اجتماعی بایدجلوی سوءاستفاده های ابزاری ازمردم رادرهرزمان بویژه زمان انتخابات بگیردوخوددراین راه مقدم بوده،بحق انتخاب شهروندی بنام دموکراسی برابراحترام گذاشته،ناکامی احتمالی خودرابااثبات گرائی غیرمنطقی باتوسل به زوروسیاه کاری وتظاهروارادتهای ساختگی برخواست شهروندان ترجیح ندهد.دولت خوب بایدامنیت عمومی بویژه امنیت روانی جامعه راباکنترل وحداقل کردن جامعه :معتادین،بیکاران،فقر،طلاق،زندانی،فحشاء،تورم وباتوزیع عادلانه ثروتها ومنابع مالی وشغلی وایجادفرصتهای مساوی خدمت ومزیت برای همگان تامین نماید.هردولتی که خودرابااین الگوهاهماهنگ نمایدمیتواندادعای خوب بودن راهم داشته،ازاقبال عمومی برخودارگردد.جهت بارگزاری ارزشی ومعنوی دولت خوب باستنادعدالت اجتماعی وحق انتخاب وبرابری شهروندی،ازدیدگاه اسلام وعلی(ع)استفاده میکنیم.خداوندبرای بیان ارزش عدل واحسان درسوره نحل/90چنین فرموده اند:هماناخداوندخلق رابه عدل واحسان فرمان میدهدوبه بذل وبخشش خویشاوندان امرمی کندوازافعال زشت ومنکروظلم نهی میکندوبه شماازروی مهربانی پندمی دهدکه موعظه خدارابپذیرید.مخاطب کلی وعمومی این فرمان الهی تمام بشریت ومدیریتهاست.علی(ع)برارزش عدل تاکیدویژه داشته وعدل رادرابطه اش باحقوق مساوی درک میکند.ایشان حکومت یادولت خودراحکومتی می داندکه همه انسانهادارای حقوق برابرند.این آموزه های دینی بخوبی تاکیدشان برعدالت اجتماعی،حقوق مساوی درانتفاع وانتخاب شهروندی،رفع تبعیض ومسئولیت پذیری راکه موردنظرمدیریت امروزی است نشان می دهندکه منافاتی باهم ندارند.لذامی توان چنین استنباط کردتمام مساعی مدیریت دولتی نوین ارائه تصویری عینی ازدولت خوب است.البته نبایدفراموش کردخوب بودن تنهاوظیفه دولت نیست بلکه بایدفضای جامعه،مردم،سایرارکان حکومتی،نگرشهاوافکار،انتظارات وقوانین هم خوب باشندتادولت به عنوان مجری براساس واقعیت موجودبین انتظارات وامکانات دررابطه باانجام درست وظایف وخدمات رسانی مساوی دولتی ایفای نقش عادلانه بکند.دولت مطلوب جهت بقاء وتداوم خودبایدمثل یک سیستم باز(آنتروپی وارمنفی)بامحیط اطرافش تبادل انرژی ونیروکنداگرغیراین باشدتبدیل به یک سیستم بسته شده که باگذشت زمان روبه ضعف نهاده ودچارآنتروپ میگردد.هردولتی بایدبدانددرسیکل حیاتیش مثل هرمحصول تولیدی مراحل چهارگانه : شکل گیری،رشد،بلوغ،افول راداردمعذلک جهت اجتناب ازافول،برای توفیق وماندگاری ناچاربه انجام تبلیغات،معرفی وارائه واقعی خدمات ومحصولات خوداست درغیراین صورت دچارافول سریع خواهدشد.دولت خوب ادبیات گفتاری،رفتاری،کرداری شفاف درعرصه های اقتصادی وفرهنگی واجتماعی وسیاسی،ساختاروطراحی سازمانی مناسب،کارآفرینی واقعی وپیشرفته،دیدکلان به مسائل بویژه رشدوتوسعه،تعادل بین فعالیتهای نگهدارنده(سازگاری سیستم بامحیط وتعامل سیستم های فرعی باهمدیگر) وانطباقی(ضرورت توانائی وتمایل سیستم برای ایجادتغییروجرح خواسته های داخلی وجارجی)،درمواجهه بامشکلات به عنوان یک سیستم زنده باتکیه بردونیروی متضادتفکیک(ایجادوحدت درون سیستمی وبرقراری یکپارچگی بین اجزاء تفکیک شده باتشکیل کل مستقل)وادغام(حصول اطمینان ازعدم مجزاشدن سیستم به عناصری که ارتباطی بهم ندارند)،بازخوردوهمپایانی منطقی رابکارمیگیرد.البته قابل تذکراست رشدوافول ازمراحل دوگانه تکامل سازمانی مثل تولید است که هریک مدیریت خاص خودرامی طلبدولی جدایامعکوس هم نیستندلذا افول بیشتردرنتیجه کاهش منایع پیش آمده که نتیجا منجر به تعارضات فردی وگروهی میشودتعارضات غیرضروری یاغیرعملکردی مخربندونتایج منفی چون :اتخاذتصمیات بی کیفیت،بهره وری پائین،ابهام درنقشها،افزایش تنش وفشارهای عصبی ... برای افرادجامعه وسازمان دارندولی درصورت مدیریت درست میتواندبا انتخاب قلمروجدید،ایجادمحصولات یاخدمات جدیدومعیارهای هزینه های مقطوع سازمان کم کارراکارآمدتروماندگارترکند.همنوائی فردی وگروهی را افزایش،کاهش تنشها،تشریک مساعی وبهبودکیفیت بیشتر...راکند.لذاجهت غلبه برتعارضات منفی باید به مولفه های نهضت روابط انسانی یعنی انسجام ووحدت اجتماعی توجه شایانی کرد. دولت خوب منصفانه سیکل حیاتی مجموعه کالا،خدمات واهداف خودرابادرنظرگرفتن رضایتمندی نسبی موردارزیابی دقیق،قرارداده وازانتشارآمارهای کذائی اجتناب میکند.جهت تحقق الگوهای فوق کارگزاران دولت لزوما نسبت به سایررویکردهابایدرویکردتحول گرایانه رامدنظرقراردهند.مجموعه دولت ومدیریت خوب جهت موفقیت وپیشرفت کشورباید اقدامات لازم یرای تبدیل قانون به یک فرهنگ غالب ارزشی فراگیررا انجام دهند.همگان بایددربرابرقانون تمکین نموده،ازحق وحقوق برابربدون تبعیض به لحاظ ضمانت اجرائی آن برخوردارگردند.همانطوریکه میدانیدپیام صریح قانون،لزوم اجرای قوانین ومقررات حاکم برجامعه میباشدجهت روشن شدن موضوع یک داستان واقعی مدیریتی به نقل ازکارکنان شرکت آی . بی . ام نقل میشود: یک روز توماس واتسون رئیس هئیت مدیره ومردنیرومندشرکت میخواست واردیکی ازبخشهای شرکت شود.سرنگهبان شرکت که یک خانم 22ساله بودمانع ورود وی شد؛زیراهرکس که میخواست وارد آن بخش شودبایدبازوبندنارنجی داشته باشد.واتسون بازوبندسبزداشت.این خانم میدانست که وی کسی نیست جزواتسون،درحالیکه اوباسایرمقامات میخواست واردآن بخش شود،سرنگهبان طبق دستورالعملی که به اوداده شده بودبه اوگفت:(شمانمی توانیدوارداین بخش شوید؛زیرابازوبندنارنجی ندارید).واتسون بامقامات درهمان جاماندند.همراهان اوزمزمه کردندکه این خانم الان اخراج میشود.یکی ازآنهاروبه خانم کردوگفت:شمانمیدانیدکه ایشان کی هستند؟ولی آقای واتسون دست خودرابالابردکه همگان سکوت کنند.طولی نکشیدکه یکی ازکارکنان باعجله برگشت وبازوبندنارنجی آورد.این داستان دوپیام اساسی دارد؛اول اینکه:مجری قانون(سرنگهبان)،قانون رابه عنوان یک فرهنگ سازمانی حاکم بدون تبعیض وباندبازی اجراکرد.دوم : پیامی که این مقام ارشد(واتسون)به کارکنان شرکت دادبسیارروشن بودکه:همه اعضای سازمانی بایدقوانین ومقررات رارعایت کنند.

+ نوشته شده توسط م . ک در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 و ساعت 8:27 بعد از ظهر |

           اگرچه درره هستی هزاردشواریست       چو پرکاه پریدن ز جا سبکساریست

بپات رشته فکندست وروزگاروهنوز     نه آگهی توکه این رشته گرفتاریست

به گرگ مردمی آموزی ونمی دانی     که گرگ راازازل پیشه مردم آزاریست

هرآن مریض که پند طبیب نپذیرد          سزاش تاب  تب و روزگار بیماریست

برخی افراددرجهت رسیدن به مسند قدرت،اتصال به مرکزثقل حکومت واستفاده ازکلیه مزایاوامتیازات آن برای خود،اطرافیان،دوستان،هم حزبیهاو...باشعارهای دینی،عقیدتی،انقلابی که ریشه درفرهنگ وباورهای ارزشی وعمومی بشریت داشته وخاستگاه اصلی نیازها،انگیزه ها،تحریکات،ترغیبات،هیجانات،مطالبات بحق وکلی مردمندبعنوان منجی ومدافعان کشوروحقوق مردم واردمیدان مبارزات سخت ونفس گیرمی شوندوچنین قهرمانه وعابدانه عنوان میدارندکه "خدمت به خلق ،خودکسب سوداست ". البته تا این سودچه باشدونافعان آن کی؟حضرات دراول اعتمادمردم راباکمی هزینه دراشکال ساده بدست آورده خودراهمرنگ وهمگام ملت قلمدادوطوری وانمودمیکننندکه هزینه آنهافدای ملت ودرمقابل ازجان گذشتگی واعتمادمردم بسیارناچیزبوده،هدیه ای است ناقابل تحفه درویش(برگ سبزیست تحفه درویش،چه کندبینواکه همین دارد).این بزرگواران درظاهرمثل مردم بسیارساده زیستند،کم میخورند،اهل تجملات وثروت اندوزی نیستند،شب وروزخودراوقف رسیدگی وحل مشکلات مردم میکنند،برای آنها فقط رضایت وخشنودی خداوخلق الله شرط است نه مادیات وشهرت ومقام.آنهاجان فدائیان وقربانیان دین،مردم،کشورندودراین راه حاضرندهست ونیست خودرامخلصانه تقدیم آرمانهای مقدس مردم،رهبری وکشورونظام کنندوالبته هزاران ادعای بظاهرمقدس این چنینی که عین توتم نمایی است.نگوکه حاتم طاعیان بی شماری ازغیب آمده که اینگونه بی منت بذل وبخشش میکنند.اماغافل ازاینکه بادافشاگرتاریخ وحقیقت همواره درحال وزیدن است وگردوغبارپنهان شده(کنایه ازفتنه گران)لای صفحات آن درحال اضمحلالند.نقاب دروغین برخی رازدوده وچهره واقعی آنهارابرملاء می سازد.صادقانه بایدگفت این افرادنه خدمتگذاربلکه به عنوان غارتگرفقط درلباس خدمتگذارواردتوده مردم شده،تاتوانسته اندثروت اندوزی وبرای خودشان حکومت وقدرت واسم ورسمی برپانموده اند.عده ای هم سخت شیفته فرهنگ قارونی شدند.وهروقت خواست وانتظارات بحق مردم رامخالف اهداف ومنافع خودببیندازطریق تطمیع قلچماقان فریب خورده شان باتوسل به تهدیدوارعاب،اغتشاشات،ناآرامی...چوب سکوت رابرسرمردم فرودآورده وبخاطرفعالیتهای سیاسی ودینی وانقلابی درقبال جنایتها وفسادها،خطاهای مرتکب شده ازچنگ قانون،گریزان ودرحاشیه امنیت به سرمی برندکه البته ضعف روح قانون ومجریان آن بنابه دلایلی خودمزیدبرعلت میباشد.ناگفته نماندبرخی ازقانون گذاران هم هیچ وقت قوانینی راوضع نمی کنندکه اهدافشان رادرمعرض خطرقراردهندکه همه این مواردخودخلاء آشکارقانونی برای انجام هرگونه کارخلاف قانونیند.این آفت زاده تفکرات طماع بشری درهرجامعه ای مشهودست لیکن درجوامع اسلامی بنابه دلایل دینی واعتقادی نبایدباشند.هیچ کس حق نداردبه خاطرسوابق درخشان قبلی،رنگ ونوع لباس،وابستگی حکومتی وقدرتی و...درجامعه دست به هرکارغیرقانونی به ظاهرقانونی زده وامنیت وآسایش،حیثیت عمومی اجتماعی مردم وکشوررابرهم زند.همانطوریکه میدانیم بعدازپیروزی انقلاب واتمام دوره ریاست جمهوری آیت ...خامنه ای وحذف پست نخست وزریری توسط مجلس شورای اسلامی وقت به ریاست آقای هاشمی که زمینه انتخاب ایشان برای ریاست جمهوری شددولت(حزب)سازندگی برسرکارآمدکه شیوه مدیریتی این دولت اختناق شدیدمثل مامون بودبرای امام رضا(ع).ازطرف دیگربه موجب قانون اساسی ج .ا.ا دوره ریاست جمهوری برای هرفرددرصورت کسب اکثریت آراء درهردوره ،مجموعا2باراست ولی اصرارمستقیم ریاست محترم جمهوروقت به نزدیکان وفعالان سیاسی ومتنفذین نزدیک خود ونیزبلندگویان علنی وابسته به ایشان ریاست جمهوری وی راحتی بانقض قانون اساسی، متوالی میخواستند(اظهارات آقایان مهاجرانی دادمادمحترم خانواده هاشمی ومعاون حقوقی وپارلمانی ،طاهری امام جمعه وقت اصفهان،عبدالله نوری،حسن روحانی،حسین مرعشی،محجوب و...).آقای مهاجرانی طی یک مصاحبه باروزنامه انگلیسی زبان"ایران نیوز"در8آبان 73،سه سال مانده به پایان دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی ،منع قانون اساسی راغیراصولی دانسته وخواهان رفع این منع شدند(کیهان هوایی،شماره1106،18 آبان73)درنتیجه این شیوه غلط مدیریتی صبرمردم ازهرنظرتمام شده بودوصدای اعتراضات عمومی باآن حالت خطرناک وانفجاریش کل فضای کشورراکم کم داشت فرامیگرفت وچون این دولت نتوانست به اهداف براندازی خوددرتقابل بارهبری دست یابدوفتنه برخی هامحقق نشدلذا این باربه شکل نرم وقیافه جدیدولی خطرناکترازقبل باایجادحزب مشارکت ودولت اصلاحات درجهت تحقق اهداف قبلی خودظاهرابرای آرام کردن وکاستن ازفشارموجودبرآمدندوچنین وانمودکردندکه ماهم طرفداراختناق وخشونت نبوده،این شیوه مدیریت وبرخوردراقبول نداریم.مردم حق آزادی بیان وانتقادوشهروندی و...دارند.مسائل امروزی کشوربرآیندهمین تفکرات وسیاستهای چندپهلووفتنه گرایانه برخی افرادسازندگی واصلاحات میباشد.اگرآقایان یادشان باشدسازندگی واصلاحات واقعی رادردرجه اول حضرت ابراهیم (ع)بابنا کردن کعبه وشکستن بتها،بعدپیامبراسلام بادعوت وارشادوشکست حکومتهای نامشروع وقت وبدنبال ایشان امامان معصوم انجام دادنددرحالیکه طبق شواهدومدارک موجودعوامل سازندگی واصلاحات بابرداشت غلط وانحرافی خودسعی درسرنگونی حکومت اسلامی مشروع مردمی وحذف رهبری راداشتندکه این دوحزب عامل اصلی فتنه های اخیرند.این فتنه گران به معنی واقعی با عبارت (اولی الامرازآیه شریفه :اطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم)که مصداقش رهبری ولایت فقیه است دشمنی دارندهرچندکه معاویه هم قران میخواندولی آخرسرقران برسرنیزه هاکردوسوزاند.آنچه ازوضع این آقایان ورویکردواقع بینانه مردم مشهوداست یا این حضرات چشم خودرابرروی حقایق جامعه واعلام موضع سریع مردم درحمایت ازآرمانهای امام راحل،رهبری فرزانه مقتدر،نظام بسته اندونمی خواهنداین اقیانوس خروشان مردمی راببینند.یا اینکه خودرا به خواب زدگی  وخواب دیدگی زده اند؛ولی یک ضرب المثل قدیمی میگوید: به خواب دیده رامیتوان  بیدارکردامان ازکسی که خودرابه خواب زده باشد.اما خداراشکرکه مردم فهیم ما به سان یوسف (ع)خودتعبیرگران بزرگ حقیقتند.بحث مابرسرجریانات ناگواربعدازانتخابات دوره دهم ریاست جمهوری است که عده ای ازدوستان فرسوده انقلابی وسابق نظام جمهوری اسلامی درسایه تک روی وفرد محوری،عدم خردجمعی وجوسازی واعتمادکورکورانه به عوامل منزوی شده سلطنتی،کروهک منافقین وضدانقلاب،سیا،موصاد،لیبرالیسمها وکمونیستهاوتوده ای ها باعناوین گوناگون وفتنه گرایانه بوجودآوردند.این اتفاقات علیرغم همه ناگواری هایش ضمن آشکارساختن چهره ساختگی برخی حضرات نامعصوم،اهمیت کلام گوهربارآن امام دانشمندوفاضل فقیدمان راباردیگربه همگان گوشزدمینمایدکه فرموده اند: نگذاریداین انقلاب به دست نا اهلان ونامحرمان بیفتد.آنچه ازمجموعه اوضاع کنونی کشوراستنباط میشوداصل هدف فتنه،اسلام ورهبری ونظام است،احمدی نژادوانتخابات بهانه ای بیش نیست.که اینهم ناشی ازعدم درک وشناخت درست روحیات مردم واوضاع استثنائی کشورازنظردینی،وطن پرستی،فرهنگی،ساختارهای جمعیتی و...است،پیش زمینه هراقدامی دردرجه اول شناخت،مطالعه وارزیابی تمامی شرایط بامیزان ریسک پذیری بالاوتربیت نیروهای ماهرمیباشد.چه خوش گفت مولانا: 

                همچنین حب الوطن باشددرست     تووطن بشناس ای خواجه نخست.

