فرازهایی ازدستورات علی (ع) به مالک اشتر:

بی شک امیرمئومنان(ع) درطول تاریخ بشریت یکی ازماندگارترین چهره هادرتثبیت واجرای عدالت اجتماعی اندودراین راه متحمل انواع سختیها شده اندطوریکه بخاطراستقامت درعمل باین امرحکومت اسلامی دوستان هم به دشمن تبدیل شدند.ایشان درتقسیم بیت المال همواره برمساوات وبرابری تاکیدداشته ونافی وناهی رجحان خواص برعوام بودند.دشمنان که دردشمنی باحضرت ثابت قدم بودندامادوستان وی به دلیل بی توجهیش درتقسیم بیت المال وانتخاب امراوفرماندهان صرف خواص بودن به صف دشمنانش پیوستند.حضرت بیت المال راحق قانونی همگان ولومساوی میدانستندواین مسئله باعث پراکنده شدن برخی دوستان ازجمله جنابان طلحه وزبیرگشت.لذاشایسته است به گوشه ای ازفرازهای حکومتی گوهرایشان به مالک اشترازنهج البلاغه اشاره شود:

دستوراول : درباره دولت مردان

براستی که بدترین وزیرانت،کسی است که درحکومت پیشین وزیراشراروشریک گناهان آنان بوده است چنین کسانی محرم رازت نباشندکه اینان یارتبهکاران ویاورستم پیشگانند.گزینش اینان نبایدبراساس هوشیاری،اطمینان،خوش گمانی شخصی باشد.چه شخصیتهاخویش رابه خودآرایی،خوش خدمتی معرفی می کنندامادرپشت پرده اثری ازخیرخواهی وامانت نیست.پس توآنان رابه کارهایی که برای شایستگان پیشین کرده اندبیازمای وبرخوش نامترین ومعروفترین آنهابه امانت درمیان مردم تکیه کن((که این دلیل خیرخواهی تودرراه خداوامامی است که ازسوی اوماموری)).دراس هریک ازکارهایت سرپرستی بگذارکه بزرگی کارناتوانش نکندوبسیاری آن پریشانش نسازدوهرگاه درنویسندگانت عیبی بودوتوازآن غافل ماندی،بازخواستش برتوخواهد بود.

دستوردوم: درباره گزینش فرمانداران

ایشان راازمیان آزمودگان وآزرمیان که ازتباری شایسته وسابقه داردراسلام اندبرگزین که خوش خوتروآبرومندتروبی آزترودوراندیش ترند.درکارکارگزارانت بیندیش وآنهارابه آزمایش برگزین نه به دلخواه وخودسرانه که این دوشاخه ای ازمجموعه ستم وخیانت است.سپس به بررسی کارگزارانت بپردازوبازرسانی راستین وامین برایشان بگمار.چه بازرسی نهانی درکاراینهاعامل وادارکننده ایشان به امانت وخوش رفتاری بامردم وسبب عدم پراکندگی یاوران است.امااگریکی ازاینهادست به خیانت یازیدوگزارش بازرسان درباره اش یکسان بودبه گواهی این گزارشهابسنده کن ونخست اوراتنبیه بدنی کن وبه کیفرکردارش برسان آنگاه باتنزل پایه خوارش داروننگ خیانت رابراوبنشان وبندبدنامی رابرگردنش نه.

مکن با فرومایه مردم  نشست

چو کردی زهیبت  فروشوی دست

به  فتراک پا کان درآویزچنگ

که عارف  ندارد زدریوزه ننگ

دستورسوم : درباره انتخاب قضات

برای داوری درمیان مردم بهترین کسان رابرگزین-کسی که کاربرایش سخت ودشوارنباشدودادخواهان به خشمش نیارند.درلغزش پای نفشردوچون حق راشناخت دربازگشت به حق درنگ نکندبه جان آزمندنباشدوبه فهم اندک-بی آنکه بیندیشدوبفهمد بسنده نکند.درشبهات پردرنگ واستدلال گرباشد.ازمراجعه دادخواهان کمترخسته شودودرکشف امورشکیباتروچون حکمی هویداشدبرنده ترباشد.ازکسانی باشدکه ثناوستایش خودبین ومنحرفش نکند.اینگونه داوررابیشتردریاب وآنقدربه اوببخش که کمبودهایش ازمیان برودونیازش به مردم کم شودواوراازچنان پایگاهی درپیشگاه خویش برخوردارکن که دیگرنزدیکانت بدان طمع نکنندونتوانندناگهان ازارزش اودرپیش توبکاهند.دراین کاردوراندیش باش که این آیین دردست بدکارانی گرفتاربوده است که درآن به هوای وهوس ودنیاجویی کارمی کرده اند.

دستورچهارم:درباره کشاورزان،صنعتگران

کارخراج رابه سودخراج دهندگان بررسی کن که درصلاح خراج وشایستگی ماموران آن آسایش دیگران نیزهست ودیگران به صلاح نمی رسندمگربه آنان.چه همه مردم جیره خوارخراج وپرداخت کنندگان آنند.وبایدبه آبادانی سرزمینهابیش ازگرفتن خراج بیندیشی.چه مالیات جزازراه آبادانی به دست نمی آیدوآن کس که بدون آبادانی درطلب خراج است به ویرانگی شهرهاونابودی بندگان پرداخته وکارش جزاندک زمانی استوارنخواهدماند.اگرخراج دهندگان ازسنگینی مالیات یاعلت وآفت یابی آبی وخشکسالی نالیدندیاازدگرگونی زمینهای معمورخودبه واسطه سیل یاخشکسالی سخن گفتندتاآنجاکه امیدبه اصلاح کارآنان می رودازخرجشان بکاه چه این اندوخته ای است که باآبادکردن بلادوآراستن ولایات به توبرمی گردانندوتونیزموفق شده ای ستایش آنهارابه خودجلب کنی وبه گسترش عدل درمیان آنان خرسندباشی وبرتوان بیشتری که اندوخته تو ازراه رفاه بخشیدن واطمینانی است که ایشان به دادگری وسازگاری توپیداکرده انداعتمادکنی.به دنبال این خدمت چه بساکارهایی به آنهاواگذارکنی وباخوشدلی انجام دهندزیرامملکت آبادهرباری رامی کشدوویرانی سرزمیهابه تنگ دستی مردم آن است.

دستورپنجم:درباره بازرگانان،صنعتگران

سفارش سوداگران وصنعتگران رابپذیروخودنیزآنهارابه نیکی سفارش کن.اینهادوگروه اند:1-بازرگانان داخلی مقیم کشور2-بازرگانان خارجی که دارایی آنهادررفت وآمداست.صنعتگران نیز مردمی هستندکه ازبدن خودمایه می گذارندکه ایشان سرمایه های سودوبه دست آورندگان آن ازراههای دوروگوشه وکنارهای صحراودریاودشتهاوکوههای تهی ازانسانهایی است که کسی جرات رفتن آنجاهاراندارد.پس کاراینان راچه درکشوروچه دربیرون بلادخویش بررسی کن وبدان که باوجودهمه اینهادربسیاری ازاین سوداگران تنگ نظریهای آشکاروطمعهای زشت است که به اندیشه سوداحتکارمیکنندوگران می فروشندوچنین کاری زیانی همگانی داردوبرای زمامداران عیب است بنابراین ازاحتکارجلوگیری کن که رسول الله آن رامنع فرموده است.دادوستدهابایدآسان وبه نرخی باشدکه به فروشنده وخریدارستم نشود.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸ساعت ۷:۴۱ ب.ظ  توسط م . ک  |