تاریخچه مختصر:اگربخواهیم به موضوع بطورکلی نگاه کنیم مدیریت به معنای واقعی ازان خدابوده که بعنوان خالق وناظم وناظردرتمامی براهین بشری یادمیشودکه ازازل تاابدخواهدبود اسمان وزمین وانسان(آدم وحوا)آفریدودراینحال جهت تبشیروتنذیربشر،پیامبران،کتب اسمانی وامامان حول محورمدیریت واحدیعنی اعتراف واعتقادعملی بوحدانیت ذات حق(توحیدذاتی)فرستاد رویای مدیریت رامیتوان در۵۰۰۰سال قبل ازمیلادمسیح دربین سومریها مشاهده کرداحداث بناههای عظیمی چون دیوارچین،معابدوپلها، جاده هاواهرام مصربدون اقدامات مدیریتی غیرممکن بنظرمیرسد.حتی لشکرکشیهای عظیم اسکندر بدون برنامه ریزی ومدیریت نبوده است بااینحال علم مدیریت رامیتوان علمی نوظهوردانست زیراپیدایش ان بشکل نظام یافته بقرون اخیربرمیگرددتاقبل ازانقلاب صنعتی کارگاههاکوچک وباسرمایه کم معدودکارگروکارمنداداره میشدندمدیران این کارگاهها اغلب خودصاحبان همین سرمایه های کوچک بوده وخودماننددیگران کارمیکردندودرسمت مدیریت وظایفی نیزداشتند.توسعه فن اوری واختراعات اثرات شگرفی برصنعت وبازرگانی گذاشت که ازجمله واگذاری واداره سازمان بافرادی غیرازمالکین وبنام مدیران بوده است که یک برگ سهام مالکیت نسبت بسازمان رانداشتندپس یکی ازنتایج انقلاب صنعتی پیدایش طبقه مدیران بوده وازاواخرقرن۱۹مطالعات منظمی پیرامون دانش مدیریت صورت گرفته وزیربنای مدیریت امروزی راطراحی نمودپس انقلاب صنعتی وپیشرفت فن اوری ماشینی بمدیریت منتهی میشود.
تعاریف مدیریت:۱)کارکردن باوبوسیله مردم درجهت رسیدن باهداف مشترک وکسب رضای الهی.۲)بهترشناختن وبهتراداره کردن.۳)فرایندکسب اهداف بطورکاراوموثروازطریق دیگران.۴)مدیریت درمفهوم علوم:کشف پدیده ها برقراری ارتباطبین انها۵)درمفهوم هنر:کاربردعلم واگاهی نسبت به حقیقت وارائه کارنمایان وبرجسته۶)ودرمفهوم حرفه:کسب وکاروافزایش کسب دانش درکارکنان.۷)ترکیب وتلفیق منابع انسانی ومادی درجهت رسیدن باهداف درون سازمانی بامدیریت افرادتوانمندوماهر.
نتیجه تعاریف فوق دراسلام وغرب:دراسلام مدیریت بیشتررضایت الهی راضمن تامین منافع مشتری(منابع انسانی)مدنظرداردولی درغرب فقط برتامین سودمنابع انسانی وبیشترصاحبان سرمایه تاکید میکند.

 مدیریت ازدیدگاه قران و معصوم(ع):درایندیدگاه مدیریت نقش اساسی رادرتغییروتحولات اجتماعی بعهده دارد،پیامبر(ص)فرمودند((دوصنفندکه هرگاه صالح باشندامت صالح خواهندبودوهرگاه فاسدباشندامت فاسدخواهندبود،سوا ل شدیارسول خدا اینها چه کسانی اند؟فرمودند:علماوامیران جامعه)).علما کسانیکه رهبری فکری مردم را بعهده دارندوامیران کسانیکه مسوولیت اوضاع اجتماعی واجرایی راپذیراشده انداین دودرفسادواصلاح جامعه نقش دارندپس برای هرتغییروتحولی بایدروی ایندودسته سرمایه گذاری گردد.نکته مستفادازاین فرمایش:تاکیدصریح واولی پیامبربرلزوم علمی کردن اموروعلمی عملی کردن میباشدکه امروزه بعنوان مدیریت علمی مطرح شده است.حوزه ودانشگاه مشترکا خاستگاه اصلی مدیریتهای فرهنگی واجراییندوبایدپیوندسالم وسازنده بین انهابامحوریت اسلام وقران برقرارکردوازطریق قران زبان مشترکی بین انها پدیداورد.تافرهنگ ایندوحوزه قرانی باشدنهایتا انچه که پایه های فکری ومعنوی مدیریت اسلامی راتحکیم میبخشدقران است ومدیریت جهت اصلاح جامعه بایدخوداصلاح پذیرباشدقران میفرماید((انها که قران رامستحکم وباتمام قوت دردست میگیرندتاعمل کنندونمازرابپای داشتندمصلحانندوماهرگزاجرصالحانراضایع نمیکنیم)).پس شرط اساسی اصلاح مصلحان(مدیران)انست که:۱-مسلح به فرهنگ قرانی باشند.۲-مصمم به پیاده کردن این فرهنگ درجامعه به معنای واقعی باشندیعنی درک عمیق قران بهمراه اقدام به عمل(تمسک وتدبر).واین اصلاح انجام پذیرنیست مگربامرورمکررقران ورجوع مکرربه قران که زمینه های اصلاح مدیریتند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد ۱۳۸۸ساعت ۶:۴ ب.ظ  توسط م . ک  |