فتنه گران وعوامل داخلی وخارجیش در5حوزه ذیل اقدامات وبرنامه ریزی مفصل ومنسجمی برای ضربه زدن : به ارکان اصلی نظام بویژه رهبری ودین،نیروگاه های هسته ای،مراکزسیاسی واقتصادی،مراکزعلمی وتروردانشمندان مربوطه،دامن زدن به اختلاف قومی ومسئله زبان وگویش های محلی ازاول انقلاب بویژه اززمان انتخابات نهم ریاست جمهوری آغازکرده اندکه عده ای زودباورتحت تاثیراین خاله بازی فتنه گران قرارگرفته وفضای جامعه راگاهگاهی غبارآلودکرده ومیکنندکه هیچوقت نتیجه بخش نخواهدبودچراکه کشورونظام ورهبری پشتوانه حداکثری70میلیونی یابعبارت ساده ترحداقلی بسیج 20میلیونی دارندکه باعنایت به این خصیصه،اقدام فتنه گران دقیقاجریان شتروپنبه دانه خوردن است.این افرادبایدقبول کنندکه ماهیت آنهابرای مردم روشن شده،حنای آنهادیگررنگی ندارد.حال باید ازاین حضرات پرسیدحتمادوران طلائی 8سال دفاع مقدس یادتان نرفته است که چه فرزندان خدائی وجوانان رعناوسروقامتی بخاطراسلام،کشور،امام(ره) پربهاوشیرین ترین سرمایه(جان)خودرابه عنوان شهید،جانباز،مفقودالاثر،آزاده،مخلصانه اهداءکردندامابی ادعایند؟ولی شماها نابرده رنج،گنجهابردید.چطورفدائیان کشورزمانی که سالهادرزندانهای صدام درزیرشدیدترین شکنجه هاودربندبودندویابخاطروعده آزادی وثروت،حاضرنشدندبه پیرجماران حتی عکسش توهین کننداما امروزشماودوستان سخیف العقلتان علیرغم تمکن قدرتی ومالی حاصله ازانقلاب وامام ورهبری دست به چنین گستاخی می زنید؟(تائیدضرب المثل:درخت راکرم درونش میخورد).یادتان نرودمردم ما،همان ولائیان 30سال پیشندوولایت باگذشت زمان،تازه مفهوم مقدسش برای مردم آشکارمی گردد.شماکه امروزدیگرامام،ولایت فقیه ورهبری،جمهوری اسلامی راقبول نداریدواینهارامشروع نمیدانیدوهروزباانواع ترفندهاومقالات،سمینارها،رایزنیها و...درداخل وخارج کشورتادلتان خواسته ومیخواهدبه این ارکان شبیخون زدید30سال پیش مگرشماودوستان شمانبودیدکه برای مردم کشورمان رژیم شاهنشاهی منحوط راعین استبدادودیکتاتور،خائن،چپاول گر..قلمدادومردم رابانام عدالتخواهی،اسلام،استقلال آزادی جمهوری اسلامی برعلیه حکومت وقت بسیج کرده وانقلاب حسینی تشکیل دادید؟اگردوستدارسلطنت وجمهوریت منهای اسلام وولایت فقیه ایدچراسلطنت 2500ساله پهلوی راحفظ نکردیدپس به چه علت شعاراستقلال آزادی جمهوری اسلامی راسردادید؟چراجمهوری اسلامی(اصل 1قانون اساسی)رادر12/1/58بارای اکثریت2/98به رفراندوم گذاشته وتثبیت کردید؟عده ای ازشماتکنوکراتهای ظاهری ادعاداریدفقط خواهان جمهوری ایرانییدحکومت اسلامی،ولایت فقیه راکه نمادومیراث مذهب تشیع است قبول نداریددرواقع خواهان جدائی دین ازسیاستید(دین زدائی میکنید)وبااین نگرش همسوبافروید دین راافیون جامعه(نابودکننده)می پنداریددرحالیکه امام (ره)دین وسیاست رامکمل یاعین هم بیان کرده اند(دیانت ماعین سیاست ماست،سیاست ماعین دیانت ماست)دین اسلام به عنوان اکمل الدین ازجانب خدامعرفی شده است.حال شماورهبران تکنوکراتتان دراثرگرایش وتبلیغات لائیکی تان باحذف ولایت فقیه وجمهوری اسلامی چگونه وبرچه معیاری این جمهوری ایرانی موردنظرخورامیخواستیداداره کنید؟اسلام وجمهوریت وولایت فقیه همچون روح وجسم یک موجودزنده اندآیاجدایی اینها امکان دارد؟اگرخواهان این طرزتفکریدپس شایسته است اول لباس کذب اسلامیتان راکه سالهاباسوء استفاده ازآن به جاه وجلال رسیده ایددرآورده،بعدهرآنچه راکه اینگونه بدست آورده ایدبه بیت المال وصاحبان آن(مردم)تحویل بدهید.میتوان گفت باچنین ادعاهایی شما هنوزعروسکان بی فکرید.درمعارف واندیشه های ناب اسلامی همگان به مساله مهدویت وظهورامام زمان(عج)ایمان کامل داریم وچنین عنوان شده است یکی ازراه های ظهورحضرت داشتن 313نفرسرباز(فرمانده یا313لشگر)مومن واسلام پرست واقعی است وبایدولی فقیه صالح درکنارعاملان دینی این بستررافراهم کندوامت اسلامی هم ازایشان تبعیت محض نمایندحال شماکه حکومت اسلامی وولی فقیه عادل زمان راقبول نداریدآیاایشان به یمن برکت شماظهورمیکنند؟درحالیکه شمادقیقابااین حرکات سخیفانه وفتنه گریهایتان حتی اصل مهدویت وولایت ایشان رانشانه رفته اید.این بدان معنی است که علیرغم همه ادعاوتفاخرات مسلمانی هنوزباگذشت حداقل 1350سال،313نفرسرباز(313لشگربافرمانده)مسلمان واقعی امام وجودندارندچراکه قلبا نیتها الهی واسلامی نبوده اند.امایقین کنیدمردم سره راازناسره تشخیص داده اند.خوشبختانه هیچ شکی درصحت جمهوری اسلامی،اصالت انقلاب وصداقت امام،رهبری وآرمانهای آنهانیست.آیاجزاین است که امام(ره)بخاطرشرف وعزت،اقتداراین کشورومردم سالهادرزندان وتبعیدبدورازخانواده ماندندوحتی فرزندبزرگوارشان،حاج مصطفی(ره)رادراین راه بتاسی ازامام حسین(ع) قربانی دادند؟آیاجزاین است که مقام معظم رهبری این پیرفرزانه ودژمستحکم نظام درطول مبارزات انقلابی و8سال دفاع مقدس درخدمت اسلام،انقلاب،امام،مردم وکشوربوده وخودازشهیدان زنده اند؟مگرنه این است که زرق وبرق ومقام وموقعیت امروزی شمامرهون انقلاب،امام،رهبری،نظام،مردم است برخی ازشمامثل کاهنان مفت خور(گردن کلفت)معبدمصری بااستفاده اسمی ازدین وانقلاب خزانه هاداریدودین،انقلاب راوسیله تجارت خودکرده ایدکه آمدن یوسف زمان عزیزمصروجود،گذرزمان،آگاهی وبیداری عمومی عمق نیات وشعبده بازی تان رابرای همگان آشکارساخته است.آیاواقعا به این فکرکرده ایدکه قبل ازانقلاب چه بودیدوچه داشتید،الان که هستیدوچه داریدچطوروچگونه برای خودکسی شدید.حال شماچقدرگستاخ وگردن کلفت ونمک نشناسیدکه رهبری انقلاب رادیکتاتوریاشورای نگهبان را اهرم مهره چین ودست نشانده می نامید(خانم شهربانوامانی عضوفراکسیون همبستگی برخلاف سایراصلاح طلبان افراطی که شورای نگهبان رامخالف خدمت وپیشرفت کشورمیدانستندصراحتادرص14کیهان 18/12/80 گفته اندنگوئیم شورای نگهبان،بلکه خودمان ضربه زدیم)اگرادعایتان درست بودبه شمادرطول دورانهای سازندگی واصلاحات هیچ فرصت عرض اندام داده نمی شداماحال چون جلوی یغماگری برخی توسط رهبری فرزانه،توده حق جوی ملت،رئیس جمهورمکتبی ومردمی گرفته می شوداین چنین سواربراسب چموش نادانی وطماعی برهمگان می تازید؟شماکه درهرمجلسی دین وامام ورهبری راهزینه اهداف تان کرده ویه نان ونوائی رسیده ایدحال چرااینقدرگستاخ وقدرنشاسید؟اگراسم عده ای ازآقازاده های مفسده اقتصادی وخوش نشین توسط ریئس جمهورشجاع مطرح میشودیامفهوم حمایت مالی یک خانم به مبلغ  5400000000تومان باخریدواهداء 200000مانتوبین خانمهاازیک کاندیدمحترم درجریان انتخابات اخیرآشکارمیگرددکه بلطف این بذل وبخشش قراراست حداقل 8سال بازارسرمایه اقتصادی کشوردردست ایشان باشدودرنتیجه مردم علت بیکاری جوانان تحصیل کرده خودومشکلات عدیده کشوررادانستندآیاجرم است؟چرابخاطرناکامیهای انتخاباتی وقدرت،اینگونه دین وآخرت خودراشمروارمی فروشید؟چطورفردی روحانی نما(مستفادازوصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی ره)نماینده فراری مجلس خارج نشین به نمایندگی ازهم حزبیون خودکه نان نظام مقدس جمهوری اسلامی راخورده است به یکباره درمقابل مقام ولایت قرارگرفته وبرایش شعارمرگ بدهدآیابرخوردبااین منکران حق خلاف قانون،آزادی،حقوق شهروندی است؟مگرنه این است که حدیث قدسی میفرماید:هرکس امام ورهبرعصرخودرانشناسدبه مرگ جاهلیت مرده است آیا این مرده زنده جاهل حقی برای این چنین یاوه گوئی های دارد؟چراین عده سعی واصراردارندخودشان راازاسلام،رهبری،نظام ومردم تردکنندمگرسرنوشت قوم موسی(ع)وگذشتگان پیش ازخودرانمیدانندکه چه شد؟شماکه ادعای مسلمانی وایمانداری داریدآیادراین ادعایتان اثری ازمولفه های ایمانی علی(ع)که ایمان را:اقراربه زبان،عمل به اعضاء و...معرفعی کرده اندمشاهده میشود؟اگرشیعه واقعی علی (ع) ایدبه رسم دین ومسلمانی دست ازاین فتنه گریهابرداریدودرنیت حسنه به مولااقتداکنید(ازعلی آموزاخلاص عمل    شیرحق رادان منزه ازدغل)شماوکاروان کشتی حباب سوارتان دم ازکدام اسلام،حسین والله اکبرمیزنید؟بله الله اکبروحسین شما،قدرت وزروسکه است لاغیر،که ننگ ونفرین برشماهزارچهرهگان باد.آیافکرمیکنیدتنهاباالله اکبرگفتن ظاهری،ولایت مداری طماعی مسلمانید؟آیاآیه شریفه اطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم رافراموش کرده اید؟شمابااین آسیبها،تخریبهاوهتک حرمتهائی که ازقبل وبعدانتخابات درهرزمینه باتوسل به انواع شگردهاکردیدچه چیزرادنبال وفکرمیکنیددرمقابل سیل خروشان ملت چکاره اید!؟:

چه حاصل ازسربی فکرت ورای          چه سود از دیده بی روشنائی

 یابه این سوابق سیاسی،انقلابی،نمازوقرآن خواندن،سیاهی لشگرخیابانی تان می نازیدکه میتوانیدهرکاری بکنیدلیک فراموش نکنیدجنابان طلحه وزبیروشمروعمرسعدهم بزرگان وخواص زمان خودبوده،خیلی بهترنمازوقرآن میخوانده،حامیان خودرالشگرخداواسلام می نامیدنداما آخرسربخاطرقدرت وجاه طلبی شان درحق عترت علوی دست به چه جنایت هولناکی زدندکه هنوزتاریخ بشری به آنهانفرین میکند.همانطوریکه شمرفردای عاشورابعدازخواندن نمازگفت : پروردگارامن مطابق حکم تواقدام کردم.(یعنی این ملعون ظاهراخداپرست به این شکل خواسته به این جنایت خودقیمت الهی بدهدوخودراتوجیه کند)آیابه این فکرکرده ایدکه ملت حسینی ایران بخاطرهمه اتفاقات تلخ افتاده شمارامسئول دانسته ومهرننگین منافق،مرتد،محارب،وطن فروش وخائن رابرپیشانی ابلیسی شماوهمراهانتان زده،جایگاهی دیگردردل آنهانداریدوچه عذاب وعقوبتی سنگینترازاین برای شماکه ملت دیگرباوروقبولتان ندارد!؟اگرجیب های طماعی وجاه طلبی شماگشادودرازاست ملت ولایتی وجهموری اسلامی خواه ایران چه گناهی دارندکه تاوان زیاده خواهی شمارابدهند.شمادرجهت رسیدن به قدرت به دروغ ادعامیکنیدکه به فکرمردم ورفع مشکلات آنهائیداگربه فکرمردمیدچرابه خواست ورای اکثریت مردم درانتخابات احترام نگذاشتیدوتابه امروزبافتنه گری امنیت وآسایش عمومی رابرهم زده اید؟آیامردم درزمان زمامداری شماهیچ مشکل یامشکلات کنونی رانداشتندوهمه این مشکلات محصول 4سال اخیرند؟مگرمردم درزمان شما درنازونعمت بودندیازیرپای مردم فرش زمردین پهن کرده بودیدکه حالانیست؟اگرراست می گوئیدودراین شرایط سنگ مردم رابه سینه میزنیدبایدزمانی که مردم شماراباورکرده وبه قله قدرت ونعمت درجهت خدمت رسانیده بودندبه فکرمردم ومشکلات آنهابودیداما شما آن موقع مست باده شراب قدرت بوده ومردم رافراموش کرده بودید.مجموعه دولت ومجلس اصلاحات گرفتارقدرت طلبی،سیاست زدگی افراطی ونمایشی،انحصارگری،بی نظمی درجلسات،دوری ازمردم،خودسری،دادوستدهای میان گروهی بودندلوایح ومصوبات دولت ومجلس درسطحی متوسط غیرعملیاتی وبیشترازجنبه سیاسی وجناحی بررسی میشدتابانگاه علمی وکارشناسانه. به نمونه هائی ازبی نظمی وکارکارشناسی نامطلوب نمایندگان مردم درمجلس ششم مختصرااشاره می گردد.علت عدم حضورنمایندگان اصلاحات درمجلس:کم انگیزگی افراد 1/25- پرمشغله بودن افراد6/23- کم اثربودن اعضاء درجلسات 5/22.این ارقام نشان میدهندکه ازمجموع 218عضوفراکسیون جبهه دوم خردادهمواره آنهم درحالت خوشبینانه 130تا140عضوآن درجلسات شرکت کرده اند.کارکارشناسی نامطلوب نمایندگان درموردلوایح وطرح ها:اطلاعی ندارم 9/22- انجام نشده است 2/22- خوب انجام شده است 9/4.این امارنشان میدهدکه جبهه دوم خردادی هابرعدم کارکارشناسی طرح هاولوایح تاکیدداشته اند.مجموعه این آمارهانشان میدهندکه برخی ازنمایندگان مجلس ششم بایدردصلاحیت میشدندچراکه مجلس برخلاف قانون اساسی،رهبری وآرمان شهدافعالیت کردنمایندگان بجای انجام وظایف قانون گذاری ونظارت براجرای آن بدنبال کارهائی ازقبیل تجارت،طبابت،تدریس و...رفتندبااین اوصاف اصولابایداین مجلس منحل اعلام میشد.نگاهی به کل عملکرددولت ومجلس اصلاحات بیانگراین واقعیت است که کارت اعتباری اصلاح طلبان تمام شده بودودیگرآبی ازدیگ اینهاگرم نمیشدچراکه اصلاح طلبان به معنای واقعی اعتمادعموی مردم نسبت بخودراازدست داده بودند.آنها راه خودرابعدازپیروزی انتخاباتی ازمردم که خالق وبازیگراصلی جریان دوم خرداد76بودندجداکرده وقدمهای موثری درجهت حل مشکلات اقتصادی،ازدواج،مسکن واشتغال مردم بویژه تحصیل کرده هابرنداشتنداصلاح طلبان دولت ومجلس یادشان رفت که نیازومشکل مردم اقتصادی است نه سیاسی،ولی اینهابه زورسیاست راهمچون تلقین مرده برمردم تلقین نمودند.فکرکردندکه گروه کوچک خردادی هاعامل پیروزینددرحالیکه این پیروزی حاصل حرکت جمعی مردم بود.آنهادچارسیاسی گری افراطی شدندبرسرتصاحب صندلی های هئیت رئیسه مجلس ووزیرشدن دردولت جنگ قدرت به راه انداختندبجای اینکه ازاین پیروزی ووفاق ملی درجهت پیشبردسازندگی وعمران واقتصادپویاواشتغال استفاده کنندبه تسویه حسابهای سیاسی وشخصی پرداختندو8سال کشوربجای پیشرفت حتی نسبی درجازدواقتصادمرد.وعده ای هم همچون جناب قارون به ثروت اندوزی پرداختندوناکامیهای خودرابه رقیب کذائی که واقعیت خارجی هم نداردنسبت دادندمثلاآقای خاتمی درص9ابرار12/2/80چنین گفته اندکه انتخاب آقایان نوری ومهاجرانی به عنوان وزرای کشوروارشادکارمن نبودبلکه کارگزاران انتخاب(تحمیل)کردندحال بایدازایشان پرسیداولاشماودوستان تان که دم ازاصلاح امورات وحاکمیت شایسته سالاری می زدیدثانیاشجاعت ودرایت که ازمولفه های مدیراسلامی بویژه رئیس جمهورهست چه شدچگونه وچرااین تحمیل راپذیرفتیدمگرپشتوانه شما رای22میلیونی مردم وحکم تنفیذرهبری نبودوبرای اصلاحات انتخاب نشدیدیابرای زدوبندبااین رقیب غیبی ونامحسوس،منتخب مردم گشتید؟! شما ودوستان رانت خوارتان سخن ازکدام رقیب میزنیدکه تاحال حتی نه خودش رانشان دادیدونه اسمش راگفتید.رقیبی که شبهاباهم بودیدولی روزهاتظاهربه رقیب بودن میکردید.همانطوریکه میدانیداقتصادهرکشوربه دوبخش صنعت وکشاورزی متکی است توسعه وتکامل اینها به خودکفائی کشورمنجرمیشودبویژه کشاورزان درسایه ابزارالات پیشرفته صنعتی باقیمتهای مناسب که بایددرخدمت کشاورزی باشدبتوانندباهزینه کمترمحصول بیشتری تولیدوبخاطرارزآوری تحویل بازارهای داخلی وخارجی دهندامادراین موردهم اقدامات موثری انجام نگرفت ولوایح وقوانین موثری درجهت حل مشکلات کشاورزان ارائه وتدوین نشدعده ای دلال باواردات بی رویه وبانکها کمرکشاورزان راشکستندشماهاگوش هایتان رابستیدتافریادهای این قشرزحمتکش  رانشنوید.درحالیکه پیامبران وامامان هم کشاورزبودندوهم بوسه بردستهای پینه بسته کشاورزان زده اند.اماشما...!؟درزمان شماها به قشرهای ضعیف وروستانشینان هیچ ارزشی گذاشته نشدواصلا اینهابه صرف روستائی بودن،شهروندایرانی محسوب نمی شدندالازمان انتخابات.درحالیکه موفق ترین ومقدس ترین انسانها ازدل روستاها پابه عرصه وجودگذاشته وخدمات زیادی رابه بشریت کرده اندازجمله : پیامبران وامامان،علماء،پزشکان ورهبران ورئیس جمهوران.درجائی که 260روستافاقدآب کشاورزی وآب شربندیادر30روستاآب هنوزهم جیره بندی میشودیادرجائی که برخی هنوزطعم میوه وگوشت رانچشیده اندیاحداقل 6ماه به6ماه میخورندولی خودشماگوشت آهو،میگو،خاویارکه برای مردم به خاطرگرانی وبی پولی حرام،امابرای شمابخاطراختلاس های میلیاردی ورشوه های چندصدمیلیونی حلال است آیابااین وضع رسیدگی واصلاح قانون مطبوعات مسخره وجوک نیست؟!دولت ومجلس اصلاحات حسب اظهارات صریح نمایندگان وقت فاقدمدیریت اجرائی قوی،برنامه ریزی واستراتژی(تبدیل مخالف به موافق) مشخص بودند.چراازقانون بودجه به عنوان حق السکوت نمایندگان استفاده شد(بند ه تبصره 2قانون بودجه؛85نماینده مجلس ازهمین بند500میلیون تومان پول گرفته اندووزیرنفت وقت هم رسما اعلام کرده 20نفرپول گرفتند.ازاکبراعلمی عضوفراکسیون مجمع روحانیون مبارز).دوستان اصلاح طلب مثل اینکه یادشان رفته است مردم رادرزمان حاکمیت خودبازی دادندروزنامه همبستگی درمقاله ای بنام گردش به راست،نظربه چپ چنین می نویسد:مجلس ششم به هاشمی ناسزامی گفت،اما باحزبش (کارگزاران)هماهنگ میشد!افکارعمومی باتردیدبه رفتارهای دوگانه برخی ازگروه های دوم خردادمی نگرد،آنها(اصلاح طلبان) ازیک طرف درانتخابات مجلس ششم باحمله مستقیم به هاشمی،کارگزاران رابه سیبل خودتبدیل کردندوازسوی دیگردرتشکیل دولت واشغال مراکزمالی واقتصادی حساس،پست های کلیدی دروزارتخانه هاوشهرداری هاباکارگزاران هماهنگ شدندونهایتادردوره نهم ریاست جمهوری به هاشمی چراغ سبزنشان دادند.شماگرفتاریهای زیادی راازجمله :سالانه افزایش 10%میزان معتادان،تعطیلی2500واحدتولیدی به گزارش15/11/79وزارت صنایع،بیکار041/3میلیون نفردرسال79،بخاطرتجمل گرائی،تروت اندوزی،عشیره گرائی،سیاسی بازی،رفاه طلبیتان برمردم تحمیل کردیدوفقط مردم فشارآن راتحمل کردندشماباعث یاس وسرشکستگی مردم شدیدبامردم همنواوهمرنگ نشده واحساس آنهارادرک نکردیدکوچکترین رنجی هم نبردیداگرمثل مردم بودیدقطعاتحمل سختیهاوسرشکستگیها برای همه آسان میشد(فرموده رهبری معظم: البلیه اذاعمت طابت).بله جدائی خط وراه ازمردم بزرگترین آفتهابرای سقوط واضمحلال سیاسی هرفردوحزبی است.بدنیست بدانیدکه دولت ومجلس اصلاحات 86%ازقانون اساسی تخلف کردند.دولت ومجلس اصلاحاتی که درضیافتهای مجانی که ازجیب مردم هزینه شدشبها خوردندقبل ازظهرهانوشتندعصرهاشکستند.رحمانی خلیلی عضوهئیت رئیسه فراکسیون دوم خرداددرص2روزنامه حیات نو10دیماه80واقع بینانه پیش بینی واعلام کرده بودکه بدلیل عملکردضعیف وانحرافی مان درحال فاصله گرفتن ازرای مردم هستیم.نهایتا اصلاح طلبان به سرنوشت جبهه ملی دچارشدند.اکثریت شما مقهورکیف مشهورانگلیسی(منظورپول وسفرهای خارجی وپژوپرشیاو...است) شده بودید.شماهیچگونه اقدام فرهنگی موثروموازی بابهبودوضع اقتصادی وامورمعیشتی مردم نکردیدوفکرنمودیدکه مردم دودستی به شماچسبیده اندکه درقدرت بمانیدیاازرفتن شماپشیمان شده ودوباره شمارابرمیگردانند.جناب آقای بهزادنبوی!مطمئن باشیدمردم دیگربسراغ اصلاح طلبانی چون شمانخواهندآمد(کیهان:ص 3 .30/5/81 ).چراکه شماواعضای کمیسیون انرژی حسب گفته همکارتان آقای اعلمی باوزارت نفت زدوبندداشته،بجای وکیل مدافع بودن مردم وکیل مدافع وزارت نفت شده ومانع رسیدگی به تخلفات وزارت بودید.دادن حقوق ماهیانه 8000000ریال به خانمی برای چندروزکارنتیجه تخلفات شماهاست.پس این افرادبایدبه خاطرمنافع بخطرافتاده خوددست به فتنه وآشوب بزند.پس با این اوصاف که ماهیتتان برای همگان روشن شده چرافتنه گرایانه بیخوددم ازدلسوزی میزنید.دوستان اصلاحاتی وکارگزاری(مخالفین)درنهایت بی تدبیری شان باوجودرهبری عادل،قانون اساسی ادعادارندکه آقای هاشمی حکم باشدوتنهاحکمیت ایشان موردقبول است که خوداین ادعا دلیلی واضح برنیرنگ بازی وفتنه گری است که بااین کارمیخواهندهاشمی رادربرابررهبری ومردم قراردهندخوب است بدانندمردم ورهبری باهمندوهرکس بخواهددربرابراین دورکن اساسی قرارگیردسرنوشتی جزبدفرجامی وزوال نخواهدداشت.شماها حق اهانت به شعورمردم راندارید لذابطورمختصرمطلبی راازوسائل الشیعه دررابطه باادعای دلسوزی مردم به این مدعیان عرض میگردد:( لاعمل الابالنیه ولانیه الا باصابه السنته ؛ عمل بدون نیت وقصدارزشمند،ارزشی نداردونیت ارزشمندنیز،مبتنی برسنت قرآنی وسنت معصوم است.)صرف نیت خیرداشتن،به دردنمی خورد،بانیت خیربسیارکارهای ضدامنیتی وضدمصلحت کشورونظام واحمقانه کردوچه بساکه جرم محرزاست.پس صرف نیت خیرمجوزعمل نیست چراکه خروجی وسندعمل هم مهم است.حال برچه اساسی ادعاداریدکه به فکرمردمیدونیت شمابرسنت موردنظراسلام استوارست؟قدری محض رضای الهی به رفتارهاوکردارهای خودنگریسته،بدانیدوبفهمیدکه نفس طغیانگرچه بلائی برسرتان آورده وازشماچه ساخته است :

                      اینچنین رفتن به چاه افتادن است        سرنگون ازپرتگاه افتادن است

                        از برای دنبه یک گوسفند              بارها ما را رسانیدی گزند

                        نفس یغماگر چنان یغما کند             که ترادریک نفس بی پا کند

                        هرکه شاگردطمع شددزدشد            این چنین مزدورانیش مزدشد

اگراندکی وجدانهای خفته خودراازخواب بیدارکنیدآنگاه متوجه می شویدملت شریف مابه برکت مدیریت قاطعانه مقام معظم رهبری ملهم ازمکتب عاشورایی حسینی،بااتحاد وهمکاری خوددست شماراخوانده،اظهارات واقدامات سخیفانه شماهیچ تاثیری برفضای اسلامی،مودت ومحبت آمیزکشورنخواهدداشت ومثل آب درهاون کوبیدن است.البته دراین بین،ازبرخی چهره های انتخاباتی کاملاارزشی واعتقادی وانقلابی ولایتمداراصیل انتظارات بیشتری میرفت که باقبول نتایج انتخابات وبااحترام به مصلحت کشور،قانون،آرای اکثریت مردم دشمنان قسم خورده کشورومردم،نظام،امام،رهبری رامایوس کنندامااینهابه دلیل اعتمادبیش ازحدبه تعدادی ازانقلابیون فرسوده(فرموده مقام معظم رهبری)وجریانهای فکری معاندوافراطی عده ای خارج نشین،سران برخی کشورهاوهمسوئی عده ای دین ووطن فروش داخلی باآنهادچارزودباوری غیرمنتظره شدندطوری که رئیس جمهوردرمناظره تلویزیونی،نوع وعمق علاقه واقعی خودرابه چهره ارزشی وانقلابی چون مهندس موسوی صراحتادرکمال خلوص ابرازواثبات کردند.امامتاسفانه برخی افرادوخواص درجهت منافع خودشان این چهره موردتاییدنظام ورهبری راناجوانمردانه هزینه وحتی برخی اقدامات نامشروع خودرابه ایشان منتسب کردندکه البته سکوت وعدم موضع گیری صریح ایشان نسبت به این اقدامات دورازانتظاربوده وهست.شماراچه شده است تادیروزعاشق سینه چاک امام وانقلاب ونظام ورهبری بودیداماوقتی مردم بدلیل کارنامه سیاه ونیت شومتان دست ردبرسینه چپاولگرشمازدندامروزدرصف قاسطین قرارگرفته،شمشیردولبه عنادودشمنی برکمربسته وچون نسل معاویه قرآن پاره کرده ومیسوزانید؟چرابجای منطق علوی ،منطق اموی راگزیده اید؟نتیجه مجموعه اقدامات ومطالبات غیرواقعی شمادرسایه روشهای غیرمدنی وغیردموکراتیک به جایی رسیده که متاسفانه امروزعده ای فرصت طلب کوچه بازاری وخودباخته باسوءاستفاده ازاین شرایط به مقدسات اسلام،عاشورا،ساحت مقدس بنیانگذارانقلاب امام(ره) ورهبری معظم زیده عزه علنا اهانت کرده ومی کننداماخوشبختانه کلیه اقشارمردم عاشورایی ایران متحدا9دیماه درصفوف بهم پیوسته باحضورتاریخی وبه موقع خودپاسخ دندان شکنی به یاوه گویی های اینهاداده،باردیگرعشق وعلاقه خودرابه اسلام وعاشورای حسینی،امام ورهبری معظم وجمهوری اسلامی به منصه نمایش گذاشته،اثبات کردندکه مردم ماهنوزدرصحنه بوده وتا آخرین لحظه ازاین آرمانهای کلی دفاع وحمایت خواهندکردونسل جدیدانقلاب خمینی درراه است.انقلاب 9دیماه دوتاثیرعمده رادرآینده برای سران وعوامل فتنه خواهدداشت : یا باتوبه وندامت به آغوش ملت بازخواهندگشت یاباافشاگری علیه هم،اقدام به خودزنی یکدیگرخواهندکرد.بدانیدمردم ماهیچگاه راه مسلمان وامام خواهان ظاهری کوفیان رانخواهندرفت(مااهل کوفه نیستیم علی تنهابماند).وپوست هرخیانتکاری رامیکنند:

مابکندیم ازخیانتکارپوست     خواه دشمن بودخائن خواه دوست

رفتارهای نامعقول این عده بظاهرانقلابی،یادآورجریان دعوت وارسال نامه های بی شمارکوفیان کوردل به امام حسین(ع) برای پذیرش امامت ولایت ایشان درمقابل حکومت جوریزیدیان است.کوفیانی که دلشان ظاهراباامام،اماشمیشرشان بخاطرمقام،زروسکه یزیدی مقابل امام بود.کوفیانی که امام(ع)واسلام رافقط برای چپاول ودنیاطلبی خودمیخواستندنه دین وخدمت وآخرت،تادرلباس دین وانقلاب حسینی هرکاره وهمه کاره باشند.وقتی آدمی به کل این جریانات تلخ انتخابات ومسببان آن که ریشه درزیاده خواهی وقدرت نمائی داردتعجب وسئوال میکندآیاشماواقعایاران دیروزی امام وانقلاب ورهبری بودیدیایزیدیان امروزی قدرت طلب!؟هرکس وگروه وحزبی که راه ونیتش غیرحق وبرخلاف دین،مصلحت نظام،کشور،رهبری باشدپس جزء یزیدیان مدرنیته بوده که ننگشان باد.اشتباه برداشت نشودکه کسی خواهان آزادی،قدرت وثروت مشروع نیست بلکه درحدمتعادل ومشروع وقانونی به عنوان خدمات عمومی وبراساس فرصت برابروحق انتخاب شهروندی بایدهمگان بدان دسترسی داشته،برای هرکسی به عنوان شهروندایجادمزیت کندنه اینکه عده ای خاص درفکرانحصارآن بوده وفقط خودراشهرونددرجه یک این کشوردانسته،همه چیزرافقط برای مجموعه خودبخواهند.به فرموده مقام معظم رهبری اگرشیطنت عده ای معلوم الحال درطول این 30سال نبودوضع مردم وکشورازنظرمادی ومعنوی متفاوت ترازشرایط کنونی بود.آیا این خواص اغتشاشگروفتنه جومتوجه نمی شوندکه رهبری معظم انقلاب منظورشان آنهاست واگرحضرت فقط یک اشاره کوچک نمایندازجانب مردم چه مجازاتی درانتظارشان هست.مادرمبارزه بافتنه گرانی که اساس وحدت وامنیت جامعه رابرهم زنندفتوای صریح وشرعی ازعلی (ع)داریم که می فرمایند: ( بهوش باشید!هرکس به تفرقه دعوت کرداورابکشیداگرچه آن کس زیرعمامه من باشد.یعنی حتی اگرمنهم بخواهم انسجام بین مئومنان رابشکنم مراهم بکشید.)ایشان درواقع هیچ فرق وتخفیفی درمجازات اخلال گران وفتنه گران قائل نشده،فقط خواهان اجرای درست عدالتند.پس دراین موردبرای مردم ماخواص وعوام معنی نداردحال خواه پندگیریدخواه ملول.ملت ولایتمداروحسینی ما شما یزیدیان زمانه راباندای حسین،حسین شعارماست  شهادت افتخارماست وحسین،حسین شعارماست  خامنه ای رهبرماست - حسین،حسین نقابتان  چپاول افتخارتان مایوس وخوارمیکنند؛آری خداوحسین ما باخداوحسین شما زمین تا آسمانی که امروزغرق ماتم وعزای دردانه پیامبروشاه نشین پنچ تن آل عباست فرق میکند.امروزآنهایی که فتوای تظاهرات خیابانی حق طلبی تاسقوط حکومت راداده وسالهابارساله های بودارخودمردم رافریفته اندچه فرقی با70یا400نفرعالم فتنه گربزدل کوفی وشامی که بافتوای بناحق وبنام اسلام خود،امام حسین(ع)رادرمحراب عبادت محدورالدم کردنددارند.کسانیکه بنام دفاع ازحقوق مردم ولی دراصل برای کسب قدرت دست به اینگونه اقدامات فتنه آمیززده انددرواقع علیرغم همه ادعاهای مطروحه شان،ضمن خدافراموشی هیچ اعتقادی به آخرت گرائی ندارندکه برخی ازآثارسوءعدم آخرت گرائی این حضرات برملاشد که عبارتنداز:تنفرازحق(زمر/45 کسانی که عشق به آخرت ندارندنه تنهاحق رانمی پذیرندبلکه ازآن متنفرند)،استکباروانکارحق،خروج ازراه خداوسقوط،توجیه گری،سلطه شیطان وتبعیت ازاو. اماکسانیکه به حق وعدالت وآخرت ایمان دادرنداسوه حسنه اند(ممتحنه/6:کسی که امیدبه خداوتوجه به آخرت داردمی تواندازشخصیت ابراهیم ویارانش الگوبگیرد).لذا فتنه گرا ن ومفسدان بهتراست دست ازاین فتنه بازیها وبحران سازیهابردارندودرجهت صلاح واصلاح قدم بردارندتنها به فکرخودبودن وفارغ ازغم دیگران،نه مروت است نه دیانت!نه شدنی است چراکه اگرفسادوفتنه وبحران درجامعه وبیتی نفوذکندبنیادش رابربادخواهدداد.این فتنه گران وسران آن همچون زنی که ازمسیرحق خارج شده،شمشیرشیطان است وبااین شمشیرمیشودجامعه راذبح کردهستند.همانطوریکه درعرصه انتخابات نمونه های فراوانی راناخواسته مشاهده کردیم که چطورمیخواستندبارقاصه های بازاری وتحریک غریزه های پنهان جوانان رای وشعورمردم راتصاحب نمایند.لذاخداونددرسوره انفال/25می فرمایند:اگرموج فتنه بلندشودنه فقط ستمگران بلکه تروخشک رادرجامعه خواهدسوزاندوکسی درامان نخواهدبود.عوامل فتنه گربرغم ادعای خواص بودن درواقع بدلایلی چون:پیروی ازهوی وهوسها،ارتکاب معاصی،مشغله های دنیائی وقدرت طلبی،کم ظرفیتی وعدم تحمل رقیب،سطح نگروفاقدتدبرلازمند.همه این رفتارهای ضداجتماعی امروزکشورمحصول افرادی است که دین وتعقل ندارندوعاری ازهرگونه بصیرت وتفکرطبیعی دراطاعت ازخداورسولش اند.(اصول کافی :کسی که تعقل نمیکنددین ندارد)اینهابهتراست اولا؛ پاسخ تاریخی مردم غیرتی در9دی ماه راتانفس دارندفراموش نکنندثانیا؛ به اصل فلسفه محرم وعاشوراوقیام امام حسین(ع)توجه کنندتاحساب وکتاب اموردست شان بیاید.سران وعوامل فتنه بدانند!شما درباورمردم ما عین طاعونیدوهدف مردم دفن شماست نه فرارازشما.اینهابداننداینجاسرزمین حسینی است که وجب به وجب خاک مقدسش باخون پاکترین وجوانمردترین جوانانش آبیاری شده وذره ای ازخاکش  به نامحرمان وکوردلان داده نخواهدشد.ملت آگاه،شهیدپروروروشندل ماباهیچ دزدوگرگ صفتی دریک صف قرارنخواهندگرفت:ای دوست،دزدحاجب ودربان نمی شود.این کشورونظام ازآن کسانی است که بی ادعایندوعقل غواصی دارندنه عقل وهدف قاسطینی،ناکثینی،مارقینی .آفرین ورحمت الهی وحسینی برراست قامتان حامی دین وولایت.

ای خوشامستانه سردرپای دلبرداشتن          دل تهی ازخوب وزشت چرخ اخضرداشتن

نزد شاهین محبت  بی پر و بال آمدن            پیش بازعشق آئین کبوترداشتن

 سوختن بگداختن چون شمع بزم افروختن       تن بیاد روی جانان اندرآذرداشتن

  هرکجانوراست چون پروانه خودراباختن       هرکجاناراست خودراچون سمندرداشتن

نکته ای که بایدبدان پرداخت اینست که درهرکشوری قوه مقننه به لحاظ داشتن دوقدرت یا ابزارقانون گذاری ونظارتی،قویترین قوه محسوب شده قوای مجریه وقضائیه راتحت کنترل وتاثیرشدیدخودعلیرغم تفکیک قواداردبه فرموده امام (ره) مجلس درراس همه اموراست با این توصیف مجلس بایددارای نمایندگان متخصص،قهاروتوانمندباشدتا ازپشتوانه خوبی برخوردارگرددقوانین ومصوبات هم آنقدرقدرتمندباشندطوریکه قوای دیگرهمیشه ازآن حساب ببرندودرمقابل کم کاری،انحصارگری،فرصت طلبی و....اینهاکوتاه نیایدبهرحال بودجه،رای اعتمادواستیضاح وعزل وزراء،تصویب مصوبات دولت وقوانین قضائی وتفسیرقوانین عادی ازجمله اختیارات قوه مقننه است اگرمجلس قانونگذارقوی باشدقطعا قوای دیگرهم قوی خواهندبودمتاسفانه مجلس ششم ایران بنابه دلایلی چون :کم کاری،شتاب زدگی،کم اراده بودن،غیرکارشناسی،رانت خواری،روزمره گی،سیاست زدگی،آفت پرگوئی،سهل انگاری،ضعف های ستادی ومدیریتی وعملیاتی،بلندپروازی،رقیب سازی کذائی و...ازضعیف ترین مجلسها ازمشروطیت تاحال بوده ونتیجه آن ظهوردولت ناکارآمداصلاح طلب درسال 76شددولتی که همه مردم راسرکارگذاشت.این دولت خودرادرمقابل مجلس ضعیف پاسخگوندانست ونسبت به گرانی،بیکاری،اعتیاد،ناکارآمدی مدیران ووزراء،گرانفروشی،عدم امنیت اجتماعی و...هیچگونه پاسخی نداددرحالیکه 96%مردم مطالبات ومشکلاتشان:بیکاری،گرانی وعدم امنیت اجتماعی است و70%هم معضلات اقتصادی دارندکه مسئول ومتولی همه این مواردمجلس ودولت وقت است.باوجوداین همه مشکلات،بقول خانم طاهره رضازاده دم زدن ازتوسعه سیاسی جوکی بیش نیست.بدنیست به چندموردازعلل کاهش مقبولیت فتنه گران اصلاح طلب که آنها راازمردم دورساخت ازص2روزنامه توسعه 22آبان80اشاره شود:1- شعارها ووعده ها درحدشعارمانده وتوقعات مردم بالارفت 2- عدم ارائه راه کارعملی برای تححق وعده های خود 3- اصلاح طلبان راه یافته به بدنه دولت ازطریق فشارمردم،بدنبال بخت واقبال خودرفتند ومردم رافراموش کردند 5 – آنهامردم رافقط زمان انتخابات میخواستند 6- آنهاحزب رافقط برای خودوآینده فرزندان خود درست کردند.بطورخلاصه باید گفت عمده هدف اصلاح طلبان دولت ومجلس فقط کسب قدرت بود نه خدمت به مردم.درحالیکه یکی ازوظایف اصلی مدیریت اسلامی، انجام خدمت صالحانه به مردم برای کسب رضایت الهی است که متاسفانه جای قدرت ورضایت درمنظراصلاح طلبان عوض شده یاعموماتعبیرشان ازقدرت وخدمت مردم ورضایت الهی تعبیرموضوع به نفع خودشان بوده وتفاوتی ندارد.نهایتاهمه فعالان وجریانات واحزاب سیاسی به اتحاد،برادری،تبعیت وادب محض ازرهبری،تمکین به قانون دعوت میشوند.دست ازاین فتنه بازی هاواغتشاشات ولشگرکشیهای خیابانی بردارندتااسلام وکشوربیش ازاین موردهجمه ناجوانمردانه دشمنان داخلی وخارجی قرارنگیردوخطری ماهیت وامنیت ماراتهدیدنکندتوبه کرده،به آغوش ملت برگردندوصلح جوباشند(الاالذین تابوا...وصلحوا).به دولتمردان وکارگزاران اصولگراهم پیشنهادمیشودکه ازسرنوشت،مجموعه اقدامات وعملکرداصلاح طلبان درس عبرت گرفته ودنباله روراه آنهانباشندبعدازپیروزی انتخاباتی هم مردم رافراموش نکنندبه مردم دهن کجی نکرده،به وعده هاوعهدخودبامردم ضمن صداقت،جامه عمل بپوشانند.درخدمت رسانی به مردم منت گذاری ننمایندچراکه ستنونهای حفظ نظام مردمندبه فرموده امام(ره)،مردم ولی نعمتان انقلاب ونظامندوبه گفته رئیس جمهورمحترم احمدی نژادمسئولین هم نوکران مردمندپس نوکرراشایسته خدمت کردن به ولی نعمت،همت است.وهرکس برمردم (ولی نعمت)خودپشت کندباشمشیرداموکلس مردم که بالای سرآنهاست طرف حسابند.امروزایران ما بخاطرنا تنی بازی وناباغبان بودن عده ای،همچون باغ آفت دیده است پس :

  خاطرافسرده ای راشادکردن همت است   باغ آفت دیده را آباد کردن همت است.                                  .

               ((به راه سعی وعمل باهم اتفاق کنیم      که ایمنندچنین رهروان زهرخطری.))

                                   الله خیر الناصرین وآخردعوانا ان الحمدلله رب العالمین.

 


 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط م . ک در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 و ساعت 8:25 بعد از ظهر |

 

دراندیشه هاوتفکرات ونگرش های سیاسی،حکومتها به سه دسته:حکومت یک تن( استبدادی،سلطنتی،دیکتاتوری)؛حکومت عده ای معدود(ملکوک الطوایفی،متنفذین،اشرافی یاآریستوکراسی)؛حکومت عده ای بی شمار(دموکراسی،آنارشی)باشرایط خاص خودازقبیل:مکانی،زمانی،ابزارهای قدرت،فرهنگها،باورها،نوع طبقات اجتماعی،میزان آگاهی های عمومی و...تقسیم شده اند.که درهمه این اشکال به نوعی،خودکامگی گریبانگیردولتمردان شده است.چراکه مردم درهرحال بنابه دلایلی تابع حکومت بوده وملزم به پذیرش وعمل به دستورات حکومتیند.وعده ای هم دراین میان ازاعتمادوسادگی مردم سوء استفاده کرده ومیکنند.هردولت وحکومتی متاثرازباورهاوخواستهای کلی مردم برای مدت معینی تشکیل میشودکه دوام وبقاء آن درنتیجه مجموعه رفتارها،عملکردها،قوانبن وخدمات ارائه شده منوط به رضایت واقبال عمومی ملت خوداست.نگاهی به تاریخ حکومتها نشان میدهدحکومتی ماندگاراست که دین وملت خودرابه معنای واقعی،قبول وباورکرده،احترامات،کرامت آنها راحفظ نماید.ازحسن اعتمادمردم به صرف چندروزتکیه زدن برمسندقدرت سوء استفاده نکندیاملت رافقط جهت حفظ خودظاهراولی نعمت خودنداند،تنی وناتنی بازی نکندبلکه بایددرانجام کارهاوامورات کشوربه طریقی نظرملت را(ازطریق نمایندگان صالح درمجالس وسندیکاهاو...)جویاشده،بکاربندد.بامردم همنوایی وهمگرایی داشته باشد.رابطه دوستی ومسئولیت پذیری متقابل حکومت ومردم بایدمستحکم ومستمرباشد.قدرت نبایددردست گروه یااشخاص خاصی متمرکزشود،چراکه خودزمینه سازحکومت استبدادی شده،نظرات وخواست آنهاتحت هرشرایطی برجامعه حاکم درنتیجه بی عدالتی وتبعیض انتشار،امنیت روانی جامعه سلب،آسیب هاوناآرامیهای داخلی تاسقوط دولت یاحکومت مرکزی ادامه خواهندیافت.اگربه علل سقوط واضمحلال حکومتهای استبدادی،سلطنتی و...درقرون وسالهای گذشته توجه کنیم بخوبی متوجه میشویم که اولا:قدرت منحصرادردست طبقه حاکم بوده است.ثانیا:دین ومردم دردست آنهاابزاری بیش جهت رسیدن به مقاصدشان نبوده،یاارزش آنچنانی نداشته،باورهاوازرشهای عمومی جامعه موردتوجه واقع نشده اند.ثالثا:حکومت،محصول اراده واقعی مردم نبوده است.(یعنی محصول کودتا،باندبازی،...است.)اگرحکومت/دولتی مسیرخودراازتوده خروشان مردم جداسازد،کارهاراظاهرابه اسم دین ومردم انجام دهدفقط اهداف سودجویانه خودرابااین شیوه دنبال کندیامردم به این نتیجه برسندکه دیگرقدرت دست حکومت بوده،هرکاری میتواندیامیخواهدانجام میدهد،حکومت همه کاره وخودمختار است یادوستی حکومت بامردم ظاهری باشد،حکومت برای عده ای خاص دربرابرقانون تبعیض قائل میشودکه عده ای هم به لحاظ فعالیتهای سیاسی،خواص بودن،داشتن اسم ورسم حاصله ازعناوین سیاسی،دست به انواع جنایتها ومفاسداخلاقی،اقتصادی و...زده وچون اجرای قانون درموردآنهاتقریبامشکل یاغیرممکن بوده،جرم آنهامشمول قائده قضایی مرورزمان شده،نتیجتادرسایه این تبعیضات نامشروع به خاطرسیاسی بازی درحاشیه امنیتند،امری که دردنیای امروزی ماکاملامصداق های بارزداشته،به یک اپیدمی سریع السیرتبدیل شده است.آنگاه دراثرمدیریت های ضعیف،فشارهای نامعقول وتخریبی وتبعیضات طبقه حاکم،مردم ونیروهای وفاداربنابه تمایلات استقلال وحق طلبی شان باهم متحدشده،آنراخلع قدرت وسرنگون میکنند.که این طرزنگرش دولت همه کاره یاخودکاره است بیشتردرموردحکومتهای سنتی وقدیمی صحت داردچیزی که مکرردرطول تاریخ مشاهده میکنیم.حکومت نبایدبه گونه ای عمل کندکه ملتش فکرنمایدحکومتش قدرت بلامنازعه بوده وهمه کارهارافقط مطابق میل وخواست خودانجام داده وتوجهی به ملت ومنافع حاصله ازمجموعه معاملات وتعاملات داخلی وخارجی نمیکندکه این،همان خودکامگی وآفت آشکارحکومتهابوده وخطرناکترین عامل سقوط وافول هرحکومتیست.لذابرای غلبه براین آفت،همه آحادمردم متناسب باشرایط،امکانات،لیاقتها،تخصص،تعهدباحفظ جایگاه هاوحرمتهادراداره کشورونظام مشارکت نمایند.مردم بایددرسایه حکومت خوداحساس امنیت،آرامش،پیشرفت،کمال،عزت وافزایش ثروت نمایند.حضرت علی(ع)درنهج البلاغه،حفظ عزت مردم وتولیدثروت برای آنهارامهمترین وظایف حکومت اسلامی بیان کرده اند.ایشان بااین بیان رسای خودصراحتاحکومت ودولت مردان رابه عنوان خادم مردم معرفی نموده،آنهاراازخودکامگی منع کرده اند.حکومت ودولتمردان بایدهمیشه به این فکرباشندکه ملت آنهارازیرنظرداشته،ازآنهاحساب خواهندگرفت.پس بایدعزم خودراهم برای خدمت وهم برای پاسخگویی،جزم کنند.البته بایدمتذکرشدخودکامگی درحکومتهای قدیمی نسبت به حکومتهای جدیدبرمبنای دموکراسی حادترمیباشد.چراکه اساس دموکراسی:انتشارمساوی قدرت،انجام انتخابات سالم باحضورگسترده توده مردم برای تعیین وانتخاب قانون اساسی،رهبری،رئیس جمهور،نمایندگان مجالسین عادی،سناو...برای دوره های زمانی معین بوده ودراین موارد قدرت تعیین کننده دردست ملتهاست.بعبارت دیگر،زمان مکانیسم اختیاروانتخاب ومحدودیت قدرت(منع انحصارقدرت)بوده وملت حسب خواست واراده خودحکومت/دولت تشکیل داده،خودبرصحت وسقم انجام وظایف وامورات آن ازطریق نمایندگان صالح وبرخاسته ازمتن خویش نظارت مستمرمی کند.     

 

 

+ نوشته شده توسط م . ک در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 و ساعت 0:51 قبل از ظهر |

فرازهایی ازدستورات علی (ع) به مالک اشتر:

بی شک امیرمئومنان(ع) درطول تاریخ بشریت یکی ازماندگارترین چهره هادرتثبیت واجرای عدالت اجتماعی اندودراین راه متحمل انواع سختیها شده اندطوریکه بخاطراستقامت درعمل باین امرحکومت اسلامی دوستان هم به دشمن تبدیل شدند.ایشان درتقسیم بیت المال همواره برمساوات وبرابری تاکیدداشته ونافی وناهی رجحان خواص برعوام بودند.دشمنان که دردشمنی باحضرت ثابت قدم بودندامادوستان وی به دلیل بی توجهیش درتقسیم بیت المال وانتخاب امراوفرماندهان صرف خواص بودن به صف دشمنانش پیوستند.حضرت بیت المال راحق قانونی همگان ولومساوی میدانستندواین مسئله باعث پراکنده شدن برخی دوستان ازجمله جنابان طلحه وزبیرگشت.لذاشایسته است به گوشه ای ازفرازهای حکومتی گوهرایشان به مالک اشترازنهج البلاغه اشاره شود:

دستوراول : درباره دولت مردان

براستی که بدترین وزیرانت،کسی است که درحکومت پیشین وزیراشراروشریک گناهان آنان بوده است چنین کسانی محرم رازت نباشندکه اینان یارتبهکاران ویاورستم پیشگانند.گزینش اینان نبایدبراساس هوشیاری،اطمینان،خوش گمانی شخصی باشد.چه شخصیتهاخویش رابه خودآرایی،خوش خدمتی معرفی می کنندامادرپشت پرده اثری ازخیرخواهی وامانت نیست.پس توآنان رابه کارهایی که برای شایستگان پیشین کرده اندبیازمای وبرخوش نامترین ومعروفترین آنهابه امانت درمیان مردم تکیه کن((که این دلیل خیرخواهی تودرراه خداوامامی است که ازسوی اوماموری)).دراس هریک ازکارهایت سرپرستی بگذارکه بزرگی کارناتوانش نکندوبسیاری آن پریشانش نسازدوهرگاه درنویسندگانت عیبی بودوتوازآن غافل ماندی،بازخواستش برتوخواهد بود.

دستوردوم: درباره گزینش فرمانداران

ایشان راازمیان آزمودگان وآزرمیان که ازتباری شایسته وسابقه داردراسلام اندبرگزین که خوش خوتروآبرومندتروبی آزترودوراندیش ترند.درکارکارگزارانت بیندیش وآنهارابه آزمایش برگزین نه به دلخواه وخودسرانه که این دوشاخه ای ازمجموعه ستم وخیانت است.سپس به بررسی کارگزارانت بپردازوبازرسانی راستین وامین برایشان بگمار.چه بازرسی نهانی درکاراینهاعامل وادارکننده ایشان به امانت وخوش رفتاری بامردم وسبب عدم پراکندگی یاوران است.امااگریکی ازاینهادست به خیانت یازیدوگزارش بازرسان درباره اش یکسان بودبه گواهی این گزارشهابسنده کن ونخست اوراتنبیه بدنی کن وبه کیفرکردارش برسان آنگاه باتنزل پایه خوارش داروننگ خیانت رابراوبنشان وبندبدنامی رابرگردنش نه.

مکن با فرومایه مردم  نشست

چو کردی زهیبت  فروشوی دست

به  فتراک پا کان درآویزچنگ

که عارف  ندارد زدریوزه ننگ

دستورسوم : درباره انتخاب قضات

برای داوری درمیان مردم بهترین کسان رابرگزین-کسی که کاربرایش سخت ودشوارنباشدودادخواهان به خشمش نیارند.درلغزش پای نفشردوچون حق راشناخت دربازگشت به حق درنگ نکندبه جان آزمندنباشدوبه فهم اندک-بی آنکه بیندیشدوبفهمد بسنده نکند.درشبهات پردرنگ واستدلال گرباشد.ازمراجعه دادخواهان کمترخسته شودودرکشف امورشکیباتروچون حکمی هویداشدبرنده ترباشد.ازکسانی باشدکه ثناوستایش خودبین ومنحرفش نکند.اینگونه داوررابیشتردریاب وآنقدربه اوببخش که کمبودهایش ازمیان برودونیازش به مردم کم شودواوراازچنان پایگاهی درپیشگاه خویش برخوردارکن که دیگرنزدیکانت بدان طمع نکنندونتوانندناگهان ازارزش اودرپیش توبکاهند.دراین کاردوراندیش باش که این آیین دردست بدکارانی گرفتاربوده است که درآن به هوای وهوس ودنیاجویی کارمی کرده اند.

دستورچهارم:درباره کشاورزان،صنعتگران

کارخراج رابه سودخراج دهندگان بررسی کن که درصلاح خراج وشایستگی ماموران آن آسایش دیگران نیزهست ودیگران به صلاح نمی رسندمگربه آنان.چه همه مردم جیره خوارخراج وپرداخت کنندگان آنند.وبایدبه آبادانی سرزمینهابیش ازگرفتن خراج بیندیشی.چه مالیات جزازراه آبادانی به دست نمی آیدوآن کس که بدون آبادانی درطلب خراج است به ویرانگی شهرهاونابودی بندگان پرداخته وکارش جزاندک زمانی استوارنخواهدماند.اگرخراج دهندگان ازسنگینی مالیات یاعلت وآفت یابی آبی وخشکسالی نالیدندیاازدگرگونی زمینهای معمورخودبه واسطه سیل یاخشکسالی سخن گفتندتاآنجاکه امیدبه اصلاح کارآنان می رودازخرجشان بکاه چه این اندوخته ای است که باآبادکردن بلادوآراستن ولایات به توبرمی گردانندوتونیزموفق شده ای ستایش آنهارابه خودجلب کنی وبه گسترش عدل درمیان آنان خرسندباشی وبرتوان بیشتری که اندوخته تو ازراه رفاه بخشیدن واطمینانی است که ایشان به دادگری وسازگاری توپیداکرده انداعتمادکنی.به دنبال این خدمت چه بساکارهایی به آنهاواگذارکنی وباخوشدلی انجام دهندزیرامملکت آبادهرباری رامی کشدوویرانی سرزمیهابه تنگ دستی مردم آن است.

دستورپنجم:درباره بازرگانان،صنعتگران

سفارش سوداگران وصنعتگران رابپذیروخودنیزآنهارابه نیکی سفارش کن.اینهادوگروه اند:1-بازرگانان داخلی مقیم کشور2-بازرگانان خارجی که دارایی آنهادررفت وآمداست.صنعتگران نیز مردمی هستندکه ازبدن خودمایه می گذارندکه ایشان سرمایه های سودوبه دست آورندگان آن ازراههای دوروگوشه وکنارهای صحراودریاودشتهاوکوههای تهی ازانسانهایی است که کسی جرات رفتن آنجاهاراندارد.پس کاراینان راچه درکشوروچه دربیرون بلادخویش بررسی کن وبدان که باوجودهمه اینهادربسیاری ازاین سوداگران تنگ نظریهای آشکاروطمعهای زشت است که به اندیشه سوداحتکارمیکنندوگران می فروشندوچنین کاری زیانی همگانی داردوبرای زمامداران عیب است بنابراین ازاحتکارجلوگیری کن که رسول الله آن رامنع فرموده است.دادوستدهابایدآسان وبه نرخی باشدکه به فروشنده وخریدارستم نشود.

 

 

+ نوشته شده توسط م . ک در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 7:41 بعد از ظهر |

زمینه های اصلاح مدیریت درجامعه اسلامی:

چوبشنوی سخن اهل دل مگوکه خطاست    سخن شناس نئی جان من خطا اینجاست

 

درهرجامعه ای مدیریتهای فرهنگی-اجرائی یک الگومحسوب شده وهمواره زیرذره بین احادجامعه بویژه چشمان تیزبین ومنتقدان اندروند کلی-جزئی مسئولیت-رفتار-گفتار-کردارانهاموردارزیابی قرارمیگیرد.اگرمحسنات بیشترباشندموردتقدیردرغیراین صورت موردتنقیدونکوهشند.جمله:انسان جایزالخطاست رابارهاشنیده ایم-متاسفانه این باورغلط درکنارقوانین آزمایشی مشکلات زیادی رابرای جامعه بوجودآورده است.حتی برخی ازاین روندسوء استفاده کرده-درکارهاومسئولیت خودقصورودچارانحراف میشوند.مدیریت اسلامی بامدیریت غیراسلامی یک تفاوت اساسی داردوان عبارت ازآموزه های دینی-سیره نبوی وعلوی باالهام ازقران است که مدیریت غیراسلامی ازانهابی بهره است.مدیران جامعه اسلامی چون درمکتب قران-پیامبر-ائمه معصوم(ع)تربیت می یابندلذاقصوروانحراف ازآنها به هیچوجه پذیرفته نیست.مدیران جامعه اسلامی بدانندامام حسین(ع) به عنوان یک مدیرتوانمندومتعهداسلام درجریان قیام جاویدان خودیک پیام اشکاربنام امربه معروف ونهی ازمنکربه کل بشریت بویژه مدیریت جامعه اسلامی داده اندایشان درجهت تحقق این اهداف اسلامی نزدیکترین افرادش ازجمله زن-فرزند-برادروحتی طفل شیرخواره خودرادراین راه آگاهانه قربانی کردند.حال برخی مدیران جامعه اسلامی راچه شده است که حاضرنیستندافسارلجام گسیخته نفس عصیانگرخودرامهارکنند.البته ضعف قانون گذاران ومجریان نیزقابل تعمق است.به عنوان مثال درکشورکمونیستی چین- رشوه- مجازاتش اعدام است وعاملان این عمل نامعقول میداننددرصورت ارتکاب- چه مجازاتی درانتظارانهاست.با این وضع بایدقوانین سنگین تری درجامعه اسلامی دراین مواردوضع واتخاذوبامدیران خاطی بدورازرافت وعطوفت اسلامی بایدبرخوردقاطع کردتامردم به حکومت اسلامی واصل ان امیدوارباشند.مدیریت جامعه اسلامی بایددرعمل-گفتار-کردارنمونه باشندتا ابرو-عظمت اسلام بویژه مکتب تشیع حفظ شود.ازانجائیکه زبان مشترک وقابل فهم جامعه اسلامی ومدیریت ان:قران وتدبروتمسک به ان است لذااساسیترین ومطمئن ترین راه اصلاح مدیریت اسلامی عبارت است از:1) مرورمکررقران 2)رجوع مکرربه قران.پس شرایط اساسی اصلاح مصلحان عبارتنداز:1)مسلح به فرهنگ قرانی باشند2)مصمم به پیاده کردن این فرهنگ درجامعه باشند.برای انجام این کارمدیریت اسلامی بایداراده قوی واقیانوسی درمقابل دقیانوس نفس وطمع خودداشته باشد.مدیریت اسلامی موظف است درجهت اصلاح خود ودوری ازانحرافات-انقدراین کتاب رامطالعه کندکه گوئی ان رامندرس وکهنه کرده وانقدردرجهت حل مشکلات ورفع نابسامانیها وارائه راه سعادت-به ان رجوع کندکه گوئی قران راپیروفرتوت نموده است.هرچندکه قران ازکثرت مرورورجوع کهنه یاعحایبش تمام نمی شود.علی(ع)میفرمایند:**هرگزشگفتیهای قران تمام نمی شود-وهرگزاموراسرارآمیزش-سپری نمی گردد**.(نهج/خ18).همچنین امام باقر(ع)فرموده اند :**تمسک قران بایدباقوت بدنی ونیروی قلبی باشد.معصومین (ع)بااین فرامین روشن خود-راه انحراف وخطارابرمدیریت جامعه اسلامی بسته اند.

 

اگررفیق شفیقی درست پیمان باش          حریف خانه وگرمابه وگلستان باش

توشمع انجمنی یک زبان ویکدل شو        خیال وکوشش پروانه بین وخندان باش

 

+ نوشته شده توسط م . ک در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 8:29 بعد از ظهر |

تجزیه وتحلیل سازمان ازنظرفرهنگی-اجتماعی

سازمان متشکل ازمجموعه منابع انسانی ومادی تحت تاثیرمستقیم عوامل برون(محیطهای:سیاسی-اقتصادی-فرهنگی-اجتماعی-اقلیمی)ودرون(نوع وماهیت تکنولوژی-جایگاه سازمان درچرخه عمرو...)سازمانی است.ازآنجایکه دربوجودآمدن هرامری هدفی هست لذاپیدایش سازمان هم ازاین قائده مستثنی نبوده وهدف ازآن: ارائه خدمات بهتردراثرتعامل وهمکاری دوطرفه میباشد.اصولاهرجامعه ای آداب-ضوابط-فرهنگ خاص وعام خودراداراست.درتشکیل سازمان بایدکلیه پارامترها-فاکتورها-استراتژیهای فرهنگی-اجتماعی جامعه وافرادجهت همسوئی لحاظ تافرهنگ ورفتارسازمانی درساختارسازمانی نهادینه شوند.چراکه محیط فرهنگی-اجتماعی مشخص کننده ویژگی های بارزارزشی-باوری-هنجاری-ایدئولوژیکی-عقیدتی وعادتهای یک جامعه بطورعام وهرقوم وقبیله وافرادبطورخاص بوده وبایدبین سازمان واین ویژگیها وافرادهماهنگی وتطابق باشد.باتوجه باینکه شخصیت-تفکر-طرزنگرش وتلقی افرادوابسته به فرهنگ هست لذاشناخت فرهنگ افرادخواهان ورودبه سیستم سازمانی وگزینش وچیدمان افرادهمسووتابع بافرهنگ سازمانی یک استراتژی ورویکردضروریست.محصول وبراینداین رویکردظهوررفتارسازمانی سازنده درسازمان میباشد.اگراین همسوئی وهمگرائی نباشدسازمان وافراددراجرای برنامه هاوتحقق اهداف موفق نخواهندبود.سازمان درکنارسایراهداف وفعالیتهای خودبایدبه فرهنگ اجتماعی توجه وافرنمایدچراکه پیدایش سازمان وکل اهداف وعملکردآن درجهت تامین رفاه عمومی ورفع نیازهاست.اجرای برنامه وفعالیتهای سازمانی امروزه بدون توجه به فرهنگ عمومی مشکل است بهمین دلیل وقتی برنامه وطرحی میخواهددرکشور/ منطقه ای اجراشودباچالش-مخالفت-مقاومت عمومی مواجه میشودلذاجهت رفع این معضل بایددرسطح جامعه اطلاع رسانی وفرهنگ سازی شود.سمینارها-کنفرانسها-همایشهاباحضورکارشناسان-نمایندگان متعهداقشارمختلف مردم-ارباب جرایدوصاحبان قلم-رسانه ملی و...برگزارگرددتامزایاومعایب آن آشکارشود.این نکته درمورداستقرارهرسازمانی درهرمنطقه نیزصادق است.بعنوان مثال درقرون گذشته درقاره امریکا بویژه کشورهای آمریکاومکزیک که مرکزاصلی زیستگاه سرخپوستان وبومیان محلیندوبیشترزمینهای بکرومرغوب تحت تصرف آنهابودبااستقرارارتش(ژاندارم) بعنوان مسئول امنیت درسطح کشوربویژه نقاط استراتژیک افرادی هم به این مناطق آمده وسکنی گزیدندعده ای ازآنها فئودال-سرمایه دارشهری بودندکه هدف آنها ازآمدن باین مناطق دردرجه اول تصاحب زمین های بومیان وبرده داری بودحتی درتصاحب زمین ها ارتش هم باین سرمایه دارهاکمک میکردائتلاف ارتش وفئودالهابرای بومیان منطقه همواره مشکل می آفرید.بعدازاینکه ارتش وفئودالها جایگاه خودرادراین مناطق تحت هرشرایطی تثبیت کرده وطرح راه آهن رامطرح نمودندازآنجائیکه بومیان وسرخپوستان امورات خودراباچهارپایانی مثل اسب-الاغ-قاطرانجام میدادندازطرفی چون بامزایای راه آهن ازقبیل تسریع درحرکت وحمل ونقل-کاهش زمان مسافرت-اطمینان وامنیت بیشترمخصوصادرمواجهه بادزدان-درآمدواشتغال زایی و...آشنانبوده وازطرف دیگرهیچ تعامل واطلاع رسانی موثری ازطرف فئودالها حتی ارتش دراین زمینه صورت نگرفته بودوبجای تامین خسارت-جلب مشارکت وتعامل همگانی همواره زوروزندان-تنبیه وکشتاراعمال میشددرنتیجه این طرح بامخالفت ومقاومت سرخپوستان دردفاع ازوطن وخاک وزراعت خودمواجه میگردید.که این امربوضوح بیانگراهمیت شناخت فرهنگ اجتماعی درطراحی وسازماندهی ساختارسازمانهاست.امروزه برای تجزیه وتحلیل سازمان ازنظررفتاری(فرهنگی-اجتماعی)تدوین منشوراخلاقی درون وبرون سازمانی وطرح تکریم ارباب رجوع واظهارنظرواقع بینانه آنهادرموردسازمان ازموثرترین مکانیسم هاست.

+ نوشته شده توسط م . ک در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 8:20 بعد از ظهر |

 

ایوان مدائن را آئینه عبرت دان

 

درسهای عبرت آموزتاریخی ومدیریتی

موضوع 1:شرح ماجرای پیشنهادائتلاف ابوسفیان به علی(ع)دررابطه باقدرت وحکومت

باتوجه باینکه درطول 23جریان رسالت وپیامبری رسول خداوکلیه غزوات وفتوحاتش حضرت علی(ع) یارویاوریکدلش بودوبارهاجانفشانی وصداقت خودرادرتمامی عرصه هابویژه لیله المبیت (شب ترورپیامبر)به رسول اکرم (ص) نشان داده بودپیامبرایشان رادرجریان انذارخویشاوندان ودعوت اشکارباسلام (یوم الانذار) به عنوان وصی-جانشین-ولی-برادرخودبرای امت واحده اسلام معرفی نموداین درحالی بودکه دران شرایط سخت وترسناک:جهالت-بت پرستی-مادیگری-توهم زای مکه بسرکردگی ابولهب ها- ابوجهل ها-صاحبان زروقدرت سرزمین حجازکسی جزعلی(ع)حاضرنشدبه دعوت خدایی پیامبرلبیک گویدتااینکه دربازگشت ازحجه الوداع پیامبرمجدداوصراحتاعلی(ع)رابعنوان وصی-جانشین-ولی-برادرخودمعرفی کردکه موردقبول واطاعت حاضرین قرارگرفت حتی فرمودندهرکس راکه من مولای اویم علی نیزمولای اوست.که این(آیه ولایت)نشاندهنده حق قانونی-شرعی علی(ع)برای حکومت وخلافت امت اسلام می باشد.وقتی پیامبرعزیزخدارحلت فرمودنددرحالیکه حضرت علی (ع) بهمراه خانواده-اصحاب-بنی هاشم- مشغول مراسم غسل-کفن ودفن ایشان بودندابوبکر-عمر-ابوعبیده روانه سقیفه شدندوبادعوت دوستان بظاهرمطیع امرپیامبرخودبطورپنهانی بازدوبندوبده بستان-ضمن کتمان دستورپیامبردرموردجانشینی-خلافت علی(ع)-این حق مشروع راازعلی(ع) سلب وابوبکررابخلافت وحکومت رسانده وامام را اینگونه 25سال خانه نشین کردند.چراکه آنهاخوب میدانستندعلی(ع)جانشین لایق وتربیت یافته مکتب بحق محمد(ص) است وهیچگاه تسلیم قدرت غصبی وخواسته های نامشروع انها نشده وباشمشیرعدالت گردن ناصالحان ونامحرمان به اسلام وبیت الما ل راخواهدزد.نهایتاوقتی ابوسفیان جاهل زمان علی(ع)مقام-موقعیت-منافع خودرادرخطردیدفقط جهت تثبیت وحفظ موقعیت خودبه علی(ع) پیشنهاد ائتلاف دادوگفت :* اگرمیخواهی! مدینه را ازپیاده وسواره پرکنم تاابوبکرراکناربزنی وبه حکومت برسی .*اماعلی(ع)بااقیانوس اراده این پیشنهاددقیانوسی ونامشروع ابوسفیان راردکردچراکه امام میدانست اینها افرادمتقی نبوده-کیفیت الهی ندارندونیتشان الهی-انسانی نیست.وقتی بحکومت رسدبایدبه این بی کیفیتان ازحکومت سهم دهد.آنها ازاین کمک ظاهری هدفی جزسهم خواهی ازحکومت نداشتندکه اینهم باروح عدالتخواه امام سازگارنبودامام بارداین پیشنهاد-25سال دوری ازحکومت راباخاشاک درچشم واستخوان درگلوکه افرادبی بصیرت-بی خرد- کوردل وطماع این شرایط رابرای ایشان بوجوداوردندصبروتحمل کرد.لذا امام عزت دوری ازحکومت رابه ذلت ائتلاف ترجیح داد.لیک خدا بامتقیان وصابران است ومابعدازگذشت قرنهاشاهدعینی افزایش عظمت معنوی علی وآل علی وانحطاط وزوال طماعان وابوسفیانهای زمانه هستیم.

نتیجه بحث:

این ماجرای تاریخی نشان میدهدکه پیامبربدلیل اعتماد-شناخت کافی ازمجموعه اوصاف-توانائیها-مدیریت رفتاری ونفسی-قاطعیت-علی (ع)رابعنوان جانشین-ولی بعدازخودبرای امت اسلام انتخاب ومعرفی کردنه ازروی فامیلی وباندبازی.درواقع پیامبردراین انذارعشیره دراثرتدبیررهبری ومدیریتیش زمینه معاونت/جانشینی علی رافراهم کرده است. اماامروزه برخی افرادومدیران بی مسئولیتی هستندکه واقعاازسیره نبوی وعلوی دوربوده وبدون داشتن معیارهای لازم به پستهاومدارج بالاتررسیده-درظاهرخودراشیعه ناب وسینه چاک مولاقلمدادامادرپس این ادعادست به زدوبندوچپاول بیت المال زده وبه خاطرزراندوزی-مسئولیت سنگین خودراکه هماناصیانت ازبیت المال ورسیدگی به امورات وحل مشکلات مردمان جامعه خود ازقبیل: اجرای عدالت وقانون-توزیع عادلانه ثروت وفرصت خدمت--حل مشکل ازدواج-مسکن-اشتغال جوانان-گرانی...است فراموش وبرای حفظ مقام-موقعیت -منافع بادآورده خودهزاران باررنگ پوست عوض وباناکسان ائتلاف میکنند.آنهابایدبدانندکمترین انعطاف درمقابل امثال ابوسفیان-عذاب الهی رابجان خریدن است ونظام به انحطا ط کشیده-انقلاب ونهضت ازمسیراصلی خودخارج میشود.اگرنیت ائتلاف هم حق باشدچون نیروهامتقی نیستند اثرمثبتی نخواهدداشت همانطورکه پیامبرنیتش حق بودولی نیروهای هدایت شونده-مستعدواهل تقوانبودند.وقتی علی(ع)درمسجدکوفه روی محراب عبادت بدست غدارطماعی چون ابن ملجم ازدست روزگارابوسفیانی راحت شدفرمود:قسم بخدای کعبه که رستگارشدم.امام بااین جمله درس مدیریت ومهارنفس رابه بشریت داد.خوشابحال کسیکه درس شجاعت-قاطعیت-مردانگی ازمولابگیرد.این افرادمعلوم الحال بدانندکه ائتلاف باآنهاتحت هرشرایطی ناممکن است.چراکه شیعه ناب رافقط عمل بگفتاروکردارعلی عهدست نه ائتلاف ابوسفیانی..شیعه مخلص رااطاعت خدای علی وادامه راه علی لازم است ولاغیر.این افراد-شایسته است بسوره نحل/96 توجه وتدبرکنند که میفرماید:*(ماعندکم ینفدوماعندالله باق)* به ارزشهای متعالی ومعنوی تکیه کنیدکه بقاداردچون ازحق ناشی میشودهمانطوریکه حق بقا دارداینهاهم بقا دارندونیزسوره فرقان/58که میفرماید:** (وتوکل علی الحی الذی لایموت)** به خدای حی لایموت توکل کن-نه به مال-ثروت-باند ...که همه فانیندومردنی...

موضوع 2:پیامبر(ص)وجنگ احد

درسرزمین حجازودرنزدیکی مدینه یک منطقه کاملا استراتژیک بنام تنگه احد وجوداردکه درزمان پیامبریک تنگه نظامی مهمی بودباتوجه باینکه قریش درسال2هجرت در جریان جنگ بدرازسپاه اسلام برهبری رسول خداوباشجاعت علی(ع) شکست سنگین خورده بودنددرسال 3هجرت برای جبران این شکست رهسپارمدینه ودراحدبالشگراسلام روبروشدندپیامبربه 50نفرتیراندازدستوردادکه ازاین تنگه بشدت وباچشمان بازمراقبت کنندکه مبادادشمن انها رادورزده وازپشت سرحمله کنندحتی ایشان فرمودند: اگرکرکسها برجسدمانشینندگلوگاه(احد)راترک نکنید.اماهمین که سپاه اسلام پیشروی وپیروزی اولیه رابدست اورداکثرنگهبانان- تنگه را بقصد جمع آوری غنائم ترک ومسئولیت حفاظت ودفاعی خود رافراموش کردند- بااین اقدام نابخردانه عملا زمینه شکست سپاه اسلام-ازجمله شهادت 70تا109نفرازمسلمانان حتی حمزه عموی پیامبروزخمی شدن خود پیامبررافراهم اوردند.سپاه ازهم پاشید- پیامبرراتنها گذاشته- اکثرلشگرفرارکردندواین ازسنگین ترین شکست درجنگهای داخلی پیامبربا کفارقریش بود.

نتیجه بحث:

مدیریت پیامبراگاهانه وبابرنامه بود-پیامبراصول مدیریتی خودازجمله برنامه ریزی-سازماندهی-هدایت نیروهارابدرستی انجام داده بوداماچون نیروهابصیرت کافی نداشته- تقوای الهی رافراموش- دین واخرت خودرابه مادیات فروخته بودندطمع چشم ودل آنهاراکورکرده بود.این افرادوظیفه شناس هم نبودند.متاسفانه دردنیای امروزی امثال آنهاهستندکه وظایف مدیریتی خودرافراموش کرده-فقط بفکرجمع آوری مال نامشروع باسوءاستفاده ازپست ومقامندافرادی راهم که سرکارمیاورندشبیه خودشانست.این افرادبدانندکه نگهبانان تنگه احدهم قاریان قران وساجدین شب بودنداما دران زمان دراثرطماعی وبی مسئولیتی خودبااسلام وپیامبرخداچه کردند.پس مرد(مدیران واقعی وبی ادعا) رابه عمل کاربرآید نه به حرف(نه تقدس وتقوانمائی کذب).لذادرسازمانها هم که نوعی دیگرازتنگه احدست اگرافرادمسئولیت شناس-کارشناس-متخصص-توانمند-متعهدنباشنداگرمدیریت وپرسنل وجدان کاری نداشته ودربرابرقانون تمکین نکنند-اگرافرادفاسدوبی مسئولیت دراثرزدوبندوبدون رعایت معیارهای لازم وکافی بکارگرفته شوندکل سازمان راهمچون ویروس فراگرفته وآنرافاسدمیکنندووقتی مدیران فاسدشونددیگران رغبت اطاعت ومسئولیت رانداشته ونتایج عکس خواهندبوددرنتیجه شاهدانواع فسادهاوبی عدالتیهاخواهیم بود.این آفتی است که جامعه وسازمانها راتهدید میکند.لذاحضرت علی(ع)درمورداین افرادبی مسئولیت چنین فرموده اند:*شما پیروان!همانندپیراهن پوسیده ای هستیدکه ازهرطرف شمارامی دوزم- ازطرف دیگرپاره میشوید.* این فرمایش امام دقیقا گریزهای غیرموجه ازقانون ومسئولیت توسط افرادمعلوم الحال رااثبات می کند.به امیدآنکه شاهدمدیریت سالم وشایسته درجوامع بشری باشیم.چراکه مدیریت شایسته- همچون بادجنوب- ابرهای آلاینده(افرادنالایق)راکنارمیزندتاشایستگان-شایستگی کنند.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط م . ک در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت 6:54 بعد از ظهر |

((واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا))

آسیب شناسی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سال 88

مقدمه:   

بعدازپیروزی شکوهمندانقلاب اسلامی-درکشورحداقل 20بارانتخابات درزمینه های:رفراندم قانون اساسی-ریاست جمهوری-خبرگان رهبری-مجلس شورای اسلامی-شورای اسلامی شهروروستاباحضورگسترده مردم درپای صندوقهای رای برگزارشده وپیروزنهائی این انتخابات-اراده وتفکرواندیشه مردم بوده است ومنتخبین مردم خدمت گزاران آنهاهستندبرگزاری انتخابات قانونی وسراسری نمادبارزدموکراسی ومردم سالاری دینی حاکم درکشوراست.بنابه ضرورت وارتباط موضوع-دراین بخش هدف ازانتخاب جمهوریت واسلامیت برای نظام حکومتی ایران مختصرابیان میشود:درتفکرات واندیشه های سیاسی-جمهوریت درمفهوم امنیت وصلح تعریف شده که موردپذیرش همه میباشد.چراکه درسایه صلح وامنیت پایدارجهان رنگ وبوی آرامش-سعادت-توسعه-رفاه...رامشاهده واستشمام می کندوعدالت حاکم میشود.ازآنجائیکه ملت نجیب وتاریخ سازایران باتمدن هفت هزارساله خود-درقالب منشورحقوق بشرنخستین بار-پیام صلح ودوستی وامنیت رابه بشریت تقدیم کرده است حتی شعرسعدی :

بنی آدم  اعضای  یکدیگرند          که درآفرینش زیک گوهرند

چوعضوی بدردآوردروزگار       دگر عضوها را نماند قرار

درسردرسازمان ملل چشمهاراخیره میسازدازطرف دیگردرحکومتهایی که مردم درتعیین شئونات اجتماعی ازقبیل:رفراندم قانون اساسی-ریاست جمهوری و...حق دخالت دارندخودنشان تمایل به پذیرش جمهوریت است وچون هدف جمهوریت احترام به آراء مردم وجلوگیری ازدیکتاتوری است.پس با این زمینه تاریخی/فرهنگی- جمهوریت(اصل 1ق.ا) برای نظام وحکومت ماضروریست-امابرای نیل به این هدف والابایدیک اصل اعتقادی جامع وجهان شمول بامدیریت قوی(ولایت فقیه عادل)هم متضمن آن باشد(اصول2و12 ق.ا)باتوجه باینکه اسلام وتشیع-دین ومذهب رسمی کشوربوده-مردم آن راپذیرفته اندویکی ازپایه های اصول دین ما-عدالت میباشددرتشکیل هرحکومت منطقی ومردم مدارعدالت اجتماعی ازارکان مهم آن بشمارمیرودازآنجائیکه مردم درهرنقطه ازجهان بویژه ایرانیان درطول تاریخ بدلیل عدم تقیدبه مبانی الهی-انسانی شاهدبی عدالتی وبی کفایتی برخی حاکمان وقت بوده اندودراسلام بیش ازسایرادیان الهی به عدالت سفارش شده-ازطرفی اسلام دین صلح-امنیت-آرامش وعدالت است پس دین اسلام بهترین وماندگارترین تضمین برای جمهوریت بوده ودراین ابعاد-جمهوریت بااسلامیت سنخیت وتطابق کامل وعینی داردلذاانتخاب فرم اسلامیت-جمهوریت برای شکل وماهیت حکومت ایران توسط رهبرفقیدمان حضرت امام(ره)باپیش بینی آن درقانون اساسی کاملادرست ومنطقی است(اصول:1و2و12قانون اساسی).این دومقوله علیرغم ادعای برخی رجال-هیچگونه ناسازگاری باهم نداشته واجتماع آنها ازنظرقانون-شرع واجب-منطقی-ممکن است.تنهاکسانی این سنخیت وتطابق اسلامیت-جمهوریت راقبول ندارندکه منافع فردی-گروهی-حزبی خودرادرخطردیده وبه نوعی خواهان شکل خاصی ازقدرت ترکیبی بافشارویاحزب سالاری محضند.اماملت قهرمان مابارای2/98%خود به قانون اساسی مورخه 12/1/58 این تفکروایده راردوبرای دستیابی وحفظ این هدف مقدس-با ارزش وعزیزترین فرزندان خودرابعنوان:شهید-جانباز-آزاده وایثارگرتقدیم کردلذاهمگان تحت هرشرایطی وفارغ ازهرلباس-مقامی وظیفه دفاع وصیانت ازاین امانت مقدس-امام ورهبری وشهداو...رادارند.ولی وظیفه خواص نسبت به دیگران دراین زمینه دوچندان میباشد.

آسیب شناسی ونتیجه گیری:

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در22/3/88 بانامزدی چهره های شاخص وموردتاییدنظام آقایان: مهندس موسوی-دکتر احمدی نژاد-دکتررضائی-حجه الاسلام کروبی بعدازماه هاتلاش-تبلیغات وسایرفعالیتهای متعارف انتخاباتی بامشارکت 85%مردم شریف ایران درپای صندوق های اخذرای باحضورنمایندگان کلیه نامزدها-عوامل نظارتی-اجرائی-امنیتی درفضای کاملا اسلامی-دموکراتیک برگزارشد.که این حضور85% نشان ازعلاقه مندی مردم به نظام ورهبری است.دکتراحمدی نژادولایت مداررئیس دولت نهم با اختصاص تقریبا25 میلیون رای بخودازکل 40 میلیون آراء ماخوذه مجدداحسب رای آگاهانه وخواست منطقی مردم بعنوان رئیس جمهوروخادم ملت ایران انتخاب شدند.بایدتوجه داشت پیروزواقعی مردم واراده آنهاست.مردم بخودشان رای داده اندچراکه درنظروباورمردم-احمدی نژادازخودوازجنس آنهاست.اوبه باورهاواندیشه مردم بیشترازدیگران نزدیک وآشناست-بهترازدیگران میتواندخواست آنهاراتحقق بخشد.فعل***مامی توانیم*** رابهترازدیگران درعمل صرف میکندتادیگران درشعار.مردم به پشتکاروتوانمندی وجسارت احمدی نژادومردمی نژادبودنش رای داده اند.این انتخابات-امتحان بزرگی برای ملت-کاندیداهاوفعالان سیاسی وخواص (السابقون)بودمتاسفانه برخی ازاین افرادعلیرغم ادعای قانونمداری وتعهدبه نظام ورهبری باعلم باینکه حق چیست/کجاست راه رابه بیراهه رفته ازحق وصراط مستقیم خارج شده وسقوط سیاسی کردند.همانطوریکه خوارج هم علیرغم شناخت حق-ازحق عدول کرده وبه باطل رفتند.حق هم-دراین دوره ودرهردوره ای رای اکثریت مردم بوده وخواهدبودولاغیر.برخی ازاین سیاسیون که زمانی میخواستندجامعه رااصلاح کنندحال خودشان نیازبه اصلاح دارندچراکه دردجامعه این افراداست.علی(ع)درمورداینگونه افرادمیفرمایند:شمادردمن هستیددرحالیکه من بوسیله شمامیخواهم دیگران رااصلاح کنم.( اشاره به بصیرت واطاعت نیروهادارند.).

این افرادظاهرا ادعای اصلاح جامعه رادارنداماقسادوفتنه میکنندواینهامصداق بارزآیات کریمه و12و11سوره بقره اند((واذ قیل لهم لاتفسدوافی الارض قالوا انمانحن مصلحون(وچون گفته شودمرایشان رافسادنکنیددرزمین،گویندجزاین نیست که مااصلاح کنندگانیم).الاانهم هم الفسدون ولکن لاتشعرون.آگاه باشیدکه آنهافسادکنندگانندولکن نمی فهمند))

اصلاح طلب واقعی امام حسین(ع)اندکه درراه آرمان حکومت اسلامی امربه معروف ونهی ازمنکربدون کوچکترین ادعاحتی طفل شیرخواره اش رافداکرددرادعای کارگزارواقعی ومکتبی بودن برای نظام هم بهتراست برخی ازمالک اشترنخه ای اصول وعمل آن رایادبگیرندنه تنها اسم آن را.حال سئوال اینجاست برخی ازاین مدعیان اصلاحاتی وکارگزاری خدمت گزاربه مردم-نظام-رهبری درجهت اثبات ادعای خودحاضرندچه نوع هزینه هایی-چقدروچگونه بپردازند؟ریشه مسائل حاشیه ای انتخابات این دوره رانبایددرشروع-پایان دوره نهم جستجوکردیا احمدی نژادرادراثرالقائات منفی وحرکات سوفسطا ئی برخی جدلبازان عامل همه اتفاقات دوره های نهم ودهم ریاست جمهوری معرفی نمود.لیک چشمهارابایدشست وجوردیگری بایددید.یادشان باشداحمدی نژادقبل ازهرچیزی یک معلم فرهیخته وگردوخاک خورده گچ کلاس-استاددانشگاه وازنخبگان فرهنگی بوده-سلوک رفتاری-کرداری-مدیریتی ایشان درسمتهای گوناگون برای خواص(مخالفین-منتقدین)وعوام معلوم بوده ولااقل حفظ حرمت فرهنگ ومعلمی اش برهمه واجب است.ریشه کلی این اتفاقات نامعقول وحوادث تلخ راحداقل بایددر۲۳سال قبل یعنی : چندماه قبل ازرحلت امام(ره)دررابطه باموضوع جانشینی آیت ...خامنه ای برای رهبری انقلاب وکشورحسب سفارش اکیدامام-افکاروجریانات فرعی عده ای دردوران دولتهای سرمایه داری واصلاحات جستجوکرد.دردوران دولت سرمایه داری(باصطلاح خودشان دولت سازندگی)زمینه هاوهسته های اولیه تفکرتقابل(فشار)بارهبری فرزانه ومدیرومدبرخواسته-ناخواسته ازطرف افرادمعلوم الحال وقت تشکیل شداین افرادوگروه مربوطه خودراتکنوکرات نامیدند.افرادی این گروه راهدایت میکردندکه خوددرپیروزی انقلاب ودرطول 8سال دفاع مقدس نقش فعال داشته اند.باپدیدارشدن نمونه های این تقابل ازجمله قتل های زنجیره ای و...اقدامات موثری ازطرف نیروهای وفاداربه ولایت-نظام-مردم صورت گرفت.چون روشهای تکنوکراتها دراین دوره کارسازنشدبارویکرددولت اصلاحات بویژه باتشکیل حزب مشارکت بصورت نرم وآرام این باردرقالب گفتگوی تمدنها-تقابل قبلی خودرادنبال کردندعمده هدف حزب مشارکت درصورت تثبیت جایگاه خود-انتخاب رهبری ورئیس جمهورطبق خواست وسلیقه حزبی بود.همانطوریکه میدانیم گفتگوی تمدنها درمقابل نظریه هانینیگتون(تقابل–جنگ تمدنها) مطرح شدوبجای اینکه آرامش-نشاط-توسعه-عدالت-اشتغال...ازاین طریق بارفع چالشهای منفی برای کشورحادث شودمسائلی ازقبیل:نامه تحقیروتهدیدآمیز۱۵۱نفرازنمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم به رهبرفرزانه انقلاب–حادثه 18تیرکوی دانشگاه که اقدامی ازپیش طراحی شده وحرکت نرم جریان براندازمیرفت مرکزثقل حکومت راتسخیرکندوهدف برکناری رهبری وترویج اسلام سکولاریسمی بود.دردوران دولت های مذکوربیشترتجمل گرائی-اشرافیت-ثروت اندوزی ازبیت المال(مفاسدگسترده اقتصادی)-سیاست زدگی افراطی(بویژه دردولت ومجلس اصلاحات)به وقوع پیوست تارسیدگی به امورات مهم کشور.رفاه طلبی وتضعیف ارزشهای دینی وآسیب های اجتماعی کشورمحصول برخی تفکرات سرمایه داری واصلاح طلبی است.جهت اثبات این ادعاهابه اظهارات برخی چهره های اصلاح طلب دولت ومجلس وقت اشاره میشود:*1 )دکترسعید حجاریان مشاورسیاسی خاتمی وتئوریسین جبهه دوم خرداد: این بهانه که نمی گذارنددوم خردادیهاکارکننددیگرپذیرفتنی نیست-ص2کیهان21/12/78 * 2)طاهره رضازاده نماینده شیرازعضوفراکسیون مشارکت :رئیس جمهورباپشتوانه واختیاراتی که داشت در5سال گذشته نتوانسته است کاری انجام دهداگربگوئیم دیگران نگذاشتن مجلس ودولت کارکنداین ظلم به مردم است-ص2رسالت28/3/81  * 3 )دکترکوزه گرعضوکمسیون بهداشت ودرمان مجلس ششم:ناکامی هابیشترازکامیابیهابوده است وتئوری نگذاشتن دیگرپاسخ مناسبی برای ناکامی های اصلاح طلبان نیست حتی دربخش هایی که اصلاح طلبان مدیریت وقدرت کامل رادراختیارداشتندنیزنتوانستندپاسخگوی مطالبات باشندومدیریت کارآمداعمال کنند-ص1رسالت22/8/82----کابینه موجوداگرضعیف ترین کابینه بعدازانقلاب نباشدیکی ازضعیف ترین کابینه هاست ومجلس نیزلوایحی رادراولویت قرارمیدهدکه بوی سیاسی بیشتری داردومتاسفانه لوایحی که کارگشای مسائل اجتماعی ومردم است کمترموردتوجه فراکسیونهاست-ص2کیهان9/2/81----وزراء بخاطرروابطشان باروئسای فراکسیونهاخیالشان راحت است وبه دنبال حل مسائل اجرائی دستگاه خودنیستنددستگاههابه سستی وتنبلی عادت کرده اندبنابراین عدم موفقیت رانمی توان همیشه به قوای دیگریاجناح دیگرنسبت داد-ص3کیهان9/2/81. این نوع بیان- مدیریت رانتگرای دولت اصلاحات رانشان میدهد.  * 4)موسوی لاری وزیرکشور:دولت خاتمی درتامین معیشت مردم لنگ میزند-کیهان10/3/84 * 5)دکترجعفرتوفیقی معاون آموزشی وزارت علوم :70%مدیریت دردولت اصلاحات توسط افراددارای مدارک دیپلم وزیردیپلم صورت میگیردکه این امربیانگراین مطلب است درچنین سیستمی دیگراحتیاج به افرادتحصیلکرده نیست-همبستگی6/7/81  * 6)دکترمعین وزیرعلوم دولت اصلاحات :دربخش صنعت بیش از85%افرادشاغل تحصیلات زیردیپلم دارندوفقط 4% درسطح فوق دیپلم به بالایند.دربخش کشاورزی 97% ازشاغلان را افرادزیردیپلم تشکیل میدهندونیروی انسانی باتحصیلات دیپلم وبالاتردرحد47%میباشدودرآموزش وپرورش کشورمان نیزبایک میلیون معام وکادرآموزشی درحدود50%آنهادرسطح دیپلم ویازیردیپلمندلذاساختاراقتصادی ومدیریت درکشورمافاقدنیروی تخصصی لازم است. * 7)سهیلا جلودارزاده ازنیروهای دوم خردادمجلس ششم :مهمترین اصل درتشکیل کابینه هشتم این است که هیات دولت احتیاج به یک تیم هماهنگ وقوی داردکه بتواندهماهنگ کننده فعالیتهای اقتصادی کشورباشدامروزاقتصادبیشترجنبه سیاسی دارد-آفتاب یزد10/5/80  *8)سیدمحمدخاتمی :انتخاب آقایان نوری ومهاجرانی به عنوان وزرای کشوروارشادانتخاب من نبوداین دونفرراکارگزاران تحمیل کردند-ص9 ابرار12/2/80----حل نشدن مشکلات کشوربه خاطر کم  تجربگی و ازدست دادن فرصت هاست- کم تجربگی در امور مختلف کشورعدم استفاده صحیح وبهینه ازفرصتهاباعث شدکه نتوانیم مشکلات رابهترحل کنیم-ص14کیهان28/2/81 .***عدم ساماندهی موثراین امورات بی افسارازطرف مسئولین وقت یکی ازبزرگترین دغدغه های رهبری بودباتوجه به اینکه هم امام(ره) وهم مقام معظم رهبری روحیه قناعت داشته ودارندویکی ازخصایص اولیه مدیریت جامعه اسلامی-زهدوساده زیستی وپرهیزازهرگونه تجمل وثروت اندوزی نامشروع یاسوءاستفاده ازپست-مقام وقدرت برای خودوخانواده واطرافیان است متاسفانه دراین دورانهارواج یافته بودواین مغایربااصل مذکورمیباشد.عدم رسیدگی به این مسائل موجب رنجش خاطرمعظم له شده بارهادراین خصوص تذکرات جدی به مسئولین وقت هم دادند.ازطرف دیگرچون عده ای ازاین خواص-خواص وهمکارانشان شکستهای سنگینی درانتخابات مجلس سوم خبرگان ازباب ریاست-نمایندگی مجالس ششم-هفتم-هشتم-دوره سوم شوراهای اسلامی شهروروستا-ریاست جمهوری دوره نهم علیرغم بسیج کلیه امکانات خورده-دراین دوره باتوپ پرقدم به عرصه گذاشته بودندحتی درموردنیروهای انقلابی ومخلص سپاه که زمانی یاریکدل هم بودنداظهارات تندوبی اساس نمودنددرحالیکه سپاه وفاداری خودرابه ولایت-مردم اثبات کرده وبری ازاین گونه اتهامات میباشد.ازآنجائیکه اصول قانون اساسی مشخص-دودسته اندبرخی ثابت (اصول 1و2و12)وبرخی متغییرنداقدامات برخی ازآنهادرجهت تغییرویاحذف این اصول ثابت هم بود.آسیب روانی دروجهه بیرونی دولت نهم زمینه چینی وکارشکنی برای سقوط دولت مردمی احمدی نژاددرعرض 6ماه وارسال این پیام برای برخی کشورهای حوزه خلیج فارس ازدیگرآسیبهاست.اقدام ازپیش طراحی شده وساختگی اهانت به هموطنان تاریخ ساز-حماسه افرین ومتمدن آذری مان درروزنامه ایران درخرداد86 درجهت ایجادشکاف-انشقاق قومیتهاواختلافات داخلی ازدیگربرنامه هابود.آسیب اجتماعی دیگربسیارخطرناک وموازی آسیب اول که دراین دوره ازطرف برخی خواص مدعی دموکراسی وقانونگراجهت رسیدن باهداف خودمتوجه نظام واحادملت شدبحث قومیت گرائی باتعصبات مربوطه(متاثرازجریان اهانت روزنامه ایران به آذری ها)بودکه کشوررابسمت تجزیه وتشکیل جهموری های مستقل به نفع برخی سوق میداد.برخی ازاین قضیه نهایت سوء استفاده راکرده-به انحاء گوناگون عمدااختلافات وفاصله طبقاتی وزبانی رادرسطح کلان-حتی اختلافات دیرینه قومی-قبیله ای-فامیلی رادرسطح خردجهت جلب نظرواخذرای دامن زدند این حرکت آنهامصداق بارزنژادپرستی است موضوعی که هم دین ومذهب ماوهم اخلاق متمدن بشری انرانفی میکند.حتی عده ای فرصت طلب وکم ظرفیت بظاهرساجدین شب وقاریان قرآن باشانتاژاقدام به جوسازی ونشراکاذیب درزمینه تغییرات محلی وبرخوردهای امنیتی درطرح سراسری جمع آوری ماهواره و...بقصدایجاداختلاف وتشویش اذهان عمومی وسرپوش نهادن برناکامیهای فعالیت انتخاباتی خودعلیه فعالان سیاسی-انتخاباتی وافرادبخصوصی کردندبدون اینکه به عواقب خطرناک این اقدام کذب وتفرقه افکن خودتوجه نمایند.این افرادباید بداننداولا:دوران تفکرتفرقه اندازوحکومت کن استعمارکهنه وپیردیگرنیست.ثانیا : دوران سوفسطائیانی که باسفسطه وجدل میخواستندباطل رابجای حق برباورمردم بویژه جوانان بقبولانندبه سرآمده چراکه مردم بویژه جوانان فهیم این مرزوبوم خودارسطویان وسقراطان زمانندودوران سوفسطائیان هم 5000هزارسال قبل ازمیلادمسیح(ع)بودنه الان که درهزارسوم تمدن وانفورماتیکیم.البته دراین دوره هم تقابل بارهبری دنبال میشد.آسیب اخلاقی بعدی مطرح ساختن-تشکیل کمسیون صیانت ازآراء توسط برخی نامزدهادرعرض 30سال گذشته برای نخستین باربودکه بااین اقدام خوداصل شفافیت-صداقت-تعهدنظام رازیرسئوال بردند.آسیب دیگرادعای واهی تقلب درصورت عدم حصول نتیجه موردنظروتلاش واعتراضات خیابانی-نافرمانی مدنی-ایجادناامنی درکشوربرای ابطال وبرگزاری مجددانتخابات بودکه درصورت اجرابه بدعت(بانیت زیرسئوال بردن مدیریت-عدالت رهبری) تبدیل میشدآنوقت انتخابات بعدی دیگرهیچگونه مصونیتی نداشتندکه درایت-قاطعیت به موقع رهبری نقشه آنهارانقش برآب کرد.متاسفانه دراثراین حوادث تلخ-خسارت ولطمات جبران ناپذیرجانی-حیثیتی-اقتصادی و..به مردم وکشورونظام واردشدعده ای ازهموطنان عزیزمان کشته شدند.مردم وباورآنهاموردظلم وستم واقع شدکه قطعاروزی داداین مردم ازمسببان این حوادث گرفته میشود:

از تیر آه  مظلوم- ظالم امان نیابد

پیش ازنشانه خیزدازدل فغان کمان را

**آقای قسیم عثمان نماینده بوکان درمجلس هشتم شورای اسلامی ورئیس ستادانتخاباتی یکی ازنامزدهای اصلاح طلب محترم ریاست جمهوری چندروزبعدازانتخابات درروزنامه کیهان صراحتا ضمن تکذیب ادعای تقلب-انتخابات این دوره راسالم ترین انتخابات درطول 30سال گذشته وپیروزی احمدی نژادرانتیجه خواست-اراده-آراء منطقی اکثریت مردم دانسته اند.**

اگراین عده امام (ره)راکه بنیانگذارشورای نگهبانندقبول دارندوبه این شورااطمینان دارندمطرح ساختن این کمسیون برای چه هدفی بود؟بهرحال شورای نگهبان یک مرجع قانونی بوده وصلاحیت حقوقی تاییدیاعدم تایید صحت انتخابات راداردونظرنهایی این شورای قانونی فصل الخطاب همه بوده وبایددربرابرقانون با اطاعت وادب محض تمکین کرد.هیچ کس بویژه خواص بخاطرسوابق قبلی حق نداردکشوررابه آشوب بکشاندوامنیت وآسایش مردم راسلب نماید.اعتراضات بایدمستندوازراه قانونی باشدنه باهتک حرمت-تهدید-ارعاب و...پاسداری ازحرمت وحفظ کرامت انسانهاوبرخوردقاطع باخدشه دارکنندگان این حریم ازجمله وظایف ورسالت اسلام ونظام مقدس اسلامی است.چراکه حفظ حرمت انسانها امنیت روانی جامعه رادرپی دارد.درغیراین صورت-هتک حرمت انسانی امنیت روانی جامعه رامخدوش-بی اعتمادی ونفاق-چندرویی-تفرق-گروه گرایی(نه تکثرگرایی مثبت ومتقی)تعارضات وتزاحمات عمومی راسبب شده درنهایت ازهم پاشیدن اس واساس نظام-سقوط ارزشهاوهنجارهاونظام اسلامی رابدنبال داردطوریکه درسوره مبارکه مطففین/1-3 شکستن حرمتهاوارزشهای بشری عامل اساسی درتحقق ظلم وستم اقتصادی معرفی شده است که دراصطلاح امروزی همان مافیای قدرت اقتصادی میباشداین آیات شریفه به نوعی تقسیم بندی انسانهاراهم نفی میکنند:"وای برکم ارزشگزاران!آنان که هرگاه به ضررمردم کیل می پذیرندپیمانه پربرمیدارندوهرگاه مردم رابطورکلی یاجزئی ارزشگزاری میکنندخسارت ببارمی آورند."هیچ کس(خواص-احزاب-تشکل های سیاسی و...)تحت هیچ شرایطی حتی با استفاده اسمی ازدین-امام-رهبری-شهداحق نداردقصرآمال خودرابرروی ویرانه های مردم بناکنندکه این ازبزرگترین جنایتهاست.هیچ کس حق نداردبدلیل بداقبالی وعدم موفقیت خود-اصل انتخابات وحضورگسترده مردم ورای اکثریت رازیرسئوال ببردیاحق ملت راسلب نمایدچراکه ملت حسینی وسرافرازما کوبنده می گویند :

                               ماحق خودزدست به نا حق نمی دهیم 

                           زیراکه حق ماست مقا می که حق ما ست.

ملت ما-ملتی دیندار-ولایتمداروارزشیندهیچ وقت دین خودرابدنیاخران نمی فروشند.ملت ما-مردمان یوسف فروش نیستندکه یوسف به که فروشندتاچه خرند.کسانیکه درحکومت وجامعه اسلامی ازمسیرعدالت وتقواخارج شده واین گونه اقدامات نامتعارف رابکنندموردخطاب سوره مبارکه مائده/47اندکه میفرماید: ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون(آنان که فرمان میدهندبه غیرآنچه خدافرستاده است هم آنان فاسقانند).آسیب دیگرایراداتهامات ناصواب وزیرپاگذاشتن اصول اخلاقی-فرهنگی درجریان تبلیغات بودکه برخی ازنامزدهاوطرفداران آنهابدان پرداختندحتی برخی به رئیس جمهورکه طبق اصل 113 ق.ا بعدازرهبری عالیترین مقام رسمی کشورونمادملی-مظهرقدرت ملت است آشکارابی نزاکتی کردندوبااین عمل-فرهنگ نکوهیده اهانت وافترارادرجامعه رواج دادند.که طبق ق.م.ا-اهانت به مقامات رسمی کشورازجمله رهبری ورئیس جمهورونشراکاذیب وافتراجرم محسوب شده ومجازات سنگینی داردامارئیس جمهوربخاطرمصلحت کشوروحفظ آبروی نظام ومردم درکمال بزرگواری سعه صدرنشان داده وازحق قانونی خودگذشتند.آیاواقعا اینگونه حرکات نامعقول رامیتوان اخلاق مدنی نامید؟! ارسطودرکتاب اخلاق نیکوماخرس میگوید:هدف اخلاق-دانستن نیست بلکه عمل کردن است.هرکس که خودرادرمقابل توده عظیم مردم-خواص وبرترین بدانددرصورت تدبربه آیات 28/29سوره مبارکه حجرات متوجه میشودکه ذات بشرازگل خشک-سیاه وبدبوست.نه حزب وقدرت و...-پس جای فخرندارد.حال توخودحدیث مفصل بخوان ازاین مجمل.آسیب بعدی نادیده گرفتن توده عظیم مردم واهانت به آنها توسط برخی ازاصلاح طلبان-کارگزاران-طرفداران حامی برخی نامزدهابودآنها این توده عظیم وخروشان مردم راپابرهنگان ومستضعفان نامیدندکه رای ونظرشان درسرنوشت سیاسی-حزبی-مسندقدرتی اینهاتاثیری ندارد.رای این قشربه احمدی نژادازنظرآنهاهیچ پایگاه عقلی وشعوری نداشته وکورکورانه رای داده اندمردم به احمدی نژادبه این دلیل رای دادندچون مردم راباورداشت.احمدی نژادلااقل ازنظرروانی حق مردم رابخودشان دادکه بایدسالهاپیش داده میشدمتاسفانه دراین انتخابات برخی باسطحی نگری-مردم راغیرمنصفانه حسب سلایق وباورشخصی تقسیم بندی کردندکه هیچ عقل ومنطق سالمی این تقسیم بندی انسان رانمی پذیردچراکه تقسیم مردم درصورتیکه سزاوارمرگ باشدبه معنای اعدام اوست درغیراین صورت به معنای قتل اوست.واین تقسیم غیرمنصفانه درحقیقت درحکم قتل مردم میباشد.درپاسخ به این بی احترامی برخی مدعیان باصطلاح خدمت به مردم بایدعرض شودکه شعورهمین مردم بالاتروعاقلترازشعارآنهاست :

                                     احمق کتاب دیدوگمان کردعالم است           

                                     خودبین به کشتی آمدوپنداشت ناخداست

                                     ما زشت نیستیم توصاحب نظرنه ای          

                                    این  خرده گیری از نظر کوته شماست

                                    طاووس راچه جرم اگرزاغ زشت روست  

                                     این رمزها به دفتر مستوفی  قضا ست

  این انتخابات زودباوری-پیش داوری برخی سیاسیون وخواص رانشان دادکه با اتکاء به اقلیت وفراموش کردن توده عظیم مردمی-خودراازقبل برنده انتخابات معرفی کردنددرحالیکه درهرکاری اتکاء به اقلیت یاچشم پوشی به اکثریت مثل آب درهاون کوبیدن است.اما این افرادازاقبال عمومی احمدی نژادبه پاس خدمات وکارهایی که برای کشورومردم درطول4 سال عمردولت نهم با انجام سفرهای استانی 2مرحله ای کرده بودغافل بودند(کارهایی که درگذشته کمترانجام ویانشده بودنظیر:سهام عدالت-مسکن مهر-وامهای زودبازده-ازدواج-مسکن-افزایش حقوقهاو...).خواص یادشان رفته است یکی ازمحورهای اساسی پیروزی انقلاب-مستضعفان ومحرومانند.بارها امام(ره)ورهبری انقلاب رامتعلق به اینهادانسته اندیادشان نرفته است که حضرت محمد(ص)درسایه لطف الهی وباکمک محرومان ومستضعفان زمان خودبرکفارپیروزوحکومت اسلامی راتشکیل داد.ایشان وامامان ماهم محروم وارزندگی کردند.خواص یادشان رفته است که دردوره های قبلی همین مردم (پابرهنگان امروزی)آنها راباورکرده وبه قله قدرت درجهت خدمت رساندندامابرخی امانتدارامینی برای خدمت به مردم نشدندمردم 16سال فرصت خدمت برای حل مشکلات ومعضلات عمومی کشورازقبیل :اشتغال-گرانی-طلاق-اعتیاد...به آنهادادندولی بعلت مدیریت ضعیف-عملکردونتایج حاصله علیرغم شعارهاونویدهای انتخاباتی نتوانستندانتظارات بحق مردم رابرآورده سازنددرنتیجه اکثریت مردم به آنهابی اعتناشدنداین عده چراکارنامه خودرامنصفانه ارزیابی نمیکنندتاعلل بداقبالی شان رابدانند.همه بویژه کسانی که نان نظام ومردم راکه صاحبان اصلی نظامندمیخورندآگاه باشنداگردرمسیرنظام-رهبری-اراده مردم نباشندهیچ عقداخوتی بین آنهانخواهدبود.حال بایدپرسیداولامنشاء وخواستگاه تفکرخواص وبرتریت وادعاوتفخرآنها دراین موردبرچه اساسی است؟بایدگفت خواص وبرترواقعی خداست وبعدازخداوندسبحان-پیامبران وائمه معصوم (ع)اندودرشرایط فعلی هم رهبری معظم انقلابندکه ادامه دهنده حکومت وولایت رسول الله وامامانندنه این سیاسیون.اگرعده ای خودرابظاهرخواص وبرترمردم میدانند-یقین داشته باشندازسرصدقه ولطف مردم شریف ماست.اما آنهابرترین مردم نیستندآنهافقط درصورت قبول مردم نوکروخادم ملتندولاغیر.ونظام مقدس ما جزرهبری فرزانه ومردم شریف-ولایت مدارمان به هیچ جناح-باند-خواص ویاشخص خاصی قائم نیست.وقتی انسان به جریانات اتفاق افتاده درانتخابات این دوره به رهبری برخی خواص باسابقه درخشان خدمت می نگردناخواسته ناکثین(طلحه وزبیر)دوران خلافت علی(ع) بیادش می آید.علی(ع)درحکومتداری وسرسختی دراجرای عدالت بگواه تاریخ سرآمدهمه بوده ودراین راه ازهیچ کس حتی خلفاوپادشاهان زمان خودالگونگرفته است.سرسختی اودراجرای عدالت بویژه تقسیم بیت المال سبب ناخرسندی ومخالفت جدی بسیاری ازمسئولان حکومتهای پیشین وحتی برخی یارانش شدکه زمانی پشت سرش نمازخوانده ودررکاب اوبرعلیه کفاروقاسطین مخالف اسلام شمشیرزده وجنگیدند.امابدلیل موضع روشن علی(ع) برمساوات وبرابری درتقسیم بیت المال-حاکمیت شایسته سالاری درانتخاب حاکمان-امراباکنارنهادن روش شیخین-برتری ندادن اشراف وعرب بردیگران وعدم تسامح دربرابرسران قبایل-اینهایکباره بخاطرحس برتری وخدمات قبلی خودوبدلیل مطامع دنیوی ونژادپرستی وقدرت ازدرمخالفت ودشمنی باعلی(ع)برآمدندکه این عادت نامعقول درهرزمانی بزرگترین آفت اجتماعی وحکومتی است.گناه احمدی نژادهم اینست حاضرنیست دنباله روی سیاستهاوخط مشی برخی خواص وسیاسیون بیخاصیت باشدوسندی رابه نفع آنها امضاء نماید.چون هیچ انسان عاقل ومکتبی برسراصول وارزش هاباکسی معامله نمی کند.آفت دیگردراین انتخابات عدم تبعیت واطاعت برخی ازنامزدها-فعالان سیاسی وطرفداران آنها ازرهبرفرزانه انقلاب دردعوت به تمکین به قانون ورعایت احترام همدیگربود.حتی درنمازجمعه ای که بعدازانتخابات به امامت مقام معظم رهبری برگزارشدباعدم حضورخود-نافرمانی خودازایشان راهم اثبات کردند.تنهادوست داشتن رهبر-شرط پذیرش ولایت نیست بلکه اطاعت وادب محض هم بایدکرد:* پس مرد رابه عمل کاربرآید نه به حرف *جهت یادآوری درموردچگونگی(کیفیت) تبعیت واطاعت ازخداورسولش تذکرات مهمی درقالب سه شرط درسوره نساء/65 آمده است که قابل تعمقند: 1)قبول حکمیت پیامبر 2) قبول حکم پیامبربدون دلتنگی 3)اجرای حکم بدون چون وچرا.اگراطاعت افرادغیراین باشدپس ازشرط مسلمانی خارج است.درتاریخ آمده است:سربازی علی(ع)رابسیاردوست میداشت-دریکی ازجنگها ازفرمان قرارگرفتن درموضع مشخص-امتناع کردوگفت:مولادوست دارم درکنارشماباشم–باردوم هم ازفرمان امام امتناع کرد!بعدازجنگ امام جسداورادیدوفرمود:اورادرقبرستان غیرمسلمانان دفن کنید!این مطلب دارای پیام عجیبی است:چون ازامرمولااطاعت نکرد-برآنچه ماموربودانجام وظیفه نکردپس مسلمان نیست.(اشاره به سوره نساء/65).اگردراصل 2 ق.ا رهبری راقبول داریم بایدبه سه شرط دینی فوق عمل کنیم.آفت دیگراین انتخابات-اظهارات عجولانه برخی سران اتحادیه اروپاومقامات کاخ سفیدوهمنوائی برخی عوامل داخلی بارسانه های غربی واپوزیسیونهای معاندنظام درخارج ومنافقین بودکه آتش بیارمعرکه شده بودندچون هیچ درک درستی ازافکاروشرایط مردم نداشته وندارند.نهایتا آخرین طرح آنهادرصورت بن بست عملیاتی-شیخ پروری وقهرمان پروری شبیه دهه 60بودکه درآن زمان مقابل امام(ره)قراردادندکه راه به جایی نخواهندبردانشاء...چراکه:

***ما جملگی ذولفقاران حیدریم وتا قیامت مطیع امررهبریم.***

رهبرفقیدمان درباره ولایت فقیه چنین فرموده اند:من به همه ملت-به همه قوای انتظامی اطمینان میدهم که امردولت اسلامی اگربانظارت فقیه وولایت فقیه باشدآسیبی به این مملکت واردنمی شود.گویندگان ونویسندگان نه ازحکومت بترسندونه ازولایت فقیه.ولایت فقیه راآنطورکه اسلام مقررفرموده است وائمه ما(ع)نصب فرموده اندبه کسی صدمه واردنمی کنددیکتاتوری بوجودنمی آوردکاری که برخلاف مصالح مملکت است انجام نمی دهد.کارهایی که بخواهددولت یارئیس جمهوریاکس دیگربرخلاف مسیرملت وبرخلاف مصالح کشورانجام دهدفقیه کنترل وجلوگیری می کند.شما ازاسلام-فقیه-ازولایت فقیه نترسید.ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجادکرده بلاشد.ولایت فقیه یک چیزی است که خدای بزرگ درست کرده است وهمان ولایت رسول الله است.

زمانی که بین قبایل اوس وخزرج درموردگذاشتن حجرالاسودبه کعبه اختلاف بوجودآمدپیامبروساطت وداوری منصفانه کرده باپهن کردن عبای مبارک درزمین وقراردادن حجرالاسوددرآن-بافراددوقبیله دستوردادندکه ازهرطرف عبارامشترکاگرفته وباهم این سنگ رادرکعبه بگذارند.ایشان بااین حرکت مدبرانه خوددرواقع برتری قومی رانفی وازاختلافات قومی-قبیله ای احتمالی امتهای بعدی اسلام جلوگیری کردند.حتی دین مبین اسلام برتری قومی-نژادی رانفی کرده است بطوریکه قران کریم میفرماید:کسانی نزدخداعزیزوبرترندکه باتقواترند.ملت ایران اعم ازترک-فارس-کرد-لر-بلوچ و...بعنوان برادران دینی وفرزندان ایران دست دردست هم بامشارکت همه جانبه دردفاع ازانقلاب و8 سال دفاع مقدس-این تقابل قومی رانفی کردند.حضرت امام (ره)فقط ازروی تدین-علم وعدالت-شناخت-اعتماد-تعهد-صداقت-تدبرآیت...خامنه ای رابعنوان جانشین خودبرای رهبری انقلاب وکشورانتخاب کردند.مقام معظم رهبری هم درسفرمبارک خودبه استان اردبیل صراحتافرمودند:ترک-فارس-لر-کرد و...همه باهم برابروبرادرند.پس قومیت گرائی با این زمینه دینی-سلوک رهبری-وحدت عملی مردم درانتخابات کارسازنخواهدبود.توسل به افتراقات-افتراها وسا یرروشهای غیرمدنی وغیردموکراتیک نمی توانددرنتایج انتخابات تاثیرگذارباشد.تنهاراه نتیجه گیری تمسک وتدبربه قرآن وائمه معصوم(ع)-اطاعت وادب محض ازرهبری-تمکین به قانون-تدقیق وتعمق وعمل به وصیت نامه الهی سیاسی امام(ره)-عبرت آموزی ازتاریخ-احترام به مردم وباورآنها-توجه به افکارعمومی-تعامل وهمکاری-حفظ وحدت وانسجام ملی-مدیریت اسلامی وعلمی وقاطع-شایسته سالاری-برنامه ریزی است.همگان قبول دارندکه رهبری معظم انقلاب به لحاظ توانمندی-عدالت واقعاعلی زمانه اندپس بایدقربه الی الله جهت کورکردن این فتنه هاوایجادآرامش عمومی دوروجودمبارکشان جمع شده تادرسایه تدبروقاطعیت ایشان چشمان فتنه کورشوند.چراکه ایشان به عنوان نوح زمان کشتیبان کشوروملت ونظامند.(پس چون ترانوح است کشتیبان غم مخور.)وچون رهبری ومردم مصداق بارزبنیان مرصوصندبه عوامل فتنه های اخیرهم ازبیانات شیوای علی(ع) 2مورد توصیه میشودتادیده وعقل خفته خودراجهت بیداری بدان منورسازند: اول-درفتنه هامثل بچه شترباش نه پشتی داردکه سواری دهدونه پستانی داردکه دوشانده شود(نهج-حکمت/1).دوم-حضرت درموردکسانیکه اصل وحدت-انسجام-هماهنگی جامعه رابرهم میزنندچنین فرموده اند:بهوش باشید!هرکس به تفرقه دعوت کرداورابکشید!اگرچه آن کس-زیرعمامه من باشد(نهج/خ127).این افرادمعلوم الحال بداننددرصورت اصراربرارتکاب فتنه با افتادن ازچشم مردم-علاوه برسقوط واضمحلال سیاسی درواقع خودکشی معنوی هم کرده اند.بهرحال تبلیغات انتخاباتی بورس افکار-توانمندی مدیریتی-شجاعت-خدمت-تعهدبه نظام-رهبری-مردم وفضای کاملارقابتی است شایسته ترین ومطلوبترین فردبرای خدمت انتخاب میشودچراکه : هرکه بامش بیش-برفش هم بیشتر.این فضای رقابتی الان بایدبه برکت وجودرهبری عادل بخاطرایران عزیزبه رفاقت وفرصت وعرصه خدمت تبدیل شده وهمگان فقط وباید به ایران واعتلای همه جانبه آن فکرکرده وبکوشندتاایران برای ایرانیان جاودانه بماندوباصدای بلندورسافریادبرآریم: چوایران نباشد تن من هم مباد.

خدایاچنان کن سرانجام کار       که توخشنودگردی ومارستگار

 

+ نوشته شده توسط م . ک در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت 6:42 بعد از ظهر |

درکناربرنامه ریزی یکی دیگرازاساسیترین وظایف مدیریت،هدایت وسرپرستی نیروی انسانی سازمانست  یعنی تلاش مدیربرای ایجادانگیزه ورغبت درزیردستان جهت دست یافتن باهداف سازمان باارزشهای فرد وجامعه ارتباط دارداین وظیفه شامل رهبری،انگیزش،ارتباطات است.

***رهبری :توانایی ترغیب دیگران به کوشش مشتاقانه جهت هدفهای معین .

**سبک رهبری:طریقی که رهبرازنفوذش برای کسب اهداف استفاده میکند.وعبارتنداز:داشتن قدرت که بطورکلی بدوقدرت پست یامقام وشخصی تقسیم میشود.قدرت پست ومقام شامل قدرتین تشویق و تنبیه است وقدرت شخص مرکب ازقدرتین منتسب(مرجع)ومهارت(تخصص) میباشدقدرت دیگری بنام قدرت مشروع وقانونی است که میتواندجزءقدرتین شخص،پست یامقام باشد.

**خصوصیات رهبر:

۱)انگيزش دروني ۲)هوش وآگاهی۳)بیان رسا۴)رشداجتماعی۵)شجاعت ۶)صداقت وتعهد ۷)داوري عادل ۸)تاثیرگذاروبانفوذ ۹)فداکاروباانصاف ۱۰)سپربلابودن ۱۱)داشتن نقش پدری۱۲)قاطع

**قبلادرمورد۲سبک مدیریتی شبکه سبک سنج مدیریت ولیکرت صحبت کردیم.حال باذکرفهرست جزئی سایرسبکها بشرح یکی ازانها میپردازیم:

**الف -نظریات اقتضایی:۱)تئوری اقتضایی فیدلر(موقعیت شخص وسازمان) ۲)نظریه مسیر--هدف هاواس وایوانز(ارتباط انگیزه فردبانوع انتظارات)  ۳)نظریه مشارکتی وروم ویتون ،جاگو ۴)نظریه رهبری وضعیتی.

**ب -دیدگاههای جدید رهبری:۱)جایگزین های رهبری ۲)اسنادی رهبری(روابط علت ومعلولی رویدادها) ۳)رهبری فره مند(رفتارخاص متمایزباغیرمدیران) ۴)رهبری تعاملی:این رهبران زیردستان رابگونه ای هدا یت میکنندکه هم اهداف خود وهم اهداف سازمان راکسب کنندوکارکنان راتا مرحله خودیابی ازجهت ارضای نیازارتقاء میبخشند. ۵)رهبری تحولی:این رهبران الهام بخش پیروان بوده موجب افزایش روحیه انان شده،پیروان بدون قیدوشرط ومشتاقانه ازرهبراطاعت کرده واحساس پایبندی عاطفی نسبت به سا زمان وماموریتهای خوددارند.رهبری تحولی اثربخش ترازتعاملی است.

***ویژگیهای رهبری تعاملی:

۱)پاداش های مشروط:پرداخت پاداش براساس قراردادوعملکردبه آن. ۲)مدیریت مبتنی براستثناء فعال:انجام کارطبق استانداردومقررات ودرصورت انحراف،انجام اقدامات اصلاحی. ۳)مدیریت مبتنی براستثناء غیرفعال:دخالت فقط درعدم رعایت استاندارد. ۴)بی قیدوبند:نقش رهبربه حداقل رسیده وملموس نیست.

***ویژگیهای رهبری تحولی:

۱)فره مندی:تصویرباشکوه،بااحترام قلبی ومبتنی براعتماددرنزدپیروان داشتن. ۲)الهام بخش :آرمان سازی ومقاصدنورامطرح ساختن. ۳)نگرش بخشی:باعث افزایش بصیرت پیروان میشود. ۴)ملاحظات انسانی:بطورشخصی به مسائل رسیدگی وبه کارکنان توجه کرده،همانند یک مربی عمل میکند.

***البته بایدتوجه داشت عده ای هستندکه ازحسن تعامل مدیران موفق وتوانمندسوء استفاده کرده وتاحدودی نسبت بوظایف محوله کوتاهی میکنندباتوجه باينكه تعامل وفشاردرعرصه مديريت دوروي سكه اندلذادراینجاست که فشارکنترلی وقاطعيت کارسازواقع میگرددبقول شاعر:

درشتی ونرمی بهم دربه است     چورگ زن که جراح ومرهم نه است.

 

+ نوشته شده توسط م . ک در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت 12:40 بعد از ظهر |

 سازمان ومدیریت بمثابه پدیده وعلم،پویاودینامیکندمتناسب باشرایط محیطی،منطقه ای،جهانی مدام درحرکتندتاهمواره درجهت رسیدن باهداف عالی تغییرشکل وماهیت دهندآنچه که باعث پویایی سازمان میشودتغییروتحولات وعامل آن،نیاز(نارساییهای موجوددرعملکردوبازده ورفتار)ست.وقتی اوضاع وفق مراد نیست،سودوسهم بازارروبافول گذاشته،بقاءسازمان وافراددرمعرض خطرست،این عوامل شرایط امادگی برای تغییرراافزایش میدهند.مجموعه مدیریت ومنابع انسانی سازمان اگردرمسیرتغییروتحولات قدم برندار ندهمچون برکه پرازآب گندیده است که جریان ندارد،این مدیران صفی وستادیندکه بافرهنگ سازی وبرنامه ریزی موثرشرایط تغییروتحول سازمانی رافراهم کرده،ترس واضطراب بیموردرابمنابع انسانی فقط جهت حفظ موقیعت ومنافع خودواردنکنند.بااحترام به مدیران توانمندوخلاق،علمی،تعدادی مدیران بیخاصیت وفله ای یااماتوروجوددارندبایدقبول کنندکه سازمان وجامعه بمدیران خلاق وتوانمندوتوسعه خواه وبابرنامه نیاز دارداگرغیراین بوده چرابشرتاامروزشاهد۵دوره تغییروتحول بنیادی درجامعه انسانی:دوران هجر،بیابانگرد ی...بود؟تغییرات درواقع اصلاح شرایط نامطلوب درطبیعت هرسازمان وجزء لاینفک ان بوده تاسازمان ازنظر منابع انسانی ومادی رشدکرده،اهداف تحقق یابند.این تغییرات ممکن است درسطح خرد(فردیاافراد )یا کلان(سازمان ازنظرساختارفرهنگی،استراتژی،محیط،نهاده ها...)باشد.هیچگونه سرمایه گذاری وجلب مشارکت همگانی بدون برنامه ریزی تغییرخواه امکان پذیرنیست.مقاومت غیرمنطقی وغیرعلمی درمقابل تغییروتحولات علمی وسازنده،فقط کارمدیران صفی،ستادی بیخاصیت وسوفسطائی مزاجه که با سفسطه بازی خود،مانع تراشی وجوسازی کرده چراکه منافع باداورده خودرادرخطردیده،این تغییرات را مخالف اهداف خودمیبینند،تحفه ای که امروزه دردنیامتاسفانه دربرخی سازمانها،اتحادیه ها،شرکتهابویژه تعاونیهاشاهدآنیم،یامدیران صفی یاستادی(مدیران اجرایی یاهئیت مدیره هایاشوراها)یاهردوبیخاصیتند، شرایط رادرک نکرده،حقیقت امررانمیپذیرند.بنابدلایل متعددی چون سیاستهاوساختارهای غیرعلمی و سنتی وعوامل اشاره شده دراین مقاله ومبحث دلایل اختلاف نیروهای صفی وستادی مثلاتعاون تاحال دراکثرکشورهاحتی ایران چندان موفق نبوده است چراکه درراس اموربرخی افکارواشخاص سنتی فکروحال درسایه زدوبندهای سلیقه ای حزبی،سیاسی،قدرت ،بده بستانهای دوستانه قرارگرفته،افرادشایسته، خلاق باصلاحیت علمی،فنی ازعرصه خدمت دورمانده اند.قوانین ومصوبه هاهم بجای اینکه منافع عموم را متضمن گردندبیشترمنافع گروه خاص ومصوبین انراتضمین کرده یابجای اینکه منطقه ای،شناورباشندجبر ی وخودکامه انددرحالیکه برنامه ریزی بایدانعطاف داشته باشد.البته الان درسایه حمایت،حساسیت  دولت عدالت محورومردمی دکتراحمدی نژادبارویکردمدیریت علمی،عرصه خدمت برای مدیران توانمندو متخصصین هموارشده است.مدیران بیخاصیت و فله ای شبیه قورباغه ای که بزورمیخواهدترانه ابوعطارا بخواندفقط ادعای کذب مدیریت میکنند.بهرحال این تغییرات بایدانجام وهمگان ازآن استقبال کنند.کسانیکه مخالف تغییرباشندیاازمخالفین تغییرات کورکورانه حمایت کنندیادشان باشدافلاطون گفته:کشتی دموکرا سی عوام(نابالغان)برپایه های سست استواراست،قابل اعتمادنسیت،دردریاغرق خواهندشد.ازنظرافلا طون تغییرات بقدری مهم است گفته:درجامعه بایدحاکمانی حکیم وحکیمانی حاکم،مدیریت وخدمت نمایند(منظورسپردن کاربه کاردان است نه جامعه آریستوکراسی)،نگفته اندکه افرادبیخاصیت و قرمطی مزاج جامعه انسانی وسازمانهارامدیریت کنند.یایکی ازبزرگان فلسفه گفته اند:مرگ سیاه سرنو شت شوم آن ملتی است که تن بهرذلتی میدهندتازنده بمانند(مصداق بارزش،همین مدیران وافرادبیخاصیت و مخالفین تغییرات است).این مدیران بیخاصیت مدیرنمابایدبداننددرهزاره سوم تمدن،انفورماتیک،دانش ،تخصص،مهارت،تجارت الکترونیکیم،عصرخودکامگی،اقتدارگرایی منفی،افکارومدیریت سنتی،پادگانی در سازمانهابسرآمده،نسل مدیران توانمندعلمی تحصیلکرده بیشتربه تفویض اختیارومسئولیتها،تعامل، تشکیل تیم کاری فعال،انعطاف پذیری گرایش دارندکه شبیه یک مربی عمل میکنند،قطعاموفق میشوند، مابرای موفقیت درتمامی عرصه هانیازبه افکارومدیریت علمی،نگرش تحولی داریم.اگرمقایسه جزئی کنیم درهمه ادارات،سازمانهاو...واحدابدارخانه باوظیفه معین وجودداردکه بفراخورزمانی واحساس نیازپرسنل، انجام وظیفه میکنددرواقع درواحدخودمدیریت کرده،بنده یک تارموی این ابدارچی محترم وظیفه شناس را باخروارخروارمدیروافرادبیخاصیت عوض نمیکنم.  

جهت پیش درامدبحث،سازمان راتعریف میکنیم......

پدیده اجتماعی است که بطورآگاهانه همانندشده،دارای حدومرزبطورنسبی مشخص بوده،که وظیفه اساسی آن رسیدن باهداف مشترک یامجموعه اهداف میباشد.دراین تعریف سه فاکتور:پدیده اجتماعی ،اگاهانه همانندشده،حدومرزنسبی مشخص امده که شرح داده میشوند:*منظورازآگاهانه هماهنگ شده:بررسی همکاری کارکنان ومدیریت راباشناخت ازمسئولیتهادرسازمان دررابط بامدیریت نشان می دهد:*پدیده اجتماعی:سازمان ازمجموعه گروههاوافرادباتاثیرگذاری متقابل بریکدیگردراثرمطالعه و بررسی قبلی ایجادمیشود.*حدومرزنسبی مشخص:توافق عمومی وکلی اعضاء سازمان درمورداهداف.                   

---شایان ذکر است دراین تعریف،افرادبیخاصیت هیچگاه توانایی عضویت وماندن درسازمان را نخواهند داشت چراکه چرخهای تحولگرای سازمان باستناداستراتژیهای(برنامه های رسیدن به اهداف)تغییر،این افرادبیخاصیت وفله ای رادرخودهضم وگله ای ازسیستم دفع خواهدکردعمده شگرداین افرادبرای ماندن در سازمان،سیاست مخالفت وفشارازپایین وچانه زنی ملتمسانه دربالاست،اماتاریخ مصرف این رویه ها گذشته،پیوست زباله دان علم وتکنولوژی وتخصص شده است.یعنی :

      (((آمدن فله ای افرادبیخاصیت=حذف ورفتن گله ای ))) 

***موانع ودلایل مقاومت ومخالفت مديران بيخاصيت واماتورباتغییروتحولات :

بمواردی ازانهادربالاومبحث دلایل اختلاف نیروهای صفی وستادی اشاره شده است ذیلابه چندمورددیگر اجمالا اشاره میشود:

۱)ازنظررفتارسازمانی این مدیران نابالغندوطبق نظریه فرویدابعادمن ومن برترازابعادسه گانه شخصیت انها رشدکافی ندارد.۲)ترس ازدست دادن نفوذخود۳)ترس ازدست دادن کنترل۴)ترس آشکارشدن عدم توا نایی آنها ۵)تمایل به تمرکزاختیارات وبرتری مدیریت بیخاصیتی۶)روشن شدن چهره ساختگی مدیریت انها ۷)ترس ازلرزش وریزش ستونهای باورهای غلط وابتدایی انها ۸)عدم تسلط به علوم وفنون وبرنامه ریزی روز.

***ویژگیهای افرادنابالغ(مدیران بیخاصیت)ازنظررفتارسازمانی:

۱)منفعل۲)وابسته)رفتارمحدود۳)تمایلات نامعقول وسطحی۴)حال نگر۵)تابع ۶)ناآگاه بخودودنیای اطراف خود.

 ***فعالیتهای ضروری برای مدیریت تغییروتحول اثربخش:

۱)ایجادانگیزه برای تغییرباتوصیف وضع موجود ۲)ایجادتصویری ازاینده مطلوب موردنظر ۳)ایجادنوعی حمایت اساسی ازتغییرات اثربخش ۴)تعیین مدیریت گذارازوضع موجودبه وضع مطلوب  ۵) حفظ میزان شتاب تغییر درمرحله اول باترغیب افرادجهت خواستن تغییر.این باورهابایددرافرادشکل گیردکه تغییرضروریست وانهارابه ترک وضع موجودبه نفع اینده متعهدکرد.

***سه روش ذیل برای تغییروتحول پیشنهادمیشود:

الف-حساس نمودن افرادنسبت به فشارهای ایجادتغییر،یعنی چرابایدتغییرصورت گیرد.

ب-نشان دادن تفاوتها یااختلافهابین وضعیت موجودامور(نامطلوب)ووضیعت اینده امور(مطلوب).

ج-بیان انتظارات مثبت وواقع بینانه نسبت به مزیتهای مرتبط باتغییر .

***راههای غلبه برمقاومت دربرابرتغییروتحول:

۱)برخوردهمدلانه،صادقانه بااحساسات ناشی اززیان،اضطراب که افرادبواسطه تغییرات،یاجوسازیهای مدیران بیخاصیت دچارآن میشوند.۲)دادن اطلاعات وسیع وروحیه بخش بافراددرموردتغییرونحوه اجرای آن.۳)تشویق ودخالت دادن افراددربرنامه ریزی واجرای ان،واین ازموثرترین استراتژیهای غلبه برمقاومت است. ۴)اموزش افراد درسازمان وجایگزینی درست آنهادررده های مدیران صفی یاستادی. ۵)احترام بصلاحیت علمی وفنی افراد.

**حال میتوان تغییروتحول سازمانی راچنین تعریف کرد:

فعالیت یاتلاشی است بلندمدت که ازسوی مدیریت عالی حمایت،هدایت میشوداین تلاش به منظور اصلاح وبهبودچشم اندازفعلی وآتی سازمان،توانمندی اعضاء،یادگیری فرایندحل مساله ازطریق مدیریت فرهنگ سازمان باتاکیدخاص برفرهنگ گروههای کاری رسمی ودیگرگروههاوبااستفاده ازمشاوران،تئوریهاو فنون علوم رفتاری وپژوهش درعملیات جهت تحقق اهداف عالی سازمان درکناراین برنامه ریزیهاست چراکه هدف تحول سازمانی،اثربخشی سازمانی وبهسازی فردی است.

**نتیجه بحث:

این مواردنشاندهنده:طراحی چشم اندازواقع بینانه اینده،کاهش عدم اطمینان،جهت گیری مثبت رفتاری ،ایجادحمایت اجتماعی وسیاسی،عینی شدن ارزشهاورسالت سازمانی،تلاش همه جانبه افراددر رسیدن باهداف سازمانی،تاکیدبرلزوم برنامه ریزی جامع میباشد.

*توصیه دوستانه بنده بمدیران توانمندوطرفدارتغییروتحول:۱-مدیران بیخاصیت،اغلب غیرمنطقی،خودمحور ومتعصبند،درهرحال آنهارابه بزرگواری خودت ببخش. ۲-اگرمهربان باشی،انهاترامتهم میکنندپشت این مهر بانی ها هدفهای خودخواهانه پنهان شده است،درهرحال مهربان باش. ۳-اگرموفق شوی،دوستان دروغین ودشمنان واقعی پیدامیکنی،پس موفق شو. ۴-چیزی که بر ای ساختن ان سالهاتلاش کرده ای، میتوانند دریک شب نابودکنند،درهرحال توبساز،چون کارشمامدیران،ایجادتغییرات موثرو ساختن بهترین مطلوبهاست. ۵-میدانی درآخرهرچه بوده،بین تووخدابوده،درهرحال هیچ کدام بین تووآنهانبوده،پس با خداباش که خداباتوست. ۶-این جملات ممکنست بینش آنهاراتغییرندهد،درهرحال توآنرابرای آنهاارسال کن.(یاحق) 

 

+ نوشته شده توسط م . ک در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 5:43 بعد از ظهر |

مدیران عامل،دهیاران،شهردارها،روئسادرغالب نیروهای صفی(اجراکنندگان قانون)هیئت مدیره هاو شوراهادرغالب نیروهای ستادی(مشاور وترسیم کننده سیاستهای شر کتها،شهرداریها،دهیاریها)تعریف میشوندکه دیده میشودبین انهاتضادوتعارض بنابدلایل ذیل بوجودمیاید: 

۱)گاهی اوقات ستادیها وظیفه مشاوره وسیاستگذاری خودرافراموش ودر کارهای اجرایی صفیها مداخله ودرمراسمات رسمی ومکاتبات عاجلانه اقدام وبااینگونه اقدامات زمینه های اختلاف وضعف صفیهارافراهم میکنند،اینحالت بیشتردراعضای محترم شوراهای شهرخصوصاروستامشاهده شده وقدرت اجرایی شهردارودهیاران رازیرسوال میبرند.۲)افرادصفی وستادی تناسب تحصیلاتی باهم نداشته،منظور همدیگررادرک نکرده،نظرات غیرکارشناسی وبی برنامه میدهندکه ضمانت اجرایی ندارد. ۳)عدم توجه کافی مدیران سطح بالابستاد. ۴)تداخل وظایف عملیاتی بامسائل ستادی وعدم شناخت نقش خود درسازمان.  ۵)عدم تعریف روشن وصریح ازوظایف واختیارات صفی وستادی نیروها.  ۶)واگذاری امور بافرادی درصف یاستادکه فاقدصلاحیت فنی وعلمینددرنتیجه صف وستادنظرات همدیگرراقبول ندارند.  ۷)بلندپروازی مدیران ستادی وصفی درسلیقه وطرزتفکر ومعتقدات روسای صف وکارشناسان ستاد . ۸)عاجل بودن برخی مدیران صفی در تصمیم گیری. ۹)عدم رعایت جایگاهها توسط نیروهای صفی، ستادی. ۱۰)سهم خواهی برخی مدیران صفی وستادی.۱۱)تاثیرمنفی زدوبندهای سیاسی وحزبی و قدرت درانتخاب وانتصاب برخی افرادصفی وستادی.۱۲)تنگ نظری وملاحظه کاری فردی یاگروهی.

***راهکارهای کاهش تنش بین مدیران صفی وستادی وبهبودروابط انها:  

۱)بایدقبول کنندسازمان ازمجموعه نیروهای صفی وستادی تشکیل شده،ایندوبهم نیازدارندبایدهمدیگر رابشناسند،باورکنند. ۲)رعایت احترام همدیگر. ۳)درک درستی ازنقش خودداشته باشند.۴)تاکیدبروظیفه ستادوکنترل روی ان وتعیین ضابطه ومعیاراستفاده ازتخصص افرادتحصیل کرده ستادی. ۵)بهره گرفتن ش ستادبعنوان اعضای تیم سازمان. ۶)عدم پذیرش افرادفاقدتحصیلات کارشتاسی وبالاتردرصف وستاد،چراکه مدیریت ومشاوره وتصمیم گیری کارافراددیپلمه وباتجربیات سنتی نیست.۷)تاکیدروی نقش ستادبعنوان اعضای تیم.۸ )حاکمیت شایسته سالاری وتخصص ومهارت.۹)تعریف دقیق مفاهیم وظایف واختیارات بامحدوده معین برای افراد.

+ نوشته شده توسط م . ک در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 10:21 بعد از ظهر |

مدیران میتوانندتوانایی واستعداد خلاقیت ونواوری رادرافرادایجاد،ترویج وتشویق کنند یارفتاروعملکردی د اشته باشند که مانع نواوری کار کنان گردد .امابایدبدانندسازمان انها مجموعه زنده انسانیست که در  تعامل باابزاروتجهیزات ومواد بوده،انهاباید درجهت انطباق ورشددرمحیط وبهبودتوانایی یادگیری خودو         دیگرعناصرانسانی سازمان تحریک کننده وانتخاب گرباشندواکنشهای انطباقی رادرپیکره سازمان تقو یت تااستعدادوتوانایی نواوری رابهبوددهنددراین صورت مدیران میتوانندیادگیری نواوری راترویج داده وبه یادگیری دوحلقه ای در سازمان بپردازند واین نقشهاعبارتنداز:

۱)تحمل مخاطره:کارکنان بایدتشویق شوندکه بدون ترس ازپیامدهای ارائه واجرای یک برنامه انراتجربه و اشتباهات رابعنوان فرصتهای یادگیری بشماراورند.۲)کاهش کنترل بیرونی:قوانین،مقررات وخط مشی هاوکنترلهای مشابه باید بحداقل برسد۳)کاهش تقسیم کار:ازافراط درتقسیم کارپرهیزشده تامحدود نگری نگشته ووسعت دیدراافزایش دهد۴)قبول ابهام:درتاکیدبرشفاف ساختن،عینی بودن،مشخص بودن درفر ایند خلاقیت پرهیزگرددتامحدوده خلاقیت کاهش نیابد ۵)تحمل تضاد ۶)تحمل راه های غیرعملی۷)تمرکزبرنتایج تاابزارها ۸)ارتباطات همه جانبه:ارتباطات بایدافقی،عمودی،مورب جریان یابدجر یان ازادارتباطات باروری نظریات رااسان میکند ۹)ایجادنظام مشارکت جو(سبک ۴مدیریت لیکرت). ۱۰)گسترش گر وه کاری.        

+ نوشته شده توسط م . ک در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 11:19 بعد از ظهر |

 دراین قسمت به بحث درباره دو سبک شبکه مدیریت( برمبنای نگرش مدیرنسبت بافرادوتولیدوبررسی ابعادروابط رهبریامدیریازیردستان )وسیستمهای مدیریتی لیکرت میپردازیم وعبارتنداز:                      الف) سبک شبکه مدیریت:

سبک۱-۱(بی خاصیت)حداقل تلاش برای انجام کارتاحدی که ضامن عضویت درسازمان ومیزریاست باشد، این کاربرخی مدیران صفی،ستادی بیخاصیت وفله ای واماتورناکارآمدمیباشد.

سبک۹-۱(وظیفه مدار)نتیجه تنظیم کارهابصورتی است که دخالت عواطف انسانی درکارایی سازمان به حداقل ممکن کاهش مییابد.

سبک۵-۵ (میانه رو)بازدهی کافی سازمان ازطریق ایجادتوازن بین روحیه خوب درافرادوانجام کار،امکانپذیر میگردد.

سبک۱-۹(باشگاهی)توجه کافی به احتیاجات افرادبرای ایجادحسن روابط،که نتیجه اش بوجودامدن محیط دوستانه درسازمان وانجام کارها ازروی صبروحوصله است.

سبک۹-۹ (گروهی وتیمی)افرادمتعهد،انجام کارهارابعهده دارند.روابطی مبتنی براعتمادواحترام متقابل بین افرادبرقراراست که نتیجه همبستگی وشرکت انان درعملی کردن هدفهای سازمان میباشد.

شرح مختصربرسبک۱-۱ :اینگونه مدیران بی خاصیت چون تحصیلاتی درحددیپلم یاپایین یاتجربیات ابتدایی وسنتی یک واحدکارگزینی که معمولاجزءباقدامات اجرایی روزمره وساده اداری نمیپردازندرادارندویاازطریق زدوبندهای حزبی،گروهی بسمت مدیریتی ابقامیشوندطبعاتحمل نظرات متخصین امرمدیریت راندارند دست باقدامات انفعالی وغیرعقلایی تاحذف افرادتوانمندمیزنندمشکلی که امروزه گریبانگیرجامعه مدیر یتی ماشده است.شیوه مدیریت این بیخاصیتان ماهیت ارتباطی منفی وفرماندهی مخرب میباشدولی افرادتوانمندوکارشناسان مدیریتی چنین سبک امرانه منفی راقبول ندارند.                                

ب)سیستمهای مدیریت لیکرت:

۱)سبک امرانه:مدیریت اعتماد واطمینان بزیردستان نداردبیشترتصمیمات وتعیین اهداف دررده بالای سا زمان اتخاذشده براساس سلسله مراتب ابلاغ میگردد زیردستان مجبوربکارندوترس وتهدیدوتنبیه برمحیط کارحاکم است پاداشها درجهت ارضای نیازهای جسمی وایمنی است تمایل جزئی وهمراه باترس وعدم اعتماد است کنترل ازسطوح بالابطورمتمرکزمیباشدوسازمان غیررسمی بکل مخالف اهداف سازمانست.

۲)سبک دلسوزانه:اطمینان واعتمادنسبتا زیادبزیردستان است تصمیمات زیادی درچهارچوب ازپیش تعیین شده درسطوح پایین اتخاذ میگرددازپاداش وتنبیه واقعی ویابالقوه برای ایجادانگیزه درکارکنان استفاده، ارتباط مافوق بامادون همراه باترحم ودلسوزی وازجانب مادون همراه باترس واحتیاط است بیشتر تصمیم گیریهاوتعیین هدفها دررده بالای سازمان انجام میگیرددرفرایندکنترل تاحدی تفویض اختیارمیشود واگرچه سازمان غیررسمی تشکیل میشودولی همیشه دربرابراهداف سازمان رسمی ازخودمقاومت نشان نمی دهند.

۳)سبک مشاوره ای:مدیریت اعتمادواطمینان قابل ملاحظه ولی نه کامل بزیردستان داردتعیین خط مشی وتصمیم گیریهای عمومی درسطح بالاانجام میگیردولی ارتباط زیردستان درسلسله مراتب دوطرفه است برای ایجادانگیزه درزیردستان ازتدبیرهای درجریان امورقراردادن نسبی افرادوازپاداشهاوتنبیهات گاهگاهی استفاده میشود.ارتباط میان مافوق ومادون نسبتا متقابل است که بااعتمادواطمینان خوبی برقرارمیباشد قسمت اعظم فرایندکنترل بسمت پایین سلسله مراتب تفویض وبایک حس مسولیت درهردوسطح بالاو پایین اجرامیگرددبااین روش کنترل،سازمان غیررسمی ممکن است تشکیل شودولی ازاهداف سازمان رسمی حمایت خواهدکردویامقاومت جزئی دربرابران می نماید.

۴)سبک مشارکتی:بزیردستان اعتمادواطمینان کامل داردتصمیم گیری بطورگسترده درسراسرسازمان پخش میشودارتباطات دراشکال افقی،عمودی،مورب درمیان سلسله مراتب جریان داردفرایندکنترل بعلت درگیری کامل رده های عملیاتی بصورت گسترده پخش شده است سازمانهای غیررسمی ورسمی غالبا یکیست.پس تمام نیروهاکوششهای خودراجهت کسب اهداف تعیین شده درسازمان بکارمیگیرندبرخلاف سبک امرانه فوق ،این سبک مدیریتی مبتنی برروابط انسانی،کارگروهی واعتمادواطمینان دوطرفه برقرار ست.وپویایی سازمان باعتماد واطمینان دوطرفه بستگی داشته چراکه کلیدهرموفقیت سازمانی  محسوب میشود.  

 

+ نوشته شده توسط م . ک در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 2:23 قبل از ظهر |

دراین موردنکات ذیل بایدموردتوجه مدیرقرارگیردتاموفقیت ازطریق جلب نظروهمکاری دیگران حاصل شود:

۱)مدیربگونه ای رفتارکندکه افرادسازمانی احساس اهمیت نمایندوبتلاش افرادارج نهد.

۲)تلاش کندبجای ایرادات مخرب وفرماندهی مدار براحساس وروحیه افرادتاثیرمثبت بگذارد.

۳)برای تسخیراندیشه افرادبانها مجال سخن گفتن داده وابرازهمدردی کندو...

۴)باستایش وتحسین کارهای پسندیده وچشم پوشی ازبرخی اشتباهات انهاباارائه نکات سازنده برای انهافرصت اصلاح خویش رافراهم کندتابخودیابی وخویشتن شناسی نائل ایند.

+ نوشته شده توسط م . ک در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 2:1 قبل از ظهر |

یک مدیرموفق جهت نیل باهداف سازمانی بایدنقشهای ذیل رابرحسب توانایی، مهارت،خلاقیت خود ایفا کند.

 الف)نقشهای روابط فردی:۱)تشریفاتی:انجام وظایف اجتماعی وتشریفاتی بمنزله نماینده سازمان۲)رهبری:توانایی نفوذدرافرادجهت تحقق اهداف۳)رابط:فعالیتهامربط به معرفی اهداف،ساختارو...درمواجه باافرادخارج ازسازمان.

ب)نقشهای اطلاعاتی:۱)گیرنده:اخذ اطلاعات درست ومربوط به عملیات واحدهای سازمانی۲)ناقل ونشردهنده:ارائه اطلاعات به کارکنان۳)سخنگو:انتقال اطلاعات به خارج ازسازمان برمبنای تبلیغات وتوزیع نشریات.

ج)نقشهای تصمیم گیری:۱)سوداگروکارافرین:فعالیتهای توسعه ای که منجربه گسترش واحدهاوبهبودروش کاراست۲)مشکل گشا:حل تنشهاوفشارهایی که ازروابط کارومجادله افرادوواحدها بوجود میاید۳)تخصیص گرا:تخصیص منابع،زمان،اعتبارونفرات جهت کسب اهداف به واحدها۴)مذاکره کننده:چانه زنی وبده بستان کلامی ورفتاری بمنظورمحدودومنطقی ساختن انتظارات افراد.

د)نقشهای تغییروتحول:۱)نوافرین:فعالیتهای ساختاریافته برای ارائه خلاقیت ونواوری درجهت پیشرفت سازمان۲)تطابق گرا:انطباق بافعالیتهی ناشی ازنوافرینی وتفاوت ان بانقش کارافرینی دراینست که کار افرین بدنبال انطباق بامحیط بوده ولی این نقش بدنبال انطباق یاتغییراست.

نتیجه مطالب فوق:مجموعه این نقشها نشاندهنده مهارتهای مدیران دریک تعامل اجتماعی باسازمان ومحیط بیرونیست وتاکیدصریح داردکه بایدتعامل مناسب درروابط، حاکمیت عینی داشته باشد.

 

+ نوشته شده توسط م . ک در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 0:3 قبل از ظهر |

هرسازمان دولتی،خصوصی،بازرگانی و....که توسط جامعه انسانی اداره میشوندبایدوظایف مدیریتی راعهده دارباشند.چراکه مدیریت فرایندکسب اهداف بطورکاراوموثرازطریق دیگران میباشد خوب است دراین بخش بافعالان علم مدیریت ونظراتشان اشناشویم:            

۱)وظایف مدیریت ازدیدگاه هنری فایول:دراوایل ق۱۹یک صنعتگرفرانسوی بنام هنری فایول نوشت مدیران وظیفه:برنامه ریزی،سازماندهی،هماهنگی،هدایت،کنترل راانجام میدهند.

۲)نظرپروفسور دریو.سی.ال.ا:اینهاتادهه ۱۹۷۰اصولین:برنامه ریزی،سازماندهی،کارگزینی،هدایت، کنترل رابعنوان وظایف مدیریت بیان داشتند.

۳)نظرعلمای مدیریت:صاحبنظران مدیریت بانگرش سیستمهای اجتماعی ورفتاری وظایف مدیریت راباتوجه به امکانات مادی سازمان دررابطه باامورانسانی جمع ودر۵اصل:برنامه ریزی،سازماندهی رهبری کنترل وبسیج منابع ارائه داده اندبایدتوجه داشت کیفیت عمومی انجام این وظایف وبازخوردانها ازطریق ایتم کنترل است چراکه کارنهایی مدیر کنترل امورهست.

۴)دیدگاه اصلی وبروز صاحبنظران مدیریت:۱)برنامه ریزی:عبارت ازپیش بینی وتدوین برنامه واقدامات لازم میباشددراین صورت فرایندتصمیم گیری درارزیابی راهکارهاوانتخاب بهترین راه کارلازم وضروری است چرا که اجرای دقیق سایروظایف مدیریتی بستگی به برنامه ریزی دارد.۲)سازماندهی:بعدازتعیین اهداف و بر نامه ها سازمان بایدتوانایی انجام اهداف ودستیابی به انهاراداشته باشدپس سازماندهی نیل بهدف را میسرمیکندازاینروبایدقادربه ایجادساخت رسمی براساس ارتباط این مشاغل وواحدهاحدوداختیارات شا غلین مشاغل تشخیص پیچیدگی های سازمان باشدتازمینه نیل باهداف فراهم گرددپس سازماندهی  عبارت است ازشناسایی وگروه بندی فعالیتها،تعیین اختیارومسولیتهای شاغلین تعیین مراتب سطوح وایجادهماهنگی بین وظایف وفعالیتهاباشددرسازماندهی مدیران درجات پیچیدگی،رسمیت گرایی وتمر کزگرایی رامشخص میکنند.۳)هدایت:ارتباط وتعامل مناسب دراجزاء انسانی سازمان یعنی رهبرو پیرو ، مدیران وزیردستان درجهت انجام فعالیتهای برنامه ریزی شده که موجب کسب اهداف تعیین شده وبقاء تعادل ورشدسازمانی میگردد.مدیران باایجادنظام ارتباطات مناسب زمینه نفوذخودرادرکارکنان فراهم نموده درنتیجه توان برانگیختن انهاراجهت نیل بهدف میسر میسازنددرهرحال داشتن رهبری اثربخش موجب حد اکثرشدن توان کارکنان برای کمک بمدیردررسیدن باهداف میباشد.۴)کنترل:سنجش عملکردهابراساس برنامه هاازجمله وظایف مهم همه مدیران درهررده وسطح سازمانی است.مدیران باانجام این وظیفه توان جلوگیری ازانحرافات برنامه ها راپیداکرده وقادربه انجام اقدامات اصلاحی درراستای برنامه هاخواهندشد.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط م . ک در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 5:8 بعد از ظهر |

درنظام خلقت،مدیریت الهی براساس شوق ورغبت پدیده هااستواراست درس فصلت آ۱۱بعنوان تمثیل یایک جریان تکوینی مطرح شده است که خداوندباسمان وزمین فرمود:تمام هستی موظفندبامیل ورغبت یابه کراهت تحت فرمان الهی انجام وظیغه کنندمخلوقات این طورواکنش میدهند:مابامیل ورغبت درتحت اطاعت شماییم.این اطاعت عاشقانه مطلوب الهی ازعالم انسانی است:(ماانسان رابسبیل رشدهدایت کردیم حال میخواهدشاکرباشدیاکافر).باوتحمیل نمیشودواختیارعمل دارد.  

+ نوشته شده توسط م . ک در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت 12:53 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